بازدید: 99

عنوان مقاله: طراحی و اجرای سامانه خبره فازی به¬منظور پیشنهاد فناوریهای مدیریت دانش متناسب با نوع راهبرد

موضوع: مدیریت دانش
مولفین: آمنه خدیور، فاطمه مجیبیان
سال انتشار(میلادی): ۲۰۱۹
وضعیت: تمام متن
منبع: فصلنامه پژوهش های مدیریت دانش سازمانی، سال اول، شماره ۲، پاییز ۱۳۹۷ (آدرس فصلنامه: http://jkm.ihu.ac.ir)
تهیه و تنظیم: رسانه اجتماعی مدرسه مدیریت شهید بهشتی MGTschool.ir

چکیده

از آنجا که دسترسی به افراد خبره با محدودیتهای زمانی و مکانی همراه است، سامانه‌های خبره با هدف در دسترس قرار­دادن مهارتهای خبرگان به­منظور از میان برداشتن این محدودیتها به­وجود آمده‌اند. از طرفی مدیریت دانش با هدف بهبود و ارتقای عملکرد سازمانی از اهمیت زیادی برخوردار است. در این راستا هدف این پژوهش ارائه سامانه خبره فازی به­منظور پیشنهاد مناسبترین ابزارهای مدیریت دانش است. برای دریافت دانش مربوط از ده نفر خبره در زمینه مدیریت دانش بهره گرفته شده است. سامانه پیشنهادی شامل پایگاه دانش قواعد فازی، موتور استنتاج بر پایه منطق فازی و استنتاج ممدانی، و واسط کاربری گرافیکی در نرم‌افزار متلب است. ورودیهای سامانه شامل ساختار سازمانی، راهبرد سازمان، راهبرد مدیریت منابع انسانی، سطح بلوغ فناوری اطلاعات، اندازه سازمان و نبود اطمینان محیطی است. خروجی این سامانه ابزارهای مناسب مدیریت دانش است که بر اساس نوع فرایند انتخاب­شده به کاربر پیشنهاد می­شود. برای تعیین عملکرد سامانه خبره طراحی شده، شرکت هلدینگ آرش شامل ۵۰۰ کارمند مورد بررسی قرار گرفت و نتایج به تفکیک فرایندهای مدیریت دانش ارائه شد. کاربران سامانه پیشنهادی عبارت است از: دانشجویان، سازمانها، پژوهشگرانی که قصد توسعه چنین سامانه­هایی را دارند و افرادی که قصد استفاده از دانش سامانه را دارند.

كليدواژه‌ها: سامانه خبره؛ ابزارهای مدیریت دانش؛ منطق فازی؛ استنتاج ممدانی؛ واسط کاربری.

 

مقدمه

امروزه که هر لحظه شاهد پیشرفتهای زیاد فناوری اطلاعات هستیم، وجود این فناوریها و تواناییهایی که سامانه­ها و ابزارهای آن به­وجود می­آورد، جزء جداناشدنی هر سازمان است؛ نه فقط به­دلیل اینکه فناوری اطلاعات در سازمان مزیتی رقابتی به­شمار می­رود بلکه بدون فناوری اطلاعات، ادامه حیات هر سازمان تقریبا غیرممکن است؛ ازجمله این سامانه‌ها، مدیریت دانش است. مدیریت دانش بر این فرض استوار است که انسان باوجود دانش زیادی که دارد، نمی‌تواند بی‌درنگ همه دانش خود را یکباره به­کار گیرد و به حل مسئله‌ای پیچیده بپردازد؛ به­عبارتی مغز انسان این توان را ندارد که بتواند تمام آنچه را می‌داند به تصویر بکشد. سازمانها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. مدیریت دانش در سازمانها به­منظور به­دست آوردن دانش از فرایندهایی ایجاد می‌شود که در سازمان صورت می‌گیرد؛ به­عبارتی از طریق مدیریت دانش سازمان به­دنبال به‌دست­آوردن و یا ایجاد دانشی است که بالقوه مفید است و می‌تواند در هر مکان و زمان خاص مورد استفاده قرار گیرد تا با حداکثر تأثیر مثبت خود موجب بهبود عملکرد سازمانی شود. از طرفی یکی از ابزارهای مدیریت دانش، سامانه‌های خبره است. سامانه‌های خبره یکی از شاخه‌های هوش مصنوعی است که همچون فردی خبره و با استفاده وسیع از دانش تخصصی به حل مسائل می‌پردازد (غضنفری و کاظمی، ۱۳۸۲). دانشهای بیشتر سامانه‌های خبره بر اساس برقراری ارتباط با فرد خبره در مرحله گرفتن دانش کسب می‌شود. از سوی دیگر هر سامانه خبره می‌تواند در موقعیتهایی که فرد خبره در دسترس نیست و یا وجود ندارد نیز توسعه یابد (یحیوی فرکوش، ۱۳۹۲). بنابراین می­توان گفت سامانه خبره سامانه‌ای رایانه­ای است که از توان تصمیم­گیری افراد خبره تقلید می‌کند. لغت تقلید به این معناست که سامانه خبره تلاش می‌کند در تمام جنبه‌ها شبیه فرد خبره عمل کند (ایرانمنش و همکاران، ۱۳۹۴). از آنجا که چگونگی تأثیر بیشتر متغیرهای سازمانی بر انتخاب ابزار و شیوه مدیریت دانش، کیفی و با نبود قطعیت و ابهام همراه است، روشهای قطعی تصمیم­گیری نمی‌تواند راهکار کاملی برای انتخاب در زمینه این مسئله ارائه کند؛ لذا در این پژوهش سعی می‌شود سامانه خبره فازی طراحی شود که بتواند مناسبترین ابزار مدیریت دانش را برای کسب و کار پیشنهاد کند.

 

مروری بر ادبیات نظری

۱ ـ مدیریت دانش و ابزارهای آن

دانش دارایی با ارزش سازمانها شناخته شده است. مدیریت دانش می‌تواند عملکرد سازمانی را افزایش دهد؛ کیفیت خدمات را بهبود بخشد و مزیت رقابتی سازمان را حفظ کند (Jasimuddin, 2012).

در حال حاضر سازمانهایی که مدیریت دانش را به­کار می‌گیرند به­طور گسترده­ای برای بهبود دانش در شرکتهای خود تلاش می‌کنند. از سوی دیگر نیومن و کونارد[۱] (۲۰۰۰) اظهار می‌کنند که مدیریت دانش رویکردی یکپارچه برای تشخیص، تسخیر، بازیابی، به اشتراک‌گذاری و ارزیابی داراییهای اطلاعاتی سازمان است. این داراییهای اطلاعاتی شامل پایگاه‌های داده، سیاستها، روشها و یا تخصص و تجربه‌های ضمنی ذخیره نشده در ذهن افراد است. فرایندهای مدیریت دانش همان فعالیتهای فردی و جمعی داخل و خارج سازمان است که بر پایه دانش قرار دارد. این فرایندها شامل زیر فعالیتهایی است که برای هر سازمانی بسته به نوع فعالیتهای اصلیش متفاوت است. هیچ توافقی میان دانشمندان بر تعداد فرایندهای مدیریت دانش وجود ندارد. جدول ۱ نظر دانشمندان مختلف را در مورد فرایندهای مدیریت دانش نشان می‌دهد.

 

جدول۱٫ فرایندهای مدیریت دانش از دیدگاه پژوهشگران مختلف (Alharithy, 2015)

شماره نویسنده/ سال فرایندهای مدیریت دانش
۱ نوناکا و تاکوچی[۲] (۱۹۹۵) ۱ ـ مشارکت  ۲ ـ تجسم  ۳ ـ انسجام ۴ ـ درونی‌سازی
۲ هیسیک و وربک[۳] (۲۰۰۰) ۱ ـ تشخیص دانش  ۲ ـ تعریف اهداف  ۳ ـ تولید دانش  ۴ ـ ذخیره‌ دانش          ۵ ـ توزیع دانش  ۶ ـ به­کارگیری دانش
۳ اولویک و ووکوویچ[۴] (۲۰۰۱) ۱ ـ جمع‌آوری دانش  ۲ ـ سازماندهی‌ دانش ۳ ـ تصفیه دانش ۴ ـ ارائه دانش  ۵ ـ انتشار دانش
۴ اسکایرم[۵] (۲۰۰۱) ۱ ـ ایجاد دانش  ۲ ـ مشخص کردن دانش  ۳ ـ جمع‌آوری دانش ۴ ـ نظارت بر دانش  ۵ ـ تقسیم‌بندی دانش  ۶ ـ یادگیری  ۷ ـ اعمال دانش  ۸ ـ استفاده از دانش  ۹ ـ حفاظت از دانش  ۱۰ ـ ارزیابی
۵ لادون و لادو[۶] (۲۰۰۱) ۱ ـ به­دست‌آوردن دانش ۲ ـ ایجاد دانش ۳ ـ تقسیم دانش ۴ ـ توزیع و انتشار دانش
۶ توربان[۷] (۲۰۰۲) ۱ ـ ایجاد دانش ۲ ـ به­دست آوردن دانش ۳ ـ تصفیه دانش   ۴ ـ ذخیره دانش  ۵ ـ مدیریت دانش  ۶ ـ انتشار دانش
۷ هلوپیک[۸] (۲۰۰۲) ۱ ـ تولید دانش  ۲ ـ شناسه­گذاری کردن دانش  ۳ ـ انتقال دانش
۸ مک الوری[۹] (۲۰۰۳) ۱ـ یکپارچه‌سازی دانش شامل شناسه­گذاری، ذخیره‌سازی، بازیابی و انتشار  ۲ ـ تولید دانش شامل ایجاد و نوآوری
۹ بوتیلر و شیرر[۱۰] (۲۰۰۴) ۱ ـ تشخیص دانش ۲ ـ کشف دانش ۳ ـ دریافت دانش ۴ ـ تولید دانش         ۵ ـ  ذخیره‌سازی و تنظیم دانش ۶ ـ استفاده و بکارگیری دانش
۱۰ گوپتا و مک دنیل[۱۱] (۲۰۰۲) ۱ ـ به­دست­آوردن دانش ۲ ـ پالایش دانش ۳ ـ سازماندهی دانش ۴ ـ گسترش دانش ۵ ـ کاربرد دانش

در این پژوهش، چهار فرایندی برای الگوی پژوهش در نظر گرفته می‌شود که بیشتر پژوهشگران بر آن به­توافق رسیده‌اند. این چهار فرایند شامل کسب دانش، ذخیره‌سازی دانش، انتشار دانش و کاربرد دانش است.

به­منظور به­کارگیری دانش در بهبود رقابت سازمانها، دانستن عواملی بسیار مهم و حیاتی است که مدیریت دانش را تحت تأثیر قرار می‌دهد.. بنابراین شناخت عوامل مؤثر در انتخاب فناوری و یا ابزار مناسب استفاده از دانش سازمانی ضروری است. ابزارهای مدیریت دانش همان ابزارهایی است که کارایی برنامه‌های مدیریت دانش و فرایندهای آن (ازجمله تولید دانش، شناسه­گذاری دانش و انتقال دانش) را حمایت می‌کنند (Ruggles, 1997). هم­چنین این ابزارها می‌تواند فرایندهای دانش را برای بهبود تصمیم‌گیری توانمند سازد. همه ابزارهای مدیریت دانش بر پایه رایانه نیستند؛ اما بیشتر آنها ابزارهای الکترونیکی است؛ چراکه باید در برابر تأثیرات سازمانی پویا و سریع عمل کند (Grantham & Nicholas, 1993). ابزارهای دسترسی به داده، پردازش بر خط، استفاده از اینترنت و گروه­افزارها برای حمایت از تصمیم‌گیری روز­به­روز گسترده‌تر شده و سنگ بنای اصلی مدیریت امروزی است (Tyndale, 2000). در این پژوهش دو راهبرد سیستم‌گرا و انسانگرا برای مدیریت دانش در نظر گرفته شده است. برای اینکه بتوان ابزار و فناوری دانش متناسب با سازمان انتخاب کرد ابتدا باید راهبرد متناسب با سازمان را در نظر گرفت. جدول ۲ ابزارهای مدیریت دانش را به تفکیک راهبرد‌های مدیریت دانش ارائه می­کند.

 

 

 

جدول ۲٫ ابزارهای مدیریت دانش به تفکیک نوع راهبرد

فرایند راهبرد مدیریت دانش ابزارهای حمایت‌کننده مدیریت دانش
اجتماعی‌سازی انسانگرا نشست‌های الکترونیکی / همکاریهای همزمان / گروه­افرازها / سامانه‌های مکانیابی متخصصان / ملاقاتهای همزمان (شامل همایشهای ویدئویی و نوشتاری)
سیستم‌گرا سامانه­های الکترونیکی مدیریت ارتباط با مشتریان / سامانه‌های الکترونیکی ارتباط با تأمین‌کنندگان و ذی‌نفعان / پورتال سازمانی / سی / سامانه‌های اشتراک دانش / سامانه‌های گپ داخلی / اینترانت داخلی سازمان / ابزارهای ارتباط از راه دور
ترکیب انسانگرا پشتیبان تصمیم‌گیری / سامانه‌های خبره / هوش مصنوعی
سیستم‌گرا شبیه­سازی / پیش­بینی / داده‌کاوی و تمام ابزارهای آن / ابزارهای متن کاوی / مدیریت متن و محتوی / مدیریت فایل و مستندات
بیرونی‌سازی انسانگرا گروه‌های خبری / نشستهای الکترونیکی / همکاریهای همزمان / گروه افرازها / سامانه‌های مکان‌یابی متخصصان / ملاقاتهای همزمان (شامل همایشهای ویدئویی و نوشتاری)
سیستم‌گرا اجرای طرحهای اخذ دانش / مستندسازی تجربیات / طرحهای مهندسی دانش به صورت ماشین‌گرا / ابزارهای ارتباط از راه دور مثل اینترانت، پورتال، گروه­افرازها و…
درونی‌سازی انسانگرا آموزش الکترونیکی / کارآموزی مجازی
سیستم‌گرا ابزارهای فراداده‌ها و فرادانش‌ها / ابزارهای تحلیل اسناد / ابزارهای تحلیل اطلاعات

 

تاکنون پژوهشهای متعددی در زمینه بررسی عوامل تأثیرگذار بر مدیریت دانش و انتخاب ابزارهای مناسب برای مدیریت دانش ارائه شده است. نیگای و چان[۱۲] (۲۰۰۵) در پژوهش خود معیارهای متفاوتی از جمله هزینه، وظیفه‌گرایی، مدیریت مستندات، ارتباطات و… را برای انتخاب ابزار مناسب در مدیریت دانش در نظر گرفتند و پس از رتبه­بندی معیارها به رسم درخت تصمیم پرداختند. سپس بر اساس روش فریند تحلیل سلسله­مراتبی و مقایسه دودویی میان عوامل تصمیم‌گیری ابزار مناسب را پیش­بینی کردند. خدیور و همکاران (۱۳۹۳) در پژوهشی عوامل تأثیرگذار بر انتخاب راهبرد مدیریت دانش سازمانی را از چارچوبها و الگوهای مفهومی موجود استخراج، و سپس یک سامانه خبره فازی به­منظور انتخاب راهبرد مناسب مدیریت دانش با توجه به عواملی طراحی کردند که بر راهبرد مدیریت دانش تأثیر دارد. بویوکوزکان و همکاران[۱۳] (۲۰۱۱) پژوهشی در زمینه کمک به افراد برای شناسایی مناسبترین ابزار مدیریت دانش به­منظور افزایش اثربخشی و مزیت رقابتی سازمان ارائه کردند. آنها برای تبدیل عبارتهای کلامی به مقادیر قابل اندازه‌گیری از روش فازی ویکور استفاده کردند. هاموندا و همکارانش[۱۴] (۲۰۰۹) در مقاله خود یک برنامه کاربردی بر اساس الگوی فرایند تحلیل سلسله مراتبی به­منظور انتخاب فناوری مدیریت دانش در محیط فازی ارائه کردند و به جنبه‌های مثبت و منفی عواملی مانند سود سازمان، هزینه‌ها و خطر‌ها پرداختند. بونداو[۱۵] (۲۰۱۳) عواملی را که بر مدیریت دانش هر سازمان تأثیر می‌گذارد در دو دسته عوامل سازمانی و عوامل رفتاری قرار داد. عوامل سازمانی شامل رهبری و راهبرد، فرهنگ سازمانی، فناوری اطلاعات، زیرساختها و اندازه سازمان معرفی شده و عوامل رفتاری شامل جنسیت، سن، موقعیت شغلی و تحصیلات است. درنهایت باتوجه­به پرسشنامه‌های توزیع­شده، عوامل رفتاری در سطح معناداری نبود و عوامل سازمانی اندازه سازمان و زیرساختهای فناوری اطلاعات از دیگر عوامل مهمتر جلوه کرد. مارتینز و همکاران[۱۶] (۲۰۱۱) عوامل سازمانی و رفتاری مؤثر بر فرایند حفظ دانش را شناسایی کردند به­طوری­که تمرکز آنها بیشتر دانش ضمنی بود و کمتر به دانش صریح پرداختند. پس از تجزیه و تحلیلهای عوامل متعدد، نه عامل کلیدی شناسایی شده است. این عوامل شامل عملکرد مدیریت، حمایت و تشویق سازمانی، رفتار دانشی، اجرای راهبرد، رهبری، خطرهای از دست رفتن دانش افراد و رشد و توسعه دانش است. سنتبلی و همکاران[۱۷] (۲۰۱۸) یک سامانه پشتیبان تصمیم فازی سه­بعدی به­منظور بهبود اثربخشی و کارایی مدیریت دانش سازمانی پیشنهاد کردند. نتایج پژوهش آنها نشان می­دهد DSS پیشنهادی به مدیران اجازه ارزیابی فرایندهای مدیریت دانش را می‌دهد و مشخص می‌کند که کدام KMS با ماهیت دانش درون سازمان آنها منطبق است و بخوبی می­تواند سبب افزایش کارایی و اثربخشی شود. شکوهیار و همکاران (۲۰۱۸) نیز یک سامانه خبره فازی برای پشتیبانی زنجیره تأمین فناوری اطلاعات پیشنهاد کردند. این پژوهشگران به­منظور بهبود مدیریت زنجیره تأمین با استفاده از IT، سامانه­ای مبتنی بر صفحات وب با چهار لایه پردازشگر ارائه کردند ولی در پژوهش آنها به بحث فرایندهای مدیریت دانش اشاره­ای نشده است. هدف این پژوهش طراحی سامانه­ای است که بتواند با در نظر گرفتن نبود قطعیت و ابهام در سازمان، بهترین ابزارها و راهکارهای مدیریت دانش را ارائه کند تا سازمان به مزیتهای رقابتی بیشتر ناشی از به‌کارگیری مدیریت دانش دست یابد.

۲ ـ سامانه­‌های خبره فازی

سامانه خبره برنامه رایانه­ای هوشمندی است که از دانش و روشهای استنتاج برای حل مسائلی استفاده می­کند که به اندازه کافی پیچیده، و برای حل آنها به هوش بشر متخصص نیاز است؛ به‌عبارت دیگر سامانه خبره الگو یا روال در ارتباط با آن الگو است که در مورد موضوعی خاص و پیچیده و مربوط به دامنه محدودی مانند فردی متخصص در آن موضوع در حل مسائل، مهارت نشان می‌دهد (یحیوی فرکوش، ۱۳۹۲). دانش سامانه خبره ممکن است با نبود قطعیتی همراه باشد که به یکی از دلایل زیر به وجود آمده است:

ـ فرد خبره همواره از ابزارهایی آگاه نیست که در فرایند استدلال خود استفاده می‌کند.

ـ بازنمایی دانش ممکن است نبود قطعیت را به دانش ارائه­شده تحمیل کند.

ـ مهندس دانش قادر به جمع‌آوری کل دانش از فرد خبره نیست و به­همین دلیل دانش جمع‌آوری­شده ممکن است با نبود قطعیت همراه باشد.

خبرگان اغلب با مسائلی روبه­رو می­شوند که اطلاعات آنها ناقص و یا غیرقابل اطمینان است. این مسئله، پژوهشگران سامانه‌های خبره را بر آن داشت که به­دنبال روشی برای مدیریت استنتاج غیر دقیق باشند (ایرانمنش و همکاران، ۱۳۹۴). چگونگی اعمال نبود قطعیت در سامانه‌های خبره، ترکیب داده‌های غیرقطعی با یکدیگر و نتیجه‌گیری بر اساس داده‌های غیرقطعی با استفاده از ساختار منطق فازی صورت می‌گیرد. سامانه‌های خبره فازی مفاهیم نظریه مجموعه‌های فازی و منطق فازی را با یکدیگر تلفیق، و چارچوب ارائه دانش زبانی را همراه با نبود قطعیت فراهم می‌کند (منتظر و ساروخانی، ۱۳۸۷). منطق فازی روشی است که ظرفیت و تفکر انسانها را به­منظور استدلال نادقیق و تقریبی الگو می‌کند؛ لذا انسان می‌تواند در وضعیت نبود اطمینان از استدلال تقریبی استفاده کند (شوندی، ۱۳۸۵).

سامانه خبره فازی، سامانه خبره‌ای است که با استفاده از مجموعه‌ای از توابع عضویت فازی و قوانین فازی ایجاد شده است. یک معماری ساده و قابل فهم از یک سامانه خبره فازی مطابق شکل ۱ است.

رابط فازی‌سازی
موتور رابط
رابط غیرفازی‌سازی
پایگاه قواعد فازی
ورودی واضح
ورودی فازی
 قواعد
 خروجی فازی
 خروجی واضح

شکل ۱٫ معماری ساده یک سامانه خبره فازی (Abraham,  ۲۰۰۵)

 

در این پژوهش در ساخت سامانه خبره فازی با استفاده از جعبه ابزار منطق فازی در نرم­افزار متلب از واسط گرافیکی جعبه ابزار منطق فازی استفاده شده است.

 

روش‌شناسی پژوهش

پژوهش از نظر هدف، کاربردی، و بر اساس روش از نوع پژوهشهای توصیفی است. در این پژوهش برای توسعه سامانه خبره از رویکرد قاعده­محور[۱۸] استفاده شده است. در رویکرد قاعده‌محور حل مسئله در دامنه خاصی از دانش با استفاده از قواعد اگر ـ آن‌گاه نشان داده می­شود که به­عنوان رویکرد استاندارد در هوش مصنوعی شناخته شده است. تولید سامانه خبره فازی، که بتواند ابزار مناسب مدیریت دانش متناسب با سازمان را معرفی کند، نیازمند دانش کافی است. در این پژوهش این دانش از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و با استفاده از توسعه الگو‌های مختلف مدیریت دانش ایجاد، و در پایگاه دانش سامانه خبره ذخیره شده است. در الگوی مفهومی پژوهش (شکل ۲) ابتدا راهبرد دانش مورد نظر بر اساس معیارهای تصمیم‌گیری انتخاب، و پس از آن بر اساس عوامل تأثیرگذار بر فرایندهای مدیریت دانش، ابزارها و روشهای مناسب با هر فرایند مشخص می‌شود.

ابزارها و روشهای مناسب مدیریت دانش

 

ابزارها و روشهای مناسب مدیریت دانش

 

نقش ابزارها و روشهای مبتنی بر راهبرد سیستم‌گرا

 

نقش ابزارها و روشهای مبتنی بر راهبرد انسان‌گرا

 

انتخاب فرایند مدیریت دانش

 

انتخاب فرایند مدیریت دانش

 

نقش راهبرد مدیریت دانش

 

راهبرد عمومی کسب و کار
راهبرد سازمان
نبود اطمینان محیطی
خروجی
خروجی
اندازه سازمان
ساختار سازمانی
سطح بلوغ
راهبرد انسانگرا
راهبرد سیستم گرا
راهبرد سازمان
نبود اطمینان محیطی
اندازه سازمان

 

شکل ۲٫ شمای کلی الگوی پژوهش

 

با توجه به معیارهایی که برای انتخاب راهبرد و ابزارهای مدیریت دانش شناسایی شد برای هر فرایند، جداگانه ۴۸ انتخاب به­وجود آمد که در مجموع برای تمام فرایندهای مدیریت دانش (گرفتن دانش، ذخیره‌سازی دانش، اشتراک دانش و کاربرد دانش) ۱۹۲ قاعده به‌دست آمده است. این قواعد یا نقشها در جدولی به شکل پرسشنامه با استفاده از طیف لیکرت ۵ تایی در اختیار خبرگان قرار داده شد. درنهایت نقشهای نهایی به تأیید نظر خبرگان رسید و در مجموع میانگین طیف برای هر نقش، نمره قابل قبولی را کسب کرد.

اجرای سامانه خبره فازی پیشنهاد ابزارهای مدیریت دانش

ساخت سامانه خبره نیازمند ابزارهای اجرا است و باتوجه به­اینکه سامانه خبره مورد نظر به چه­منظوری ساخته شده و به­کار می‌رود، ابزارهای اجرای مناسب انتخاب می‌شود. در این پژوهش برای اجرای سامانه خبره فازی پیشنهادی به­منظور پیشنهاد مناسبترین ابزارهای مدیریت دانش از نرم‌افزار متلب استفاده شده است.

ایجاد متغیرها و شناسه­گذاری ابزارهای مدیریت دانش

برای ایجاد متغیرهای ورودی در نرم افزار متلب از اعداد فازی مثلثی استفاده شده و شیوه محاسبات فازی از نوع استنباط ممدانی است که دامنه مقادیر ممکن برای آنها بین صفر تا صد تعیین شده است. متغیرهای مربوط به انتخاب راهبرد مدیریت دانش شامل ساختار سازمانی، راهبرد سازمان، راهبرد مدیریت منابع انسانی و سطح بلوغ فناوری اطلاعات در سازمان است؛ به­عنوان نمونه متغیر ورودی ساختار سازمانی مطابق شکل ۳ است.

 

 

شکل ۳٫ متغیر ورودی ساختار سازمانی

متغیر خروجی نیز راهبرد مناسب مدیریت دانش است (شکل ۴) که این خروجی به­عنوان ورودی در سامانه فازی بعدی (انتخاب ابزار مدیریت دانش) استفاده می­شود.

 

 

شکل ۴٫ خروجی مربوط به راهبرد دانش

 

متغیرهای ورودی مربوط به انتخاب ابزارهای مدیریت دانش شامل اندازه سازمان، مدیریت دانش، عدم اطمینان محیطی و راهبرد سازمان است که به­عنوان نمونه متغیر ورودی اندازه سازمان به­صورت شکل ۵ تعریف می‌شود.

 

 

شکل ۵٫ متغیر ورودی اندازه سازمان

از آنجا که فرایند مدیریت دانش در انتخاب ابزارهای مناسب مدیریت دانش تأثیرگذار است به­ازای هر فرایند مدیریت دانش خروجیهای متفاوتی مشاهده می­شود. بنابراین خروجیها مربوط به فرایند گرفتن دانش، ذخیره‌سازی دانش، اشتراک دانش و کاربرد دانش است؛ به­عنوان نمونه خروجی مربوط به فرایند اخذ دانش به صورت شکل ۶ است.

 

 

شکل ۶٫ متغیر خروجی مربوط به فرایند گرفتن دانش

 

از آنجا که ابزارهای مدیریت دانش زیادی وجود دارد برای به­کاربردن درست آنها در سامانه خبره پیشنهادی به شناسه­گذاری آنها در هر شاخه از فرایندهای مدیریت دانش نیاز است و پس از آن نقشهای مربوط به انتخاب راهبرد دانش و ابزار مدیریت دانش تعریف می‌شود.

طراحی واسط کاربری

واسط کاربری ابزاری است که از فرمها، منوها، شکلها و… تشکیل می‌شود و کاربر به‌وسیله آن می‌تواند با سامانه خبره ارتباط برقرار کند. این واسط کاربری ورودیها را از کاربر دریافت می‌کند و پس از فازی‌سازی آن و با استفاده از قواعد، استنتاج مناسبی صورت می‌گیرد. درنهایت نتیجه محاسبات غیر فازی، و دوباره از طریق همان رابط کاربری برای کاربر به نمایش گذاشته می‌شود. در این پژوهش این واسط کاربری به شکل گرافیکی و با کاربری ساده و قابل درک با نرم‌افزار متلب برای کاربران طراحی شده است. این واسط گرافیکی در شکل ۷  نمایش داده شده است.

 

 

شکل ۷٫ رابط گرافیکی سامانه خبره فازی انتخاب ابزار مناسب مدیریت دانش

 

در قسمت بالا معیارهای انتخاب راهبرد و ابزارهای مدیریت دانش قرار دارد. همان­طور که نشان داده شده است کاربر باید مقادیر معیارها را روی نواری فازی مشخص کند. این مقادیر ورودی سامانه است. در قسمت پایین سمت چپ نوع فرایند مورد نظر به­منظور بهبود توسط کاربر انتخاب می­شود. این انتخابها شامل چهار گزینه فرایند گرفتن دانش، فرایند ذخیره‌سازی دانش، فرایند اشتراک دانش و فرایند کاربرد دانش است. پس از اینکه کاربر تمام ورودیهای مورد نیاز را در اختیار سامانه قرار داد با فشردن کلید نتیجه، نتایج محاسبات سامانه در پنجره Result نمایش داده می‌شود. این نتایج شامل راهبرد مناسب مدیریت دانش و ابزارهای مناسب مدیریت دانش با توجه به فرایند انتخاب شده است.

به­کارگیری سامانه خبره پیشنهادی در سازمانی خاص

برای تعیین عملکرد سامانه پیشنهادی از اطلاعات مربوط به هلدینگ آرش استفاده شد. این سازمان ۵۰۰ کارمند دارد که در بررسیها و مصاحبه‌ با مدیران شرکت، اطلاعات مربوط به آنها شناسایی، و در سامانه خبره فازی پیشنهادی مطابق شکل ۸  وارد شده است.

 

 

شکل ۸٫ نتایج ورود اطلاعات هلدینگ آرش

 

بر اساس اطلاعات، ساختار این شرکت نسبتا ارگانیک بوده، و راهبرد سازمان تا حدودی بر مدیریت هزینه‌ها استوار، و روابط بین افراد در سازمان از روابط اداری دور است. در این سازمان زیرساختهای فناوری اطلاعات به نسبت کم است و اندازه سازمان نسبت به دیگر سازمانهای مشابه در این حوزه متوسط رو به بزرگ است. به­علاوه در حوزه کاری شرکت، نبود اطمینان محیطی متوسط رو به زیاد است. نتایج ورود اطلاعات سازمان به تفکیک فرایندهای مدیریت دانش در جدول ۳ نشان داده شده است.

 

جدول ۳٫ نتایج ورود اطلاعات هلدینگ آرش به تفکیک فرایندهای مدیریت دانش

فرایند گرفتن دانش فرایند ذخیره‌سازی دانش فرایند اشتراک دانش فرایند کاربرد دانش
مدیریت ارتباط با مشتری، مدیریت ارتباط با تأمین‌کننده، اینترانت، سامانه‌های اشتراک دانش، شبیه‌سازی، سامانه‌های پیش‌بینی، ابزارهای تجزیه و تحلیل داده، سامانه‌های مدیریت مستندات، نشستهای آنلاین، استفاده از گروه‌افزارها، ارتقای سطح استفاده از فناوری اطلاعات، سامانه‌های پشتیبانی از تصمیم ابزارهای فراداده‌ها و فرادانشها، ابزارهای تحلیل مستندات، اجرای سامانه‌های گرفنن دانش طراحی شده، مستندسازی تجربیات، مهندسی دانش ماشین‌گرا، توسعه ارتباطات از راه دور، گروه‌های خبری الکترونیکی، نشست‌های آنلاین، همکاری‌های آنلاین، کارآموزی مجازی، ارتباطات بر پایه رایانه توسعه وب، ابزارهای همکاری گروهی، پایگاه‌های داده و انبارهای داده، ابزارهای همکاریهای آنلاین، آموزش الکترونیکی، ابزارهای همکاری گروهی، ویدئو کنفرانس، چت، سامانه‌های مکانیابی متخصصان، ارتباطات از راه دور سامانه‌های خبره، سامانه برنامه­ریزی منابع سازمان، سامانه‌های مدیریت اطلاعات، سامانه‌های پشتیبانی از تصمیم، سامانه‌های مبتنی بر مورد، ضبط و انتقال دانش

 

نتیجه‌گیری و پیشنهادها

با بهره‌گیری از سامانه‌های خبره می­توان دانش سازمانها را قبل از اینکه از دسترس خارج شود، ذخیره کرد؛ وابستگی انحصاری به یک نخبه را کاهش داد؛ خطا و تنتقض را کم کرد و دانش را به اشتراک گذاشت. این امر نشان می‌دهد که در هر حوزه‌ای از دانش به‌کارگیری سامانه‌های خبره موجب ارتقای سطح علمی افراد غیرمتخصص و بهره‌مند شدن از نتایج با ارزش می‌شود. در این پژوهش یک سامانه خبره فازی برای پیشنهاد مناسبترین ابزار مدیریت دانش در سازمان ارائه شده است. بر این اساس ابتدا دانش مورد نیاز بر اساس پژوهشهای پیشین و الگو‌های ارائه شده بدقت جمع­آوری، و معیارهای تصمیم‌گیری از آنها استخراج شد. ورودی این معیارها به­شکل فازی بود و توسط استنباط ممدانی، نتیجه‌گیری شد. درنهایت با روش مرکز ثقل غیرفازی‌شده و با توجه به نقشها و قواعدی که برای آنها در نظر گرفته شده بود ابزارهای مناسب مربوط به فرایند مدیریت دانش در اختیار کاربر قرار گرفت.

تفاوت سامانه پیشنهادی این پژوهش با سامانه­های طراحی شده پیشین در موارد گوناگونی می­تواند مورد بحث قرار گیرد. در پژوهشی که توسط بونداو و همکارانش در سال ۲۰۱۳ در کشور تایلند صورت گرفته است، عوامل تأثیرگذار بر مدیریت سازمان شناسایی شد. عوامل رهبری، راهبرد، فرهنگ، فناوری اطلاعات، زیرساخت و اندازه سازمان به عنوان عوامل سازمانی و عوامل سن، جنسیت، موقعیت شغلی و سطح تحصیلات به عنوان عوامل فردی در نظر گرفته شده؛ اما در این پژوهش عوامل محیطی دیده نشده و علاوه­بر آن به­نوع تأثیر عوامل و مقادیر ممکن برای هر عامل پرداخته نشده است. در پژوهشی که توسط سنتبلی و همکارانش در سال ۲۰۱۸ صورت گرفته نسبت به راهبردهای مدیریت و ابزارهای مدیریت دانش نگاهی جامع وجود داشته و تنها به بخشی از فرایند مدیریت دانش پرداخته شده است.

علاوه­بر این، معیارهای این پژوهش برخی از معیارهای پژوهشهای پیشین است که باتوجه به فرایندهای مدیریت دانش توسعه داده شده است. تفاوت دیگر این است که بسیاری از سامانه­های خبره پیشین بدون توجه به فازی بودن عوامل تصمیم­گیری نسبت به اجرا اقدام کرده­اند در حالی‌که بسیاری از متغیرهای مورد استفاده در پژوهش به صورت زبانی و فازی از کاربران دریافت می­شود.

پیشنهاد می­شود در پژوهشهای بعدی سامانه­ای طراحی شود که بتواند با معیارها و عوامل بیشتری راهبرد و ابزارهای مدیریت دانش را ارائه کند و یا سامانه­ای که بتواند زیرساختهای مورد نیاز برای استفاده از ابزارهای مدیریت دانش را پیشنهاد کند. هم­چنین برای تحقیقات آینده پژوهشی صورت گیرد که مشخص کند افراد و سازمانها برای بهبود عملکرد خود به چه میزان از پژوهشهای مدیریت دانش استفاده می­کنند.

 

منابع

ایرانمنش، حسین؛ پاشاپور، شیما؛ آسترکی، مونا (۱۳۹۴). سیستم‌های خبره رویکردی کاربردی، تهران: انتشارات هزاره سوم اندیشه.

خدیور، آمنه؛ نصرآبادی، شهره؛ فلاح، الهام (۱۳۹۳). طراحی سیستم خبره فازی جهت انتخاب استراتژی مدیریت دانش، پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات، دوره ۳۰، ش ۱: ۹۱ ـ ۱۱۹٫

شوندی، حسن (۱۳۸۵). نظریه مجموعه­های فازی و کاربرد آن در مهندسی صتایع و مدیریت، تهران: انتشارات گسترش علوم پایه.

غضنفری، مهدی؛ کاظمی، زهره (۱۳۸۲). اصول و مبانی سیستم‌های خبره، تهران: انتشارات دانشگاه علم و صنعت.

منتظر، غلامعلی؛ ساروخانی، لیلا (۱۳۸۷). طراحی و پیاده‌سازی سیستم هوشمند شناسایی رفتار مشکوک در بانکداری اینترنتی به کمک نظریه مجموعه‌های فازی، فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران، دوره۲، ش ۱: ۹ ـ ۱۸٫

یحیوی فرکوش، منصور (۱۳۹۲). مبانی سیستم خبره و داده‌کاوی، تهران: انتشارات اول و آخر.

Abraham, A., (2005), “Rule-Based Expert Systems”, Handbook of Measuring System Design.

Alharithy, M., Knowledge Management Process in several organizations:
Analytical Study of modeling and several processes, International Conference on Communication, Management and Information Technology, Volume 65, pp. 726-733.

Boondao, R. 2013. Factors affecting knowledge management of
organizations in Thailand, International Journal of Conceptions
on Management and Social Sciences, 1(1): 22-24.

Bouthillier, F., & Shearer, K. (2004). Understanding knowledge management and information management: the need for an empirical perspective. Information Research, 8(1).

Büyüközkan, G., Feyzioglu, O., Cifci, G., (2011), Fuzzy Multi-Criteria Evaluation of Knowledge Management Tools, International Journal of Computational Intelligence Systems, Volume 4, Issue2, pp. 184-195.

Centobelli, P., Cerchione, R., Esposito, E., (2018), Aligning enterprise knowledge and knowledge management systems to improve efficiency and effectiveness performance: A three-dimensional Fuzzy-based decision support system, Expert Systems with Applications, Volume 91, pp. 107-126.

Gupta, A. & McDaniel, J. (2002). Creating competitive advantage by effectively managing knowledge: a framework for knowledge management. Journal of Knowledge Management Practice.

Hamundu, F.M.,  Budiarto , R., Siregar, L., (2009), Evalating the best of Knowledge Management for Small Medium Enterprice Based on Fuzzy Analytic Hierarchy Process, third Asia International Conference on Modeling and Simulation.

Hlupic, V., Pouloudi, A. and Rzevski, G. (2002) “Towards an integrated approach to knowledge management: ‘hard’, ‘soft’, and ‘abstract’ issues.” Knowledge and Process Management, 9(2), 90-102.

Jasimuddin, S., (2012), “Special Issue on Knowledge Management (KM)”, Information Resources Management Journal, Volume 29, Issue 1.

Laudon, K., and Laudon, J. Management Information Systems-Organization and Technology
in the Networked Enterprise. Englewood Cliffs, N.J.: Prentice Hall, 2001.

Mc Elory, M., (2003), “The new knowledge management, Complexity, Learning and Sustainable Innovation”, Knowledge Management Consortium International Press: USA.

Mertins, K., P. Heising, and J. Vorbeck. (2001). Knowledge management.
Berlin: Springer.

[۱]. Newman and Conard

[۲]. Nonaka & Takeuchi

[۳]. Heisig & Vorbeck

[۴]. Oluik & Vukovic

[۵]. Skyrme

[۶]. Laudon & Laudo

[۷]. Turban

[۸]. Hlupic

[۹]. Mc Elroy

[۱۰]. Bothiller& Shearer

[۱۱]. Gupta & McDaniel

[۱۲]. Ngai and Chan

[۱۳]. Büyüközkan & et al.

[۱۴]. Hamundu & et al.

[۱۵]. Boondao

[۱۶]. Martins & et al.

[۱۷]. Centobelli & et al.

[۱۸] – Rule-Based

(Visited 21 times, 5 visits today)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code