بازدید: 62

عنوان مقاله: طراحی الگوی نوآوری باز در شرکتهای کوچک و متوسط با استفاده از نظریه داده بنیاد (مورد مطالعه: صنایع غذایی استان چهارمحال و بختیاری)

موضوع: مدیریت دانش
مولفین: میثم بابایی فارسانی، عاطفه امین¬دوست، ابوذر علیدادی

سال انتشار(میلادی): ۲۰۱۹
وضعیت: تمام متن
منبع: فصلنامه پژوهش های مدیریت دانش سازمانی، سال اول، شماره ۲، پاییز ۱۳۹۷ (آدرس فصلنامه: http://jkm.ihu.ac.ir)
تهیه و تنظیم: رسانه اجتماعی مدرسه مدیریت شهید بهشتی MGTschool.ir

چکیده
هدف اصلی پژوهش، طراحی الگوی نوآوری باز در شرکتهای کوچک و متوسط فعال در صنایع مواد غذایی کشور است که با روش داده¬بنیاد انجام شده است. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه ساخت‌یافته و نیمه ساخت¬یافته با ۲۵ نفر از مدیران (عرصه عمل) و خبرگان دانشگاهی (عرصه علم) است که با روش نمونه¬گیری نظری انتخاب شدند. شناسه¬ها و عوامل نوآوری باز (۳۴۲ مفهوم کلیدی، ۳۲ مقوله فرعی و ده مقوله اصلی) از مصاحبه¬ها مشخص، و در قالب الگوی مفهومی داده¬بنیاد تدوین شد. براساس یافته¬های پژوهش، مقوله محوری «نوآوری باز» است. شرایط علّی دارای دو بعد عوامل درونی (توان کلیدی، ابعاد سازمانی، پژوهش نوین، مدیریت داراییهای فکری، ویژگیهای شرکتهای کوچک و متوسط و ویژگیهای صنعت مواد غذایی) و عوامل بیرونی (الگوی کسب و کار و تحولات محیطی) است. راهبردهای مورد نظر عبارت است از: راهبرد-های آسانگر (جستجو، مرزگستری، برونسپاری، شبکه¬سازی، پایش شرکا) و راهبرد¬های فرصتهای فناورانه (واردشونده، خارج¬شونده و متقابل). شرایط زمینه¬ای نیز عبارت است از: شرایط سازمانی (ویژگیهای شخصیتی مدیر، زیرساختهای فرهنگی) و شرایط محیطی (پویایی بازار و زیرساختهای قانونی). شرایط مداخله¬گر نیز از طریق چالشهای (منابع، توان پویا و نبود اطمینان) بر راهبرد¬ها تأثیر می‌گذارد که در نهایت به پیامدهای درونی (بهبود آمادگی سازمانی، بهبود ظرفیت جذب و بهبود زیرساختهای فرهنگی)، پیامدهای بیرونی (دیده¬بانی، هوشمندی محیطی، بهبود الگوی کسب و کار، بهبود توانمندیهای همکاری و بهبود رویکرد برونسپاری) و پیامدهای دوسویه (هم¬آفرینی) منجر می¬شود.
كليدواژه‌ها: نوآوری باز؛ شرکتهای کوچک و متوسط؛ صنایع مواد غذایی؛ نظریه داده بنیاد.

مقدمه
در محيط پويا و رقابتي امروز، سازمانها بشدت به افزايش توانمنديهاي نوآوري خود نياز دارند و اين مهم تنها در سايه توجه به منبع ارزشمند دانش و توان خلق و به¬کارگيري آن به دست می‌آید. نوآوري سازماني بدون وجود مديريت دانش مشارکتي و پويا ظهور پيدا نخواهد کرد و به¬همين دليل وجود مديريت دانش، اهميت خيلي زيادي براي سازمانها دارد. سازمانهاي امروزي در محیطی بسیار رقابتی با مسائل گوناگونی همچون تغییرات سریع و غیرقابل پیش¬بینی محیطی، تغییر در سلیقه¬هاي مشتریان و تقاضای محصولات با کیفیت خوب روبه¬رو هستند که سازمانها را مجبور ساخته است تا تنها به یکی از دو انتخاب موجود تن در دهند: انتخاب اول تن به شکست دادن و فنا شدن در محیط پرتلاطم رقابتی و دومین انتخاب تغییرات بنیادین به‌منظور ماندن در محیط رقابتی است (میرفخرالدینی و همکاران، ۱۳۹۴: ۷۲).
یکی از موضوعاتی که تغییرات را آسان می¬کند و از مزایای رقابتی سازمانها شناخته‌شده است (در کنار دانش و خدمات)، خلاقیت و نوآوری است (احمدی، ۱۳۹۲: ۱۵). ضرورت نوآوري در سازمانها تا حدي است که نبود آن را با نابودي سازمان در درازمدت یکی دانسته¬اند (چسبرو، ۱۳۹۲: ۱۳).
نوآوري باز پارادایمی است (استنیس¬لاواکی و لیسوکا ، ۲۰۱۵: ۱۵۲۱) که می¬پندارد بنگاه می-تواند و باید از افکار و مسیرهاي داخلی و خارجی به بازار بخوبی استفاده کند (چسبرو، ۲۰۰۶: ۱). نوآوری باز به معنای آشکارشدن و نفوذپذیرترشدن مرزهای سازمانی بین شرکتها و محیط بیرونی است (کوپ و گاسمان ، ۲۰۰۹: ۳۳۲).
امروزه ضرورت به¬کارگیري نوآوري باز براي افزایش توان رقابتی شرکتها در بازارهاي داخلی و خارجی احساس می¬شود (زانگ و زنگ ، ۲۰۰۹: ۲۷). در واقع، نوآوری باز به¬طور گسترده-ای به¬عنوان موضوعی کلیدی در عرصه کسب و کار و محیط دانشگاهی تبدیل شده است (چسبرو و گارمان، ۲۰۰۹: ۷۱). این مفهوم اولین بار توسط هنري چسبرو در سال ۲۰۰۳ ارائه و ترویج شد (استریکوا و رینا ، ۲۰۱۵: ۴۷۲).
استفاده از نوآوری باز در تجاری¬سازی توسط شرکتها، مزایای متعددی دارد؛ به¬عنوان نمونه بر اساس مطالعات، استفاده از نوآوری باز می¬تواند میزان موفقیت محصول را تا ۵۰% و هم¬چنین بهره¬وری پژوهش و توسعه داخلی را تا ۶۰% افزایش دهد (انکل و همکاران، ۲۰۰۹، ۳۱۲). هم‌چنین، شركتهایي كه الگوی نوآوري باز را به¬کار گیرند، می¬توانند:
۱ ـ هزينه نوآوري را كاهش دهند و نوآوريهايشان را زودتر به بازار برسانند (احمدی، ۱۳۹۲: ۱۵).
۲ ـ زودتر با تغييرات بازار سازگار شوند.
۳ ـ با جذب افکار نو در بازار¬هاي جهاني به بقای خود ادامه دهند (چسبرو، ۱۳۹۲: ۱۳).
یکی از شرکتهایی که در ایجاد فرصتهای کارافرینی و فراهم کردن بسترهای مناسب نوآوری و اقتصاد کشور، نقش ایفا می¬کند، شرکتهای کوچک و متوسط هستند. طبق تعریف سازمان صنایع و معادن ایران، شرکتهای کوچک و متوسط، «کارگاه¬های تولیدی صنعتی هستند که تعداد کارکنان آن بر اساس مفاد مندرج در جواز تأسیس بر اساس فهرست پرداختی بیمه، حداکثر ۵۰ نفر باشد» (حجی و پاسبانی، ۱۳۸۸: ۳۲).
یکی از شهرکهای صنعتی فعال در کشور جمهوری اسلامی ایران، شهرکهای صنعتی مستقر در استان چهارمحال و بختیاری است. در حال حاضر، مطالعه عملکرد شرکتهای کوچک و متوسط استان چهارمحال و بختیاری حاکی است که این شهرکها ۸۰۰ شرکت کوچک و متوسط دارد که طی بررسیها ۲۰۰ تا ۲۵۰ واحد آن تعطیل است و دیگر شرکتها نیز با نیمی از ظرفیت تولیدی¬ خود مشغول به¬کار هستند و تنها حدود ۲۰۰ شرکت فعال در این شهرک هست که سهم صنایع مواد غذایی از این شرکتها، حدود ۵۷ شرکت است که اشتغال ۴۶۰۰ نفر را تأمین کرده است و در صورت توجه¬نکردن به این شرکتها، بسیاری از آنان اعلام ورشکستگی خواهند کرد. بحران در این شرکتها بسیار جدی است و بسیاری از واحدها طی ماه‌های گذشته به دلیل نبود بازدهی اقتصادی، هیچ مواد اولیه¬ای وارد نکرده¬ و با حداقل ظرفیت تولیدی کار می¬کنند و تنها برای جلوگیری از بیکاری به کار ادامه می¬دهند.
اقدام در قالب پارادایم نوآوری بسته، کاملاً داخلی و به نیروها و امکانات درونی متکی است؛ ولی برای موفقیت در عرصه¬های اقتصادی ـ اجتماعی، الگوی جدیدی از تحقیق و توسعه مورد نیاز است که مستلزم مشارکت و همکاری با نوآوران بسیاری است که دانش جامعه در میان آنها گسترده و توزیع شده است که متأسفانه در عرصه نوآوری باز در حوزه شرکتهای کوچک و متوسط فعال در صنایع مواد غذایی کشور، هیچ الگویی وجود ندارد؛ بنابراین سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه می‌توان از رهگذر شناخت عوامل، الگویی برای نوآوری باز در شرکتهای کوچک و متوسط فعال در صنایع مواد غذایی استان چهارمحال و بختیاری طراحی کرد.

مبانی نظری پژوهش
نوآوری بسته و باز
فرایندی که در آن سازمانها، فناوریهای خود را به¬طور درونی کشف می¬کنند، توسعه می‌دهند و تجاری¬سازی می¬کنند، الگوی نوآوری بسته نامیده می¬شود (دهقانی¬پوده و همکاران، ۱۳۹۲: ۴۶). سرچشمه تمام افکار خوب در داخل سازمان نیست (چسبرو و کروثر ، ۲۰۰۶: ۲۳۲). هم¬چنین نمی¬توان تمام افراد باهوش و نوآور را برای فعالیت در سازمان گرد هم آورد؛ بنابراین سازمانها به¬منظور جذب اطلاعات و دانش مفید ¬باید در داخل و خارج با این افراد همکاری کنند. به این رویکرد با تبدیل شبکه داخلی به شبکه خارجی در فرایند نوآوری، نوآوری باز گویند (ملایی و همکاران، ۱۳۹۵: ۴۰).
چسبرو دو نوع نوآوری را مورد بحث قرار می¬دهد که نوآوری باز و بسته است (پارک و مون ، ۲۰۱۲: ۵۲۰). او معتقد است که در محیط کسب و کار امروز، نیاز به انتخاب الگوی نوآوری باز روز افزون می¬شود (هوانگ و همکاران ، ۲۰۱۳: ۹۷۹). وی نوآوری باز را ضرورتی جدید برای ایجاد و سود بردن از فناوری تعریف کرد و توضیح داد که چطور شرکتها در قرن بیستم در تحقیق و توسعه سرمایه¬گذاریهای سنگینی می¬کردند؛ بهترین افراد را به‌کار می-گرفتند؛ آنها را قادر می¬ساختند که افکار نوآورانه خود را توسعه دهند؛ با راهبردهاي مالکیت فکری آنها را حمایت می¬کردند و سود را دوباره در تحقیق و توسعه سرمایه¬گذاری می¬کردند (نمودار ۱).

نمودار ۱٫ الگوی نوآوری باز (چسبرو، a2006 :13).

جدول ۱ به¬طور خلاصه ویژگیهای این دو نوع نوآوری را نشان داده است:

جدول ۱٫ ویژگیهای نوآوری باز و نوآوری بسته (رمضان¬پور نرگسی و همکاران، ۱۳۹۳: ۳۲).

اصول نوآوري باز اصول نوآوري بسته
بهره¬برداری از دانش افراد هوشمند خارج از شرکت جذب افراد هوشمند برای کار در شرکت
بهره¬برداری همزمان از “تحقیق و توسعه” داخلی و خارجی کشف، توسعه و بهره¬برداری از”تحقیق و توسعه” داخلی برای کسب سود
برای سود پژوهشها، لازم نیست ما منشأ آنها باشیم. تجاری¬سازی افکار کشف شده داخلی توسط خود شرکت
ساخت الگوی کسب و کار مناسب به¬جای تمرکز بر گرفتن بازار برای اولین¬بار موفقیت در گرو تجاری¬سازی نوآوری برای اولین¬بار
بهترین استفاده از افکار داخلی و خارجی شاخص موفقیت بیشترین و بهترین افکار به¬عنوان شاخص موفقیت
خرید و فروش مالکیت فکری به¬منظور کسب موفقیت حفظ مالکیت معنوی افکار داخلی

تعاریف نوآوری باز
ـ نوآوری باز به این معنی است که افکار با ارزش می¬تواند از داخل و یا خارج از شرکت بیاید و می¬تواند از داخل یا خارج از شرکت به بازار برود (چسبرو، a 2003: 35).
ـ پارادایم نوآوری باز نشاندهنده راهبرد مدیریت نوآوری جامع است که به¬طور هدفمند با استفاده از طیف گسترده¬ای از منابع برای فرصتهای نوآوری از طریق مسیرهای چندگانه اقدام می‌کند (گریمالدیل و همکاران، ۲۰۱۳: ۱۹۹).
ـ نوآوری باز استفاده از جریان هدفمند و جریان دانش برای سرعت¬بخشیدن به نوآوری داخلی و گسترش بازارهای خارجی است (وست و همکاران ، ۲۰۱۴: ۸۰۶).
ـ نوآوری باز، الگوی کسب و کار است که شرکت را به سرمایه¬گذاری در طیف گسترده¬ای از منابع و کاربران قادر می¬کند (اتلینگر ، ۲۰۱۷: ۶۵).
متغیرهای کلیدی در حوزه نوآوری باز
حسین و همکاران (۲۰۱۶)، طی بررسیهایی که با روش فرا تحلیل انجام دادند، تعبیرهای کلیدی را در نمودار ۲ ارائه کردند که در حوزه نوآوری باز و هم¬چنین فراوانی آنها در تحقیقاتی که از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۴ انجام شده¬ است:

نمودار ۲٫ پژوهشهای عمده در حوزه نوآوری باز، بر اساس تجزیه و تحلیل تعبیرات کلیدی (حسین و رحمان، ۲۰۱۶: ۳۳)

الگوی نوآوری باز در شرکتهای کوچک و متوسط
باتوجه به ادبیات غالب در مورد نوآوری باز، امکان اجرای آن در شرکتهای کوچک و متوسط در لابه¬لای منابع خارجی نهفته است که اغلب برای فرایند نوآوری در هر سازمانی ضروری است. در حالی که سازمانهای بزرگ تمرکز اصلی خود را بر “تحقیق و توسعه” معطوف می-کنند، شرکتهای کوچک و متوسط اغلب به مسئله تجاری¬سازی می¬پردازند؛ زیرا حتی اگر آنها توان و یا قدرت فناورانه ایجاد نوآوری داشته باشند، معمولاً ظرفیت کم ساخت یا تولید راه¬های بازاریابی ضعیف و نبود وجود ارتباطات جهانی برای معرفی اثربخش به بازار مانع این نوع از شرکتها خواهد بود (نرولا ، ۲۰۰۴: ۱۵۵).
اگر این واقعیت را در نظر بگیریم که بازار برای تشخیص نوآوری موفق مهم است و موفقیت در نوآوری نشانه تجاری¬سازی موفق است، می¬توان گفت: «نوآوری در شرکتهای کوچک و متوسط می¬تواند از مرحله تجاری¬سازی بخوبی استفاده کند؛ بنابراین، الگوی نوآوری باز در شرکتهای کوچک و متوسط باید بر بخش دوم الگوی نوآوری باز معمولی، تأکید بیشتری بکند» (نمودار ۳).

نمودار ۳٫ الگوی نوآوری باز برای شرکتهای کوچک و متوسط (لی، ۲۰۱۰: ۲۹۲).

توجه به این نکته حائز اهمیت است که الگوی نوآوری باز در شرکتهای کوچک و متوسط باید بر مراحل پایانی تأکید بیشتری کند. نکته دیگری که باید به آن اشاره شود این است که استفاده از نماینده در بازاریابی خارجی نمی¬تواند نوآوری باز در مرحله تجاری¬سازی به¬شمار آید؛ این بدان معنی است که به¬صرف واگذاری کار به بنگاه متخصص نمی‌توان الگوی سازمان را الگوی نوآوری باز مطرح کرد (لی و همکاران، ۲۰۱۰: ۲۹۱).
نوآوری باز در صنعت مواد غذایی
امروزه رواج اینترنت سبب افزایش رقابت بین شرکتها شده است در حالی که موانع بازار، که توسط شرکتهای بزرگتر اعمال شده بود، اخیراً کاهش یافته است؛ بنابراین، دستیابی به بازار با سرعت بیشتر، تبدیل به یکی از اهداف اصلی برای بیشتر شرکتها شده است؛ این افزایش سرعت به شرکتها امکان دستیابی به مزیتهای رقابتی را بر حسب رقابت و گردش مالی می¬دهد (آرسس و همکاران ، ۲۰۱۳: ۳۷).
در رویارویی با چنین رقابت شدیدی، شرکتها از راهبردی دوجانبه استفاده کرده¬اند: از یک طرف، آنها شروع به کسب فناوری از محیط بیرونی کرده¬اند و از سوی دیگر، دانش خود را از فناوری شرکت، بنیان نهاده¬اند. مزایای استفاده از روشهای نوآوری باز در حال افزایش است که ناشی از همکاری بین شرکتها است (آرسس و همکاران، ۲۰۱۵: ۸۰۷۳)؛ بنابراین نوآوری باز به‌منظور بقا و کسب مزیت رقابتی در بسیاری از محیط¬های کسب و کار ضروری است؛ جایی‌ که شرکتها باید از افکار داخلی و خارجی بهره گیرند؛ راه¬هایی را به¬منظور دسترسی به دانش باز کنند؛ راه حلها و فناوریِ خارجی را به¬کار گیرند و اختراعات را خریداری؛ و یا برای آنها مجوز صادر کنند. روش نوآوری باز در نرم افزار، الکترونیک، مخابرات، بیوتکنولوژی، صنایع دارویی قبل از گسترش آن به دیگر حوزه‌ها از جمله صنعت مواد غذایی آغاز شده است (گاسمان و همکاران، ۲۰۱۰: ۲۱۵). امروزه، این پارادایم شامل مجموعه گوناگونی از شیوه¬ها با ابعاد مختلف (به عنوان مثال، الگوی کسب و کار باز، مالکیت فکری (IP)، راهبرد، همکاری، جمع-سپاری، هم¬آفرینی پیوسته نوآوری باز و هم¬چنین مسئولیت اجتماعی ) است (ساگوی ، ۲۰۱۱: ۴۶۹).

نمودار ۴٫ صنایع مختلف در یک پیوستار از نوآوری بسته به باز (اومتا و همکاران، ۲۰۱۴: ۱۶)

نوآوری باز به¬طور فزاینده¬ای در حال تبدیل¬شدن به بخش مهمی از مواد غذایی است. نمودار ۴ نشان می¬دهد که بخش مواد غذایی دقیقاً در زیر وسط پیوستار «نوآوری بسته به نوآوری باز» قرار دارد. همتراز با لوازم الکترونیکی مصرفی ، درست پشت سر داروسازی و بیوتکنولوژی ؛ اما پیش از نیمه¬هادیها ؛ علاوه بر این، بخش مواد غذایی بخش فزاینده و فعالی است. صنایع غذایی در حال حرکت بتدریج در جهت نوآوری باز است. شرکتهای غذایی در حال ایجاد انتخاب راهبردی با تمرکز بر صلاحیتها و شایستگی اصلی خود هستند. آنها به¬دنبال فراتر از دیوارهای سازمان خود، فعالانه به¬دنبال دانش، فناوری و شرکای خارجی برای اجرای بخشی از فرایند نوآوری هستند (اومتا و همکاران ، ۲۰۱۴: ۱۶).
صنعت غذا با تعداد زیادی از چالشهای معمول از جمله تغییر آنی و روزافزون نیازهای مشتری، کوتاه شدن چرخه عمر محصول، رقابتی شدن زمان شروع تولید محصول تا ورود به بازار، فضای به¬هم ریخته قفسه¬های خرده¬فروشی (بلایرز ،۲۰۱۰: ۵) و افزایش مشکل در براورد نیازمندیهای ناهمگن تعداد فزاینده عوامل فروش زنجیره¬ای (برای مثال تأمین¬کنندگان، مشتریان، قانونگذاران) روبه¬رو است (ساگوی و سیروتینس¬کایا ، ۲۰۱۴: ۱۳۶).
با مطرح کردن نگرانیهای سلامت و مقررات سخت برای جلوگیری از اشباع شدن نوآوری و هم-زمان به¬منظور پرداختن به مسائل درحال ظهور سلامت و بهداشت و مواد غذایی مفید، یک پارادایم جدید به¬منظور توسعه، کسب و اجرای توان گسترده پیشرفتهای علمی (به عنوان مثال، پزشکی، تغذیه، زیست¬شناسی) مورد نیاز است (خان و همکاران ، ۲۰۱۳: ۲۹). نوآوری باز به این چالشها و فرصتها می¬پردازد؛ اما هنوز هم در بخش مواد غذایی در حال شتاب گرفتن است (ترایتلر و همکاران، ۲۰۱۱: ۲۴).


پیشینه پژوهش
جدول ۲٫ پژوهشهای پیشین در حوزه نوآوری باز در شرکتهای کوچک و متوسط
یافته¬های کلیدی روش هدف نویسنده و سال
تأثیر شیوه¬های نوآوری باز در شرکتهای کوچک و متوسط اغلب نسبت به شرکتهای بزرگ متفاوت است. شرکتهای کوچک و متوسطی که همزمان از روشهای نوآوری باز استفاده می-کنند، نسبت به معرفی محصولات جدید در بازار مؤثرتر هستند. رویکرد کمی بررسی تأثیر نوآوری باز، عملکرد نوآورانه شرکتهای کوچک و متوسط در مقایسه با شرکتهای بزرگ اسپیتهون و همکاران ، ۲۰۱۳
شرکتهایی که از راهبرد نوآورانه پیروی می-کنند، سرمایه¬گذاری بیشتری بر مهارتهای فنی و شایستگیهای اصلی دارند و شرکتهایی که راهبرد تنوع را انتخاب کنند به¬احتمال زیاد به-طور انحصاری، شیوه¬های مدیریتی نوآوری باز را انتخاب می¬کنند. رویکرد کمی تجزیه و تحلیل ارتباط بین راهبرد شرکت، نوآوری باز و عملکرد نوآوری، با تمرکز بر شرکتهای کوچک و متوسط
کرما و همکاران ، ۲۰۱۴
اهمیت پشتیبانی دولت و پویایی بازار بر نوآوری در این شرکتها، منابع مالی و همکاریهای علمی و صنعتی را پشتیبانی نمی-کند. نهایتاً اینکه نوآوری به توسعه اقتصادی محلی ارتباط دارد و با سیاستها و برنامه¬های خاص پشتیبانی می¬شود رویکرد کمی بررسی تعدادی از عوامل محیطی (حمایت دولت، منابع مالی، همکاریهای علمی، صنعتی و پویایی بازار) در حمایت از نوآوری باز در بنگاه¬های کوچک و متوسط در حال-ظهور در بازار امارات متحده عربی
پروان و همکاران ، ۲۰۱۵
شرکتهای کوچک و متوسط با انتخاب نوآوری باز عملکرد نوآوری کلی خود را بهبود می-بخشند. آنها دریافتند که تعداد زیادی از مطالعات با رویکرد کمی انجام شده است. با کمال تعجب بر خلاف بسیاری از رشته¬های دیگر، پژوهشگران شمال امریکا سهم محدودی داشته¬اند؛ اما دانشمندان اروپایی، همراه با برخی از پژوهشگران از کره، چین و کشورهای درحال توسعه در این زمینه فعال بوده¬اند. فراتحلیل فراتحلیل ادبیات موجود در نوآوری باز در شرکتهای کوچک و متوسط حسین و کورانن ، ۲۰۱۶
ادامه جدول ۲٫ پژوهشهای پیشین در حوزه نوآوری باز در شرکتهای کوچک و متوسط
یافته¬های کلیدی روش هدف نویسنده و سال
نتایج نشان داد که عوامل سازمانی مانند شیوه-های مبتنی بر تعهد منابع انسانی بر جو نوآوری تأثیر مثبتی دارد و جو نوآوری به روشهای نوآوری (فرایند درون¬به¬برون و برون¬به¬درون) کمک می¬کند رویکرد کمی بررسی ادبیات تجربی مربوط به ارزیابی تأثیر سوابق سازمانی و جو نوآوری در نوآوری باز و هم¬چنین تأثیر پیامدهای آن بر عملکرد شرکتهای کوچک و متوسط پوپا و همکاران (۲۰۱۷).
رتبه¬بندی عوامل مؤثر بر رویکرد نوآوری باز، نشان داد که عوامل فهم و تبادل، شناسایی فرصتهای نوآورانه و توانمندی شبکه¬سازی بیشترین اهمیت را دارد و عوامل طراحی خاص ساختار و فرایند، همکاری از بیرون¬به¬درون و برعکس و همکاری داخلی اولویت کمتری دارد. رویکرد کمی بررسی و رتبه¬بندی عوامل مؤثر بر سازوکار به¬کارگیری رویکرد نوآوریِ باز خسروپور و همکاران، ۱۳۹۳
گشودن مرحله مقدمات نوآوری و به¬دنبال آن یکپارچه¬سازی مشتریان مختلف در این مرحله به‌منظور تولید افکار نوآورانه بر موفقیت محصول جدید تأثیر مثبتی خواهد داشت؛ هم-چنین ارائه الگوی یکپارچه‌سازی مشتریان در مقدمات نوآوری به¬کمک رویکرد نوآوری باز رویکرد کمی یکپارچه¬سازی مشتریان در مقدمات نوآوری به¬کمک رویکرد نوآوری باز ملایی و همکاران، ۱۳۹۵
عوامل موفقيت به¬ترتيب عبارت است از: سياستهاي بخشي كسب و كار نانو، نهادها و قوانين، خدمات تخصصي، عوامل اقتصادي، شبكه¬هاي همكاري، ويژگيهاي الگوی كسب و کار شرکتهای نانو و عوامل ساختاري شبكه شركتهاي نانوفناوري رویکرد کمی بررسي عوامل موفقيت بنگاه¬هاي واسطه‌اي نوآوري باز منطقی و همکاران، ۱۳۹۳

مطالعات در زمینه نوآوری باز، ابعادي را توصیف کرده که در توسعه و بارور کردن چارچوب نظري این پژوهش بسیار حائز اهمیت است. آنچه بر خلأهاي این پژوهش می¬افزاید باعث می¬شود که این تحقیق در شرکتهای کوچک و متوسط فعال در صنعت مواد غذایی کشور مورد بررسی قرار گیرد که ضرورت تبیین آن به¬شرح ذیل است:
ـ گروه اول به بررسی عوامل داخلی تأثیرگذار بر نوآوری باز پرداخته¬اند که از آن جمله می‌توان به پژوهش هاستبکا (۲۰۰۵)، چسبرو (۲۰۰۶)، وست (۲۰۱۶)، وانگ و همکاران (۲۰۱۴)، چن و همکاران (۲۰۱۰)، وانگ و همکاران (۲۰۱۵) اشاره کرد.
ـ گروه دوم به بررسی عوامل خارجی تأثیرگذار بر نوآوری باز پرداخته¬اند که از آن جمله می-توان به پژوهش کریستنسن و همکاران (۲۰۱۵)، وانگ و همکاران (۲۰۱۴) اشاره کرد.
ـ گروه سوم به بررسی عوامل متقابل تأثیرگذار بر نوآوری باز پرداخته¬اند که از آن جمله می¬توان به پژوهش مارتینز و همکاران (۲۰۱۴) و هم¬چنین آرسس و همکاران (۲۰۱۵) اشاره کرد.
با بررسی این ادبیات می¬¬توان گفت که پژوهشها تاکنون نتوانسته¬اند الگویي یکپارچه از نوآوری باز در شرکتهای کوچک و متوسط فعال در صنعت مواد غذایی کشور را برداشت کنند که در آن عوامل داخلی، خارجی و دوسویه، هم طبقه¬بندي و چارچوب¬بندي، و هم روابط علت و معلولی این متغیرها استخراج شود. این پژوهش تلاش می¬کند تا علاوه بر اینکه عوامل و متغیرهاي مرتبط با آن را خلاصه و جمعبندي ¬کند، آنها را در چارچوب علّی به صورت روابط علت و معلولی ارائه کند. به این دلیل ادبیات ناکافی است و به پژوهشهای بیشتري در این حوزه نیاز است. درنهایت باتوجه به اینکه نگارنده معتقد است عوامل متعدد زیادي در رخدادن نوآوری باز توسط کارکنان و مدیران شرکتهای کوچک و متوسط فعال در صنعت مواد غذایی کشور وجود دارد که پژوهشگران قبلی به آنها اشاره نکرده¬اند در این پژوهش تلاش شده است آن عوامل از طریق مطالعات کیفی شناسایی شود و در نهایت الگویی ارائه کند که در قسمت نتایج به آن اشاره خواهد شد.
از طرفی، طی جستجوهای انجام شده با کلید واژه¬های «نوآوری باز» در سایت پروکوئست (سایت جامع پایان¬نامه¬ها و رساله¬ها در امریکا و اتحادیه اروپا) تا پایان سال ۲۰۱۶، تنها سه پایان-نامه در این زمینه هست که هر سه مورد با رویکرد کمّی انجام شده و نشاندهنده این است که نه-تنها نوآوری باز در کشور ایران موضوعی جدید است؛ بلکه در تمام دنیا و بویژه صنایع مورد مطالعه موضوعی جدید به¬شمار می¬آید.
از لحاظ روش نیز، طی جستجوها با کلید واژه¬های «نوآوری باز» و «شرکتهای کوچک و متوسط» در پایگاه¬های معتبر دنیا، ۲۹ مقاله طی سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۵ (به زبان انگلیسی) نوشته شده است که ۵۷% از مقاله¬ها با رویکرد کمی، ۲۰% با رویکرد کیفی و ۲۳% با رویکرد نظری و کتابخانه¬ای انجام شده است (Hossain & Kauranen, 2016). این پژوهش با روش نظریه داده بنیاد برای اولین بار در دنیا انجام شده است.
ـ یکی دیگر از نوآوریهای این پژوهش، بررسی پایایی بخش کیفی است که معمولاً در پژوهشهای کیفی نادیده گرفته می¬شود؛ به¬این¬صورت که در این پژوهش از دو روش پایایی بازآزمون و روش توافق درون موضوعی استفاده شده است. بر همین اساس با توجه به پژوهشها تا کنون الگویی در زمینه نوآوری باز در صنایع مواد غذایی در تمام دنیا طراحی نشده است؛ لذا نبود الگو در این حوزه، محقق را بر آن داشت تا به طراحی الگوی نوآوری باز در صنایع مواد غذایی بپردازد.
ـ از لحاظ محتوایی به دلیل نبود الگو در حوزه به¬کارگیری نوآوری باز و بویژه در صنایع کوچک و متوسط در کشور ایران، این پژوهش با هدف کشف و طراحی چنین الگویی از نوآوری لازم برخوردار است.
بر اساس اینکه در این پژوهش به دلیل ماهیت اکتشافی بودن آن، اطلاعات و آگاهی زیادی نداریم و به¬دنبال کشف و طراحی الگو هستیم از سؤالات ذیل به جای فرضیات استفاده می¬شود:
پرسش اصلی
الگوی تبیین¬کننده نوآوری باز در شرکتهای کوچک و متوسط فعال در صنایع مواد غذایی استان چهارمحال و بختیاری چگونه است؟
پرسش¬های فرعی
شرایط (علّی، زمینه¬ای و مداخله¬گر) و راهبرد¬های مؤثر بر نوآوری باز شرکتهای کوچک و متوسط فعال در صنایع مواد غذایی استان چهارمحال و بختیاری چیست؟
پیامدهای نوآوری باز شرکتهای کوچک و متوسط فعال در صنایع مواد غذایی استان چهارمحال و بختیاری چیست؟

روش پژوهش
این پژوهش دارای «رویکرد کیفی » است و از روش نظریه داده¬بنیاد به¬عنوان روش پژوهش استفاده می¬شود. روش گراندد تئوری یا «نظریه داده بنیاد»، شیوه پژوهش کیفی است که به‌وسیله آن با استفاده از یک دسته داده¬ها، نظریه¬ای تکوین می¬یابد به¬طوری که این نظریه در سطح وسیع، فرایند، عمل یا تعامل را تبیین می¬کند. در این روش، پژوهش را هرگز از یک نظریه شروع نمی-کنند که بعد آن را به اثبات برسانند؛ بلکه پژوهش از یک دوره مطالعاتی شروع و فرصت داده می-شود تا آنچه به آن متناسب و مربوط است، خود را نشان دهد (بازرگان، ۱۳۸۸، ۹۷). در واقع در این روش، الگو به¬طور مستقیم از درون داده¬ها استخراج می¬شود و از بررسی ادبیات آشکار نمی¬شود؛ به¬عبارت دیگر چون این راهبرد نوعی پژوهش کیفی است، مسئله پژوهش دقیقاً در قالب متغیرهای مستقل و وابسته بیان نمی¬شود؛ بلکه فقط سؤال یا سؤالات اصلی پژوهش مطرح می¬شود (منتظری، ۱۳۹۰: ۷۵). محورهای کلیدی در این راهبرد، شناسه¬ها ، مفاهیم و مقوله¬-ها ، اعم از فرعی و اصلی است (دانایی¬فرد، ۱۳۸۴: ۵۸) که توالی شکل¬گیری آنها در شکل ۱ ارائه شده است:

نمودار ۵٫ مسیر تکامل نظریه در راهبرد مفهوم¬سازی نظریه داده¬بنیاد (دانایی¬فرد، ۱۳۸۴: ۶۰).

جامعه آماری این پژوهش با توجه به قلمرو موضوعی آن شامل مدیران کارخانه¬های صنایع غذایی و استادان برخی از دانشگاه¬ها هستند که از طریق روش نمونه¬گیری نظری (از روشهای نمونه¬گیری هدفمند ) انتخاب شدند.
در نمونه¬گیری هدفمند، که در پژوهش کیفی به¬کار می¬رود (کرسول، ۱۳۹۴: ۱۵۴)، هدف پژوهشگر انتخاب مواردي است که باتوجه به هدف پژوهش، سرشار از اطلاعات باشد و پژوهشگر را در شکل¬دادن الگوی نظري خود یاري دهد و این¬کار تا جایی ادامه می¬یابد که طبقه-بندي مربوط به داده¬ها و اطلاعات اشباع و نظریه مورد نظر با تمام جزئیات و با دقت تشریح شود (محب¬زادگان و همکاران، ۱۳۹۲: ۹).
نمونه¬گیری نظری نوعی نمونه¬گیری هدفمند است که پژوهشگر را در خلال کشف نظریه یا مفاهیمی یاری می¬کند که ارتباط نظری آنها با نظریه در حال تکوین به اثبات رسیده است (دانایی‌فرد و همکاران، ۱۳۹۱: ۱۸). در واقع، زمانی که همه افراد مورد مطالعه کسانی هستند که باید پدیده مورد مطالعه را تجربه کرده باشند، می¬توان از نمونه¬گیری معیار استفاده کرد. در این مورد، استراس و کوربین به نمونه¬گیری نظری اشاره می¬کنند (کرسول، ۱۳۹۴: ۱۵۷). راهنمای نمونه¬گیری نظری، پرسش¬ها و مقایسه¬هایی است که در خلال تجزیه و تحلیل مفاد مصاحبه¬ها با افراد آشکار، و موجب کشف مقوله¬های مناسب، ویژگیها و ابعاد آنها می¬شود (هادوی-نژاد و همکاران، ۱۳۸۹: ۸۷). این بدان معناست که برخلاف نمونه¬گیری در بررسیهای کمی، نمونه¬گیری نظری نمی¬تواند قبل از آغاز مطالعه و تدوین نظریه بنیادی برنامه¬ریزی شود و تصمیم-ها در زمینه نمونه¬گیری در خلال فرایند پژوهش شکل می¬گیرد (منتظری، ۱۳۹۰: ۷۶).
نمونه¬گیری نظری تا رسیدن مقوله ها به اشباع نظری ادامه می¬یابد (رازینی و عزیزی، ۱۳۹۴: ۸۳). اشباع نظری مرحله¬ای است که در آن داده¬های جدیدی در ارتباط با مقوله پدید نمی-آید؛ مقوله گستره مناسبی می¬یابد و روابط بین مقوله¬ها برقرار و تأیید می¬شود (طاهری و همکاران، ۱۳۹۲: ۱۵۳).
روش جمع¬آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته است. در این مطالعه با ۲۵ نفر مصاحبه شد که از مصاحبه بیست و دوم به بعد در اطلاعات دریافتی تکرار مشاهده شده است؛ اما برای اطمینان تا مصاحبه بیست و پنجم ادامه یافت.
ملاحظات اخلاقی در اجراي پژوهش نیز مد نظر قرار گرفت که درواقع، نشاندهنده میزان و چگونگی احترام پژوهشگر به مشارکت کنندکان است (محب¬زادگان و همکاران، ۱۳۹۲: ۹). در همین زمینه، ¬همراه سؤالات مصاحبه، نامه¬هایي با امضاي پژوهشگر مبنی بر تعهد اخلاقی در نگهداري مفاد مصاحبه و ویژگی مشارکت¬کنندگان و انتشار نکردن آن فرستاده شد؛ هم¬چنین با اطلاع مشارکت¬کنندگان تمام مصاحبه¬ها ضبط و براي استخراج نکات کلیدي بررسی شد.

تحلیل داده ها و یافته های پژوهش
داده¬ها از طریق فرایند شناسه¬گذاری و مبتنی بر طرح نظام¬مند نظریه داده¬بنیاد مورد تحلیل قرار گرفت (استراس و کوربین، ۱۳۸۵، ۸۷). پژوهشگر همزمان با گردآوری داده¬ها، تحلیل داده‌ها را نیز شروع می¬کند، درواقع این فرایندی «رفت و برگشتی » است؛ رفتن به میدان برای گردآوری اطلاعات، بازگشتن به اداره برای تحلیل داده¬ها، مراجعه دوباره به میدان برای گردآوری اطلاعات بیشتر، بازگشت به اداره و به همین ترتیب (کرسول، ۱۳۹۴: ۸۷).
نظریه داده بنیاد برای تحلیل از روش تفصیلی و خاصی استفاده می¬کند که شامل شناسه‌گذاری باز، محوری و گزینشی است و توسط استِراس و كوربين (۱۹۹۰) ابداع شده¬ است. نظریه داده-بنیاد روشی را برای تدوین طبقات اطلاعاتی (شناسه¬گذاری باز )، مرتبط ساختن این طبقات (شناسه¬ محوری ) و ارائه «داستانی» که این طبقات را به هم پیوند می¬دهد (شناسه¬گذاری گزینشی ) و در انتها، ارائه مجموعه¬ای از گزاره¬های نظری ارائه می¬کند (کرسول، ۱۳۹۴: ۱۹۵).
شناسه¬گذاری باز
فرایند تحلیل داده¬ها با شناسه¬گذاری باز آغاز می¬شود (لقمان¬نیا، ۱۳۹۰: ۴۲). شناسه¬گذاری باز فرایندی تحلیلی است که با آن مفهومها شناسایی، و ویژگیها و ابعاد آنها در داده¬ها کشف می¬شود (امیرخانی، ۱۳۸۹: ۱۶۲). این مرحله، باز نامیده می¬شود؛ چرا که پژوهشگر بدون هیچ محدودیتی به نامگذاري مقوله¬ها می¬پردازد؛ به بیان دیگر در شناسه¬گذاري باز، پژوهشگر با ذهنی باز به نامگذاري مقوله¬ها می¬پردازد و محدودیتی براي تعداد شناسه¬ها و مقوله¬ها قائل نمی‌شود (امیدی¬کیا و همکاران، ۱۳۹۱: ۴۶).
دراین پژوهش مصاحبه¬هاي ضبط¬شده پس از پیاده¬سازي با استفاده از روش تحلیل محتوا به صورت سطر به سطر بررسی، مفهوم¬پردازي و مقوله¬بندي شد. سپس بر اساس مشابهت، ارتباط مفهومی و ویژگیهای مشترك بین شناسه¬هاي باز، مفاهیم و مقوله¬ها (طبقه¬اي از مفاهیم) مشخص شد.
شناسه¬گذاری محوری
شناسه¬گذاری محوری گامی است که پس از شناسه¬گذاری باز قرار دارد (کرسول، ۱۳۹۴: ۲۸۹) و عبارت است از روشهایی که از طریق آن، داده¬ها در فرایندی پیوسته با هم مقایسه می¬شود تا پیوند بعد از شناسه¬گذاری باز بین مقوله¬ها مشخص شود (دانایی¬فرد، ۱۳۸۴: ۵۸). اين شناسه‌گذاري به¬اين دليل محوری نامیده شده است كه شناسه¬گذاري حول محور یک مقوله تحقق می¬یابد (امیرخانی، ۱۳۸۹، ۲۱۱). در اين مرحله، نظريه¬پرداز داده¬بنياد، يك مقوله مرحله شناسه-گذاري باز را انتخاب می‌کند و آن را در مركز فرايندي كه در حال بررسي است (به عنوان «پدیده مرکزی ») قرار مي¬دهد؛ سپس مقوله¬های دیگر را به آن ربط مي¬دهد. این مقوله‌هاي ديگر عبارت است از: ۱) شرايط علّي ۲) شرایط مداخله¬گر ۳) شرایط زمینه¬ای ۴) راهبردها و ۵) پیامدها (دانایی¬فرد و امامی، ۱۳۸۹: ۸۳).
۱) شرایط علّی به شرایطی گفته می¬شود که عامل اصلی به¬وجودآورنده پدیده مورد مطالعه باشد (محب¬زادگان و همکاران، ۱۳۹۲: ۱۰).
۲) شرايط مداخله¬گر، این شرایط را می¬توان به¬منزلۀ زمینۀ ساختاری وسیعتر مربوط به پدیده در نظر گرفت که در جهت آسان سازی یا محدودیت راهبردهای توسعة حرفه¬ای در زمینۀ خاص عمل می¬کند (استراس و کوربین، ۱۳۸۵: ۱۰۴).
۳) شرایط زمینه¬اي، نشاندهنده خصوصیات ویژه¬ای است که به پدیده¬ها دلالت می¬کند؛ به‌عبارتی محل حوادث یا وقایع مرتبط با پدیده¬ها در طول یک بعد است که در آن کنش متقابل براي کنترل، اداره و پاسخ به پدیده صورت می¬گیرد (عباس¬پور و همکاران، ۱۳۹۵: ۱۰۷).
۴) راهبردها، راهبردهاي مورد نظر در نظریه داده¬بنیاد به ارائه راه¬حلهایی برای رویارویی با پدیده مورد مطالعه اشاره دارد که هدف آن اداره¬کردن پدیده مورد مطالعه، برخورد با آن و حساسیت نشاندادن در برابر آن است (محب¬زادگان و همکاران، ۱۳۹۲: ۱۳).
۵) پیامدها، در شناسه¬گذاری محوری، نتایج راهبردهای انتخاب شده توسط مشارکت کنندگان مطالعه است که این نتایج می¬تواند مثبت، منفی یا خنثی باشد (کرسول، ۱۳۹۴: ۲۸۸). در واقع، پیامدها نتیجه کنش و واکنش شرایطی است که در زمینه پدیده وجود دارد (محب¬زادگان و همکاران، ۱۳۹۲: ۱۳). در این پژوهش بر اساس تحلیل محتواي مصاحبه¬ها مشخص شده از بین مقوله¬های به¬طور نمونه، پیامدها در جدول ۳ ارائه شده است:

جدول ۳٫ شناسه¬گذاری محوری مربوط به پیامدهای نوآوری باز در صنایع غذایی
مقوله اصلی مقوله فرعی مفاهیم
پیامدهای درونی بهبود آمادگی سازمانی آسان سازی کارهای سازمانی از طریق اینترنت
حمایت واحدهای سازمان از همدیگر در صورت بروز مسائل
افزایش سطح خلاقیت کارکنان از طریق آموزش
موفقیت شرکت در گرو ایجاد افکار بیشتر
یکپارچه¬تر و هماهنگتر شدن سامانه¬های داخلی
پیشرفت کارکنان از طریق ارائه بازخورد
بهبود ظرفیت جذب توان بهبود فرایند سازمانی بر اساس نوآوریهای خارجی
توان به¬کارگیری منابع خارجی (اعم از دانش، فناوری و…) در فرایند نوآوری
ارتقای ظرفیت جذب از طریق فعالیتهای تحقیق و توسعه
افزایش سرعت شرکت در دستیابی، هضم و به¬کارگیری دانش
دسترسی به دانش منحصر به فرد خارجی
شناسایی فرصتهای فناورانه جدید
تحقیق و توسعه خارجی، عاملی برای موفقیت شرکت
تبدیل دانش به دانش قابل بهره¬برداری
بهبود زیرساخت فرهنگی بهبود کار گروهی از راه آموزشهای مورد نیاز
بهبود کار گروهی از راه کار مشارکتی
بهبود عملکرد شرکت از راه ایجاد فرهنگ مبتنی بر اعتماد
بهبود عملکرد شرکت از راه ایجاد فرهنگ کار گروهی
همدلی و تقویت انگیزه¬ها در نتیجه کار گروهی
احساس تعلق نسبت به دیگران در نتیجه کار گروهی
همفکری و تقویت اندیشه¬ها در نتیجه کار گروهی
افزایش تلاش و کوشش در نتیجه کار گروهی
باز شدن فرهنگ از راه تعامل با شریکان
تعامل کارکنان تازه وارد با کارکنان باتجربه
جو سازمانی مبتنی بر اعتماد برای تعامل
ارتباطات باز بین افراد درون سازمان با بیرون سازمان
ادامه جدول ۳٫ شناسه¬گذاری محوری مربوط به پیامدهای نوآوری باز در صنایع غذایی
مقوله اصلی مقوله فرعی مفاهیم
پیامدهای بیرونی پیامدهای دیده‌بانی آشنایی با فناوریهای روز دنیا از راه همایشها و نمایشگاه¬ها
آشنایی با پیشتازان صنعت از راه همایشها و نمایشگاه¬ها
آشنایی با رقیبان برتر از راه همایشها و نمایشگاه¬ها
ارتقای عملکرد نوآورانه شرکت، یکی از منافع به¬کارگیری راهبرد جستجو
به¬وجودآوردن فرصتهای متعدد از راه همایشها و نمایشگاه ها
بهبود رویکرد برونسپاری حفظ پیشتازی از راه برونسپاری
سپردن کارها به عوامل خارج از شرکت، به¬عنوان ابزار توسعه
سپردن کارها به عوامل خارج از شرکت به¬عنوان ابزار ارتقای بهره-وری
سپردن کارها به عوامل خارج از شرکت، عامل ایجاد موقعیت رهبری پایدار
کاهش هزینه¬ها به¬عنوان مزیت سپردن کارها به عوامل خارج از شرکت
کاهش خطر شرکت به¬عنوان مزیت سپردن کارها به عوامل خارج از شرکت
بهبود توانمندی¬های همکاری عملکرد بهتر شرکت در گرو بازیگران خارجی بیشتر
بهبود همکاری با شریکان
خلق ارزش و سودآوری، هدف صنعت غذا از همکاری
باز کردن حصارهای حائل بین دانش سازمانی با بیرون
آشنایی با آخرین تجربه¬ها و دستاوردهای علمی از راه همکاری با مراکز پژوهشی
بهبود همکاری با رقیبان
به اشتراک گذاشتن تجربه¬ و دانش بین کارکنان
کوتاه¬شدن زمان ارائه محصولات و خدمات به بازار از راه همکاری
بهره¬برداری از فرصتهای جدید بازار از راه همکاری
هوشمندی محیطی هماهنگ ساختن توانمنهای شرکت با تغییرات محیطی
جستجوی نشانه‌های تغییر فناوری
تشخیص نشانه‌های تغییرات فناوری
تولید گزینه¬های پاسخگویی به تغییرات فناوری
انطباق بهتر محصولات با تغییرات سریع خواسته¬های مشتری
توجه به تغییرات سریع در محیط فناورانه
توجه به تغییرات محیطی و نیاز مشتری، عامل کسب مزیت رقابتی
دسترسی به دانش سودمند در کمترین زمان از راه توجه به محیط
ادامه جدول ۳٫ شناسه¬گذاری محوری مربوط به پیامدهای نوآوری باز در صنایع غذایی
مقوله اصلی مقوله فرعی مفاهیم
پیامدهای بیرونی بهبود مدل کسب و کار ارتقای کارایی و توان محصول به¬عنوان روش خلق ارزش برای مشتری
کاهش قیمت به¬عنوان روش خلق ارزش برای مشتری
ارائه خدمات اضافی به¬عنوان روش خلق ارزش برای مشتری
خلق ارزش برای مشتری از راه الگوی کسب و کار
الگوی کسب و کار، عامل تجاری¬سازی فناوریها
الگوی کسب و کار عامل خلق مزیت رقابتی
کاهش هزینه به¬عنوان روش ارتقای عملکرد شرکت
افزایش بهره وری به¬عنوان روش ارتقای عملکرد شرکت
ارزش اقتصادی دادن به تصمیمات فنی از راه الگوی کسب و کار
پیامدهای دوسویه هم¬آفرینی نقش جدید مصرف کننده به¬عنوان طراح شرکت
نقش جدید مصرف کننده به¬عنوان خالق افکار شرکت
نقش جدید مصرف کننده به¬عنوان فردی سهیم در بهبود طراحی پیوسته شرکت
نقش جدید مصرف¬کننده به¬عنوان بازاریاب شرکت
نقش جدید مصرف¬کننده به¬عنوان برندساز شرکت
نقش جدید مصرف¬کننده به¬عنوان مخترع شرکت
مشارکت¬دادن مشتری در پژوهشهای بازار
مشارکت¬دادن مشتری در توسعه محصولات

به¬طور کلی در مرحله شناسه¬گذاریها ۳۴۲ مفهوم کلیدی، ۳۲ مقوله فرعی و ده مقوله اصلی شناسایی شد. در نهایت نیز فرایند مدیریت داده¬ها و تکامل الگو در مراحل شناسه¬گذاری در نمودار ۶ ارائه شده است:

نمودار ۶٫ فرایند مدیریت داده¬ها و تکامل الگو در مراحل شناسه¬گذاری

شناسه¬گذاری انتخابی
مرحله آخر در شناسه¬گذاری اطلاعات، شناسه¬گذاری انتخابی است. پژوهشگر پدیده محوری را اختیار می‌کند و به¬طور نظام¬مند آن را به طبقات دیگرمرتبط می¬سازد (کرسول، ۱۳۹۴: ۲۸۹). درواقع، گروه‌ها تنها شرح و توصيفي از داده¬ها است و هنوز نظریه نیست. گروه¬هاي مختلف بايد يكپارچه شود تا نظریه را شكل دهد. شناسه¬گذاري انتخابي درواقع فرايند پالايش نظریه است (جهانشاهی، ۱۳۸۹: ۵). نظریه پژوهشگر هنگام پیشرفت مطالعه نظم و نسق می¬یابد و ممکن است به چند شکل ارائه شود؛ مثلاً به¬صورت یک عبارت روایتی، نگاره و یا مجموعه فرضیه¬ها یا گزاره¬ها (کرسول، ۱۳۹۴: ۲۸۹).
بر اساس تحلیل داده¬های کیفی، مرحله شناسه¬گذاری محوری تکمیل شد که طبق آن، خط ارتباطی میان مقوله¬های پژوهش شامل شرایط علی، مقوله محوری، شرایط زمینه ای و مداخله گر، راهبردها و پیامدها مشخص شد. نمودار ۳، الگوی فرایند کیفی پژوهش را نشان می¬دهد.

نمودار ۷: الگوی نوآوری باز در شرکتهای کوچک و متوسط فعال در صنعت مواد غذایی
استان چهار محال و بختیاری

گزاره¬های حکمی (قضایای) پژوهش
گزاره¬هاي حكمي يا قضاياي پژوهش، كه به روابط دروني مقوله¬ها ¬اشاره دارد، محصول شناسه-گذاري انتخابي قلمداد مي¬شود (هادوی¬نژاد و همکاران، ۱۳۸۹: ۸۸)؛ به¬عبارت دیگر، قضاياي نظري همان قضايا يا فرضيه¬هايي است كه روابط بين مقوله¬ها را با پديده محوري بيان مي¬كند (دانایی¬فرد و امامی، ۱۳۸۹: ۸۹).
بر پایه عوامل شناسه¬گذاری محوری این پژوهش، قضایای زیر به دست می¬آید:
قضیه ۱ـ عوامل مؤثر بر نوآوری باز شامل عوامل درونی (مدیریت داراییهای فکری، پژوهش نوین، توان کلیدی، ابعاد سازمانی، ویژگیهای شرکتهای کوچک و متوسط و ویژگیهای صنعت مواد غذایی) و بیرونی (الگوی کسب و کار و تحولات محیطی) است.
قضیه ۲ ـ راهبردهای آسانگری (راهبرد جستجو، راهبرد مرزگستری، راهبرد برونسپاری، راهبرد شبکه¬سازی، راهبرد پایش شرکا) و راهبردهای فرصتهای فناورانه (راهبرد واردشونده، راهبرد خارج¬شونده و راهبرد متقابل)، راهبردهایی برای نوآوری باز در صنعت مواد غذایی به شمار می¬آید که به ایجاد پیامدهایی برای نوآوری باز، منجرخواهد شد.
قضیه ۳ ـ شرایط سازمانی (ویژگیهای شخصیتی مدیر، زیرساختهای فرهنگی) و شرایط محیطی (پویایی بازار و زیرساختهای قانونی)، زمینه و بستری خاص را برای تحقق راهبردهای نوآوری باز فراهم می¬آورد.
قضیه ۴ ـ شرایط مداخله¬گر از طریق چالشهای صنعت مواد غذایی (چالش منابع، توان پویا و نبود اطمینان)، بستری عام را برای تحقق راهبردهای نوآوری باز فراهم می¬آورد.
قضیه ۵ ـ راهبرد¬ها از تأثیراتی که از شرایط مداخله¬گر، شرایط زمینه¬ای و پدیده محوری می‌پذیرد، پیامدهای درونی (بهبود آمادگی سازمانی، بهبود ظرفیت جذب و بهبود زیرساختهای فرهنگی)، بیرونی (پیامدهای دیده¬بانی، هوشمندی محیطی، بهبود الگوی کسب و کار، بهبود توانمندیهای همکاری و بهبود رویکرد برو¬نسپاری) و دوسویه (هم¬آفرینی) را در پی خواهد داشت.
اعتبارسنجی
اعتبارسنجي در نظريه¬پردازي داده بنياد، بخشي فعال از فرايند پژوهش است؛ براي مثال، پژوهشگر در خلال روال مقایسه پیوسته در شناسه¬گذاري باز، بين داده¬ها و اطلاعات و مقوله‌هاي در حال ظهور، كثرت ايجاد مي¬كند (دانایی¬فرد و امامی، ۱۳۸۹: ۸۸). مقایسه پیوسته به این اشاره دارد که پژوهشگر وقایع، رویدادها و فعالیتها را شناسایی، و پیوسته آنها را با یک طبقه نوظهور مقایسه می¬کند؛ به این ترتیب آن طبقه را شکل می‌دهد و اشباع می¬شود (کرسول، ۱۳۹۴: ۲۹۰)؛ به¬عبارت دیگر، فرایند کسب اطلاعات از گردآوری داده¬ها و مقایسه آنها با طبقات در حال شکل¬گیری را روش مقایسه پیوسته گویند (کرسول، ۱۳۹۴: ۸۸).
همين فرايند امتحان¬كردن داده¬ها در برابر مقوله¬ها در مرحلة شناسه¬گذاري محوري روي مي¬دهد. پژوهشگر پرسشهايي مطرح مي¬كند كه مقوله¬ها را ربط مي¬دهد و سپس به بين داده¬ها می‌گردد و به¬-دنبال مدرك، پيشامد و وقايع مي¬گردد (دانایی¬فرد و امامی، ۱۳۸۹: ۸۸).
در این پژوهش نیز برای اعتبارسنجی یافته¬ها در مرحله شناسه¬گذاری باز به روش مقایسه‌ای پیوسته به تطابق همگونی میان اطلاعات و مقوله¬ها پرداخته، و در مرحله شناسه¬گذاری محوری بازبینی داده¬ها نسبت به مقوله¬ها انجام شد.
از نظر کرسول پژوهشگران کیفی به¬منظور افزایش اعتبار پژوهشهاي خود باید در هر پژوهش حداقل از دو راهبرد استفاده کنند (کرسول، ۲۰۰۷: ۱۳۳). به¬منظور اطمینان از روایی پژوهش اقدامات ذیل انجام شد:
۱ ـ تطبيق توسط اعضا : پژوهشگر از دیدگاه مشارکت¬کنندگان برای برقرار ساختن اطمینان‌پذیری یافته¬ها و تفاسیر استفاده می¬کند (کرسول، ۱۳۹۴: ۲۵۵). در این پژوهش، سه نفر از مشارکت¬کنندگان (عرصه عمل)، گزارش نهایی مرحله نخست فرایند تحلیل مقوله¬ها را بازبینی کردند و پیشنهادهای آنها در پارادایم شناسه¬گذاری اعمال شد.
۲ ـ بررسي همكار : نوعی کنترل بیرونی بر فرایند پژوهش است. کرسول (۱۳۹۴) این نقش را همانند نقش «منتقد مدافع » می¬داند؛ فردی که با پژوهشگر صادق است و سؤالهای چالش‌برانگیزی در مورد روشها، معانی و تفاسیر ارائه می¬کند. سه نفر از استادان دانشگاهی (عرصه علم)، نیز پارادایم شناسه¬گذاری را بررسی کردند و نظر آنها نیز در تدوین الگو مورد استفاده قرار گرفت.
۳ ـ کثرت¬گرایی : در این روش، پژوهشگران از مآخذ، روشها، پژوهشگران و نظریه¬های چندگانه و متفاوت برای فراهم¬کردن شواهد تقویت¬کننده استفاده می¬کنند (کرسول، ۲۰۰۷: ۱۳۵). کثرت¬گرایی در این پژوهش شامل تکثر مکانی و کثرت مشارکت¬کنندگان در پژوهش است. تکثر مکانی به این معنی که مصاحبه با مدیران شرکتهاي مختلف انجام شد. تکثر مشارکت‌کنندگان نیز به-این معنی است که با افراد سطوح مختلف سازمانی مصاحبه شد که درواقع مدیران ارشد، میانی و کارکنان هستند.
پایایی
پایایی به سازگاری یافته¬های پژوهش اطلاق می¬شود. پایایی در مصاحبه در مراحلی چون موقعیت مصاحبه، نسخه¬برداری و تحلیل مطرح می¬شود. در مورد پایایی مصاحبه¬شونده به چگونگی هدایت سؤالات اشاره می¬شود. در پایایی نسخه¬برداری نیز باید به پایایی درون موضوعی نسخه¬نویسی انجام¬شده هنگام حروفچینی متون توسط فرد توجه کرد. در طول مصاحبه¬ها نیز توجه به درصدهای گزارش¬داده شده توسط دو نفر شناسه¬گذار، روش تعیین پایایی تحلیل است. میزان (درصد) توافق درون موضوعی دو شناسه¬گذار (۶۰ درصد یا بیشتر) در مورد یک مصاحبه (کنترل تحلیل) نیز روش پایایی تحلیل است (مقیمی ¬فیروزآباد، ۱۳۹۴، ۱۱۵). در این پژوهش از پایایی بازآزمون و روش توافق درون موضوعی برای محاسبه پایایی استفاده شده است.

محاسبه پایایی بازآزمون
کواله (۱۹۹۶) معتقد است: «برای محاسبه پایایی بازآزمون از میان مصاحبه¬ها چند مصاحبه به-عنوان نمونه انتخاب، و هرکدام از آنها در فاصله زمانی کوتاه و مشخص دو بار شناسه¬گذاری می-شود؛ سپس شناسه¬های مشخص شده در دو فاصله زمانی برای هر کدام از مصاحبه¬ها با هم مقایسه می¬شود. روش بازآزمایی برای ارزیابی ثبات شناسه¬گذاری پژوهشگر به‌کار می¬رود. در هر یک از مصاحبه¬ها، شناسه¬هایی که در دو فاصله زمانی باهم مشابه است به عنوان «توافق» و شناسه¬های غیر مشابه به¬عنوان «نبود توافق» مشخص می¬شود». روش محاسبه پایایی بین شناسه-گذاری انجام شده توسط پژوهشگر در دو فاصله زمانی بدین ترتیب است:

پایایی درصد =(۲×توافقات تعداد)/(کدها کل تعداد) ×%۱۰۰

فرمول ۱٫ روش محاسبه درصد پایایی بازآزمون

در این پژوهش برای محاسبه پایایی بازآزمون، سه مصاحبه انتخاب، و هر کدام از آنها دو بار در فاصله زمانی هشت روزه توسط پژوهشگر شناسه¬گذاری شد. ننایج این شناسه‌گذاریها در جدول ۴ آمده است. شایان ذکر است که تعداد توافقات به¬صورت شناسه¬های جفتی است؛ به‌عنوان مثال در جدول ذیل، تعداد توافقات ده جفت و یا به¬عبارت دیگر ۲۰ شناسه است.

جدول ۴٫ محاسبه پایایی بازآزمون
ردیف عنوان تعداد کل شناسه¬ها تعداد توافقات تعداد نبود توافقات پایایی بازآزمون
۱ مصاحبه سوم ۲۵ ۱۰ ۵ ۸۰%
۲ مصاحبه دوازدهم ۱۶ ۶ ۴ ۷۵%
۳ مصاحبه هجدهم ۳۱ ۱۲ ۷ ۷۷%
کل ۷۲ ۲۸ ۱۶ ۷۷%
یافته¬های جدول ۴ نشان می¬دهد که مجموع شناسه¬ها در دو فاصله زمانی هشت روزه برابر ۷۲، تعداد کل توافقات انجام شده بین سه مصاحبه برابر ۲۸ و تعداد کل نبود توافقات بالغ بر ۱۶ مورد است؛ بنابراین یافته¬های مربوط به پایایی بازآزمون نشان می¬دهد نتیجه استفاده از فرمول یاد شده، برابر با ۷۷ درصد است و از آنجا که پایایی بیش از ۶۰ درصد، قابل قبول است، می‌توان نتیجه گرفت که شناسه¬گذاریها از پایایی مناسبی برخوردار است (کواله، ۱۹۹۶).
محاسبه پایایی بین دو شناسه¬گذار
برای محاسبه پایایی مصاحبه با روش توافق درون موضوعی دو شناسه¬گذار، یکی از استادان مدیریت صنعتی آشنا به تحلیل مضمون درخواست شد تا به¬عنوان شناسه¬گذار ثانویه در پژوهش مشارکت کند و در ادامه، پژوهشگر به¬همراه این همکار پژوهش، سه مصاحبه را شناسه‌گذاری کرد و درصد توافق درون موضوعی، که به¬عنوان شاخص پایایی تحلیل به¬کار می‌رود با استفاده از فرمول زیر محاسبه شد:

درون توافق درصد =(۲×توافقات تعداد)/(کدها کل تعداد) ×%۱۰۰

فرمول ۲٫ روش محاسبه پایایی بین دو شناسه¬گذار

در این فرمول، تعداد توافقات، اشاره به تعداد شناسه¬های مشترک و یکسان بین پژوهشگر و شناسه¬گذار همکار اشاره دارد. تعداد کل شناسه¬ها نیز مجموع شناسه¬های استخراجی بین پژوهشگر و شناسه¬گذار است. نتایج این شناسه¬گذاریها در جدول ۵ آمده است. یادآوری این نکته ضروری است که تعداد توافقات به¬صورت شناسه¬های جفتی است (کواله، ۱۹۹۶)؛ به¬عنوان مثال در جدول ذیل، تعداد توافقات نه جفت و یا به¬عبارت دیگر ۱۸ شناسه است.


جدول ۵٫ محاسبه پایایی بین دو شناسه¬گذار
ردیف عنوان تعداد کل شناسه¬ها تعداد توافقات تعداد نبود توافقات پایایی بازآزمون
۱ مصاحبه سوم ۲۳ ۹ ۵ ۷۸%
۲ مصاحبه دوازدهم ۲۰ ۷ ۶ ۷۰%
۳ مصاحبه هجدهم ۳۵ ۱۴ ۷ ۸۰%
کل ۷۸ ۳۰ ۱۸ ۷۶%

یافته¬های جدول ۵ نشان می¬دهد که تعداد کل شناسه¬ها، که توسط پژوهشگر و همکار به ثبت رسیده است برابر با ۷۸، تعداد کل توافقات بین این شناسه¬ها ۳۰ و تعداد کل نبود توافقات بین این شناسه-ها برابر با ۱۸ است. پایایی بین شناسه¬گذاران برای مصاحبه¬های این پژوهش با استفاده از فرمول یاد شده برابر با ۷۶ درصد است و از آنجا که پایایی بیش از ۶۰ درصد قابل قبول است، می¬توان نتیجه گرفت که شناسه¬گذاریها از پایایی مناسبی برخوردار است (کواله، ۱۹۹۶).

نتیجه¬گیری و پیشنهادها و بحث
پس از آزمون فرضیه¬ها، ارائه یافته¬ها و بیان نتایج، نویسنده باید به بحث درباره نتایج بپردازد. اهمیت این بخش به¬اندازه¬ای است که برخی پژوهشگران، آن را مهمترين بخش پژوهش می¬دانند؛ چرا که پژوهشگر بايد به جمعبندي برسد و تصوير كلي از كار پژوهشي خود ارائه کند.
باید توجه کرد که بخشهای «نتایج» و «بحث» با هم شباهتهایی دارد و درواقع نوعی همپوشانی بین آنها هست؛ اما در عین حال، تفاوتهایی نیز بین این دو بخش وجود دارد (نیکوپور و امینی -فارسانی، ۲۰۱۲: ۶۱). نویسنده هنگام بحث بايد نشان دهد که:
ـ چه سهمی در پژوهش داشته است؟
ـ چه چيزي به دانش يا شناخت مخاطب از مسئله افزوده است؟
ـ چرا يافته¬ها به اين شيوه استخراج شده است؟
برخی پژوهشگران از جمله لوین و همکاران (۲۰۰۱) و هم¬چنین سویلز و همکاران (۲۰۰۴)، به ارائه ساختاری برای نگارش بخش «بحث» در پژوهش پرداخته¬اند. به عقیده آنها «بحث» در پژوهشهای علمی، شامل پنج گام به شرح زیر است:
بیان دوبارة¬ اهداف و یافته¬های مقاله
در این گام، اهداف پژوهش دوباره مورد اشاره قرار می¬گیرد و با تقریری تازه بیان می¬شود. علاوه¬بر این، یافته¬های پژوهش نیز در این گام مورد اشاره قرار می¬گیرد.
بر اساس گام اول، هدف پژوهش در بخش کیفی، شناسایی عوامل کلیدی و عوامل مرتبط با نوآوری باز در شرکتهای کوچک و متوسط فعال در صنایع مواد غذایی کشور با رویکرد نظریه داده بنیاد است که بر این اساس، یافته¬های پارادایمی مربوط به آن به¬شرح زیر ارائه می‌شود:
ـ شناسایی شرایط علّی مؤثر بر نوآوری باز در قالب دو مقوله کلی و هشت مقوله فرعی که عبارت است از: عوامل درونی (پژوهش نوین، توان کلیدی، مدیریت داراییهای فکری، ابعاد سازمانی، ویژگیهای شرکتهای کوچک و متوسط و ویژگیهای صنعت مواد غذایی) و عوامل بیرونی (الگوی کسب و کار و تحولات محیطی)
ـ شناسایی شرایط زمینه¬ای مؤثر بر راهبردها در قالب دو مقوله کلی و چهار مقوله فرعی که عبارت است از: شرایط سازمانی (ویژگیهای شخصیتی مدیر، زیرساختهای فرهنگی) و شرایط محیطی (پویایی بازار و زیرساختهای قانونی)
ـ شناسایی شرایط مداخله¬گر مؤثر بر راهبردها در قالب یک مقوله کلی و سه مقوله فرعی که عبارت است از چالشهای صنعت غذا (چالش منابع، توان پویا و نبود اطمینان).
– شناسایی راهبرد¬های مؤثر بر پیامدهای نوآوری باز در قالب دو مقوله کلی و هشت مقوله فرعی که عبارت است از: راهبرد¬های آسانگری (راهبرد جستجو، راهبرد مرزگستری، راهبرد برونسپاری، راهبرد شبکه¬سازی، راهبرد پایش شرکا) و راهبردهای فرصتهای فنآورانه (راهبرد واردشونده، راهبرد خارج¬شونده و راهبرد متقابل).
ـ شناسایی پیامدهای نوآوری باز در قالب سه مقوله کلی و نه مقوله فرعی که عبارت است از: پیامدهای درونی (بهبود آمادگی سازمانی، بهبود ظرفیت جذب و بهبود زیرساختهای فرهنگی)، پیامدهای بیرونی (پیامدهای دیده¬بانی، هوشمندی محیطی، بهبود الگوی کسب و کار، بهبود توانمندیهای همکاری و بهبود رویکرد برونسپاری) و پیامدهای دوسویه (هم¬آفرینی).
بر اساس گام دوم ساختار بحث، نتایج این پژوهش با نتایج پژوهشهای پیشین مقایسه می‌شود. باتوجه به اینکه این پژوهش در زمینه طراحی الگوی نوآوری باز در شرکتهای کوچک و متوسط فعال در صنعت مواد غذایی کشور با روش داده بنیاد، پیشگام است، پژوهشی در سطح دنیا در این زمینه نیست که با آن مقایسه شود؛ اما می¬توان عوامل تشکیل¬دهنده الگوی پارادایمی را با پژوهشهای پیشین مورد مقایسه قرار داد که نتایج آن به شرح ذیل ارائه می‌شود:

ارزیابی نتایج پژوهش با توجه با مطالعات (تحقیقات) پیشین و مقایسه با یافته¬های قبلی
در این گام، نویسنده باید نتایج پژوهش خود را با دیگر تحقیقاتی مشابهی که انجام شده است (اعم از داخلی یا خارجی) مقایسه و تصریح کند که آیا نتایج پژوهش با نتایج مطالعات قبلی همخوانی دارد یا آنها را رد می¬کند. شباهتها و تفاوتهای پژوهش با پژوهشهای قبلی در چیست و آیا پژوهش دستاورد جدیدی را ارائه می¬کند؟
بر اساس گام دوم، یکی از «ویژگیهای شرکتهای کوچک و متوسط»، که در پژوهش مشخص شد، روبه¬رو شدن با رشد نوسان است که با نتایج پژوهشهای هاباراداس (۲۰۰۹) و مادرید (۲۰۰۹) همخوانی دارد. هم¬چنین گرفتن تصمیمات سریعتر و اجرای سریعتر تصمیمات، که با نتایج پژوهشهای همدانیا و ویرام (۲۰۱۲) همخوانی دارد، هم¬چنین انعطاف¬پذیری شرکتهای کوچک و متوسط نیز با نتایج تحقیقات لی و همکاران (۲۰۱۰) همراستایی دارد؛ ضمن اینکه این شرکتها منبع اصلی استخدام هستند و این عامل با نتایج پژوهشهای کمالیان و همکاران (۲۰۱۱) همخوانی دارد. از طرفی، این شرکتها بیشترین سطح اشتغال در دنیا را به¬خود اختصاص داده¬اند که با نتایج پژوهشهای ورگویچ و همکاران (۲۰۱۲) همخوانی دارد و در نهایت، این شرکتها برای مرحله تجاری¬سازی اهمیت بیشتری قائل هستند که با نتایج تحقیقات همرت و همکاران (۲۰۱۳) و هم‌چنین تیل (۲۰۱۳) همخوانی دارد.
یکی از مقوله¬های مشخص شده در شرایط علّی، «ابعاد سازمانی» است که در این پژوهش با عوامل زیر مورد سنجش قرار گرفت:
اتخاذ تصمیمات به صورت شهودی، لایه¬های مدیریتی اندک، ساختار مسطح و درجه کم رسمی-سازی که با نتایج پژوهشهای قوامی¬پور (۱۳۹۲) همخوانی دارد. هم¬چنین رمضان¬پور ¬نرگسی و همکاران (۱۳۹۳) دریافتند که اندازه شرکت یکی از عوامل تأثیرگذار بر نوآوری باز است که با نتایج این پژوهش همراستا است. در نهایت نیز حسین و کورانن (۲۰۱۶) به این نتیجه رسیدند که اندازه یک شرکت مسلماً با میزان همکاری آن در ارتباط است.
یکی از مقوله¬های مشخص شده در شرایط زمینه¬ای، «زیرساختهای فرهنگی» است که در این پژوهش با عوامل زیر مورد سنجش قرار گرفت:
پاریدا و همکاران (۲۰۱۱) به فرهنگ همکاری و کار مشارکتی در سازمان توجه ویژه¬ای کردند. اگرچه این عملیات را باید از سطح بالای سازمان به سمت پایین شروع کرد، تأثیرات آن را باید در سطوح پایین سازمان سنجید؛ بنابراین فرهنگ شرکت باید بر همکاری و کار مشارکتی برای توسعه با ارتباطات متمرکز باشد نه محدودیت و کنترل شدید. چن و همکاران (۲۰۱۰) نیز دریافتند که ایجاد فرهنگ تشویق خلاقیت در سازمان نقش بسیار حیاتی دارد که با نتایج این پژوهش در سازه زیرساختهای فرهنگی همراستا است.
یکی از مقوله¬های مشخص شده در راهبردها، «راهبرد جستجو» است که در این پژوهش با عوامل ذیل مورد سنجش قرار گرفت:
مولر و همکاران (۲۰۱۲)، پاریدا و همکاران (۲۰۱۱) عوامل دیده¬بانی افکار، میرفخرالدینی و همکاران (۱۳۹۴) عامل حمایت از استقرار واحدهاي تحقیق و توسعه خارجی، داشنیتسکی و کلوتر (۲۰۱۰) عامل نقش واسطه¬های نوآوری به عنوان تبادل دانش (فنی و فناورانه) بین خریدار و فروشنده، آلستد و لیند (۲۰۱۱) عامل بهره¬گیری از مشاوران خارج از سازمان، نوری و خسروپور (۱۳۹۳) عامل به کارگیری ساز و کارهای پیشرفته اینترنتی به¬منظور ورود افکار به شرکت را مورد شناسایی قرار دادند که با نتایج این پژوهش در سازه راهبرد جستجو همراستا است.
بیان محدودیتهای بالقوة پژوهش
در این گام، نویسنده باید در زمینه محدودیتهای پژوهش بحث کند. باید توجه کرد که موضوع اين محدوديتها، مشكلات بر سر راه پژوهش از جمله نبود تکمیل پرسشنامه¬ها و يا جلوگیری از ورود به سازمان براي كسب اطلاعات و موضوعاتی از این قبیل نيست؛ محدوديتهاي بالقوة پژوهش به مشكلات مربوط به روايي دروني و بيروني پژوهش اشاره دارد؛ لذا بهتر است نویسنده در این گام در زمینه این موارد بحث کند.
همان¬طور که ذکر شد، محدوديتهاي بالقوة پژوهش مربوط به مشكلات روايي است؛ بر این اساس، یکی از محدودیتهای این پژوهش در جهت اعتبارسنجی نظریه داده بنیاد (بخش کیفی)، یکی از روشهای اعتبارسنجی، تطبيق توسط اعضا است به¬این¬صورت که پژوهشگر برای برقرارساختن اطمینان¬پذیری یافته¬ها و تفاسیر از دیدگاه مشارکت¬کنندگان استفاده می¬کند. در این پژوهش سه¬نفر از مشارکت¬کنندگان، گزارش نهایی مرحله نخست فرایند تحلیل مقوله¬ها را بازبینی کردند و پیشنهادهای آنها در پارادایم شناسه¬گذاری اعمال شد؛ اما چون مشارکت‌کنندگان بر موضوع پژوهش تسلط نداشتند و هم¬چنین نبود وجود دیدگاه سیستمی، مشکلات گوناگونی برای پژوهشگر ایجاد کردند.
ارائه¬ تفسیر و یا توضیح نتایج
در این گام نویسنده باید به تفسیر نتایج بپردازد. تأکید می¬شود که مقصود از تفسیر نتایج، بیان آن نیست؛ بلکه مقصود تحلیل نتایج، شناسایی روابط میان آ¬نها و در نهایت تبیین نتایج است.
شرکتهای کوچک و متوسط فعال در صنعت مواد غذایی کشور، ویژگیهایی دارند که بر اساس آن، این‌گونه شرکتها هویت پیدا می¬کنند. درواقع، فلسفه وجودی چنین شرکتهایی، سرعت تصمیم¬گیری زیاد، انعطاف¬پذیری، نوآوری بیشتر، ایجاد اشتغال، تمرکز بر حداقل¬کردن هزینه¬ها، لایه¬های مدیریتی کم، نبود وجود سلسله¬مراتب، استفاده از منابع اطلاعاتی گوناگون و… است؛ ضمن اینکه در دسته¬¬بندی فناوری، جزء صنایع با فناوری ضعیف قرار دارند و این شرکتها از تحقیق و توسعه، که یکی از مهمترین عوامل شرکتهای نسل جدید است بشدت حمایت می‌کنند که از طریق پژوهشهای نوین فرصتهای منحصر به فردی برای صنعت غذا ایجاد می¬کند. از طرفی، این شرکتها می¬توانند با مدیریت داراییهای فکری خود (تضاد بین حصرکردن افکار یا روانه¬کردن آنها به بیرون) از طریق الگوی کسب و کار خود، که با وضعیت شرکت منطبق است و با مد نظر قراردادن تغییر و تحولاتی که محیط پیرامونی بر آنها تحمیل می¬کند به سودآوری منجر شوند.
در این¬راستا، شرایط عام و خاصی (مداخله¬گر و زمینه¬ای) هست که عملکرد شرکتهای کوچک و متوسط فعال در صنعت مواد غذایی کشور را تحت تأثیر قرار می¬دهد و ازجمله مهمترین آنها شرایط درون سازمانی که اشاره دارد به وجود بسترها و زیرساختهای فرهنگی (فرهنگ همکاری، نوآوری و کار مشارکتی) و ویژگیهای شخصیتی فردی که این‌گونه شرکتها را مدیریت می¬کند. درواقع، می¬توان گفت یکی از مهمترین نقشهایی که در ایفای نوآوری باز اعمال می¬شود، حضور فردی است که به¬صورت کامل از تغییراتی حمایت کند که به بازشدن مرزهای سازمان منجر می¬شود. هم¬چنین شرایط محیطی که اشاره دارد به زیرساختهای قانونی (از طریق وضع قوانین و مقرراتی که توسط اتاق صنایع و معادن و شرکت شهرکها اعمال می¬شود) و هم‌چنین حمایت دیگر دستگاه¬های ذی¬ربط دولتی، می¬تواند به¬طور مستقیم عملکرد این شرکتها را تحت تأثیر قرار دهد.
بیان پیامدهای پژوهش و پیشنهادهایی در مورد پژوهشهای آینده
پنجمین گام به¬منظورتدوین بخش بحث، بیان پیامدهای پژوهش و ارائه پیشنهادهایی در زمینه پژوهشهای آینده است (جعفرپور و بابایی فارسانی، ۱۳۹۲: ۱۳۳).
بر اساس شرایط علّی الگوی پژوهش
تأثیر عوامل درونی (پژوهش نوین، توان کلیدی، مدیریت داراییهای فکری، ابعاد سازمانی، ویژگیهای شرکتهای کوچک و متوسط و ویژگیهای صنعت مواد غذایی) و عوامل بیرونی (الگوی کسب و کار و تحولات محیطی) بر پدیده محوری (نوآوری باز) مورد بررسی قرار گیرد.
بر اساس شرایط زمینه¬ای الگوی پژوهش
تأثیر شرایط سازمانی (ویژگیهای شخصیتی مدیر، زیرساختهای فرهنگی) و شرایط محیطی (پویایی بازار و زیرساختهای قانونی) بر راهبردها مورد بررسی قرار گیرد.
بر اساس شرایط مداخله¬گر الگوی پژوهش
تأثیر چالشهای صنعت غذا (چالش منابع، توان پویا و نبود اطمینان) بر راهبردها مورد بررسی قرار گیرد.
بر اساس راهبردهای الگوی پژوهش
تأثیر راهبرد¬های آسانگری (راهبرد جستجو، راهبرد مرزگستری، راهبرد برونسپاری، راهبرد شبکه¬سازی، راهبرد پایش شرکا) و راهبردهای فرصتهای فناورانه (راهبرد واردشونده، راهبرد خارج شونده و راهبرد متقابل) بر پیامدها مورد بررسی قرار گیرد.

منابع
احمدپور داریانی، محمود و مقیمی، محمد (۱۳۸۵)، مبانی کارآفرینی. تهران: نشر فر اندیش.
احمدی، لیدا (۱۳۹۲)، بررسي تأثير كسب و كارهاي خدمت¬محور در توسعه نوآوري باز در صنعت فناوري اطلاعات در شهر تهران. پایان¬نامه کارشناسی ارشد. دانشکده مدیریت بازرگانی. دانشگاه پیام نور. واحد غرب تهران.
استراوس، آنسلم و کوربین، جولیت (۱۳۸۵)، اصول روش تحقیق کیفی: نظریه مبنایی، رویه¬ها و شیوه¬ها. ترجمه بیوک محمدی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
امیدی¬کیا، کامران؛ مشبکی، اصغر؛ خدادادحسینی، سیدحمید و عزیزی، شهریار (۱۳۹۱)، شناخت قابلیت¬هاي سازمانی جایگاه¬سازي برند شرکت در صنعت مواد غذایی با استفاده از نظریه داده بنیاد. فصلنامه اندیشه مدیریت راهبردي. س ۶٫ ش ۱: ۳۵ ـ ۷۲٫
امیرخانی، طیبه (۱۳۸۹)، مدلی برای پیاده¬سازی بودجه¬ریزی بر مبنای عملکرد در ایران. پایان¬نامه دکتری. دانشگاه علامه طباطبایی. دانشکده مدیریت و حسابداری.
بازرگان، عباس (۱۳۸۸)، مقدمه¬ای بر روش¬های تحقیق کیفی و آمیخته، رویکرد¬های متداول در علوم رفتاری. تهران: دیدار.
دانایی¬فرد، حسن؛ خیرگو، منصور؛ آذر، عادل و فانی، علی اصغر (۱۳۹۱)، فهم انتقال خط¬مشی اصلاحات اداری در ایران، پژوهشی بر مبنای راهبرد داده بنیاد. مدیریت فرهنگ سازمانی. دوره دهم. ش ۲: ۵ ـ ۲۸٫
دانایی¬فرد حسن و امامی، سید مجتبی (۱۳۸۶)، تأملي بر نظريه¬پردازي داده¬بنياد: استراتژي¬هاي پژوهش كيفي. فصلنامه اندیشه مدیریت. ش ۲: ۶۹ ـ ۹۷٫
دانایی¬فرد، حسن (۱۳۸۴)، تئوری¬پردازی با استفاده از رویکرد استقرایی: استراتژی مفهوم¬سازی تئوری بنیاد. دانشور رفتار. س ۱۲، ش ۱۱: ۵۷ ـ ۷۰٫
دهقانی¬پوده، حسین؛ اخوان، پیمان و حسینی سرخوش سیدمهدی(۱۳۹۲)، افزایش موفقیت توسعه محصول جدید مبتنی بر رویکرد نوآوری باز (مطالعه موردی: در یک سازمان پژوهشی). مدیریت نوآوری، س ۲٫ ش ۲: ۴۵ ـ ۶۸٫
رازینی، روح الله و عزیزی، مهدی (۱۳۸۴)، طراحی الگوي تصمیم¬گیري با رویکرد اسلامی. مدیریت اسلامی. س ۲۳٫ ش ۴: ۷۳ ـ ۱۰۰٫
رمضان¬پور نرگسی، قاسم؛ داوری، علی؛ افراسیابی، راحله و زرگران یزد، بهاره (۱۳۹۳)، بررسی عوامل درونی و بیرونی بر نوآوری باز (مطالعه موردی: مراکز تحقیقاتی وزارت صنایع و علوم). مدیریت توسعه فناوری، دوره دوم، ش ۱: ۴۶ ـ ۲۹٫
جهانشاهی، میثم (۱۳۸۹)، بي¬تفاوتي سازماني: بررسي نشانه¬ها، علل و پيامدها به روش گراندد تئوري. هشتمین کنفرانس بین¬المللی مدیریت. گروه پژوهشی صنعتی آریانا. تهران. ۲۷ ـ ۲۹ آذر: ۱ ـ ۱۰٫
حجی، رسول و پاسبانی، محمد (۱۳۸۸)، مطالعه روش خوشه صنعتی با رویکرد UNIDO در SME (مطالعه موردی: تولید کنندگان قطعات خودرو استان آذربایجان شرقی). مجله مدیریت صنعتی دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج. س ۴٫ ش ۸: ۳۱ ـ ۵۳٫
چسبرو، هنری (۱۳۹۲). نوآوری باز، پارادایم نوین آفرینش و تجاری¬سازی فناوری. چ سوم. ترجمه سید کامران باقری و مرضیه شاوردی. تهران: انتشارات رسا.
کرسول، جولیت (۱۳۹۴)، پویش کیفی و طرح پژوهش، انتخاب از میان پنج رویکرد روایت پژوهی، پدیدارشناسی، نظریه داده¬بنیاد، قوم نگاری، مطالعه موردی. ویرایش دوم ترجمه حسن دانایی¬فرد و حسن کاظمی. تهران: انتشارات صفار.
طاهری، مرتضی؛ عارفی، محبوبه؛ پرداختچی، محمدحسن و قهرمانی، محمد (۱۳۹۲)، کاوش فرایند توسعة حرفه¬ای معلمان در مراکز تربیت معلم: نظریة داده بنیاد. فصلنامه نوآوری¬های آموزشی. س ۱۲٫ ش ۴۵: ۱۴۹ ـ ۱۷۶٫
لقمان¬نیا، مهدی؛ خامسان، احمد؛ آیتی، محسن و خلیفه، محسن (۱۳۹۰)، شناسايي مؤلفه¬هاى هويت ملّى در برنامه‌هاى درسى بر اساس نظريه داده بنياد. فصلنامه نوآوری¬های آموزشى. س ۱۰٫ ش ۴۰: ۳۳ ـ ۵۶٫
محب¬زادگان، یوسف، پرداختچی، محمدحسن، قهرمانی، محمد و فراستخواه، مقصود (۱۳۹۲)، تدوین الگویی براي بالندگی اعضاي هیئت علمی با رویکرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد. فصلنامه پژوهش و برنامه¬ریزي در آموزش عالی. ش ۷۰: ۱ ـ ۲۵٫
مقیمی، معصومه (۱۳۹۴). طراحی الگوی اخلاق حرفه¬ای مدیران آموزشی با رویکرد اسلامی ـ ایرانی. پایان‌نامه دکتری. دانشگاه علامه طباطبایی. دانشکده روان¬شناسی و علوم تربیتی.
ملایی، علی اصغر؛ بابک، شیرازی و سلطان¬زاده، جواد (۱۳۹۵)، یکپارچه¬سازی مشتریان در مقدمات نوآوری به کمک رویکرد نوآوری باز: تولید و انتخاب ایده¬های نوآورانه محصول. فصلنامه رشد فناوری. س ۱۲٫ ش ۴۷: ۳۸ ـ ۴۸٫
منتظری، محمد (۱۳۹۰)، طراحی مدلی برای ارتقای انگیزه خدمت عمومی مدیران در ایران. پایان¬نامه دکتری. دانشگاه علامه طباطبایی. دانشکده مدیریت و حسابداری.
مهدی¬زاده اشرفی، علی؛ مجیبی، تورج و شیرازی، حسین (۱۳۹۰)، تدوین استراتژی¬های مناسب برای شهرک-های صنعتی فیروزکوه بر اساس مدل سوات. فصلنامه مدیریت. س ۸٫ ش ۲۲: ۷۱ ـ ۹۱٫
میرفخرالدینی، سید حیدر؛ دسترنج، میثم و کریمی تکلو، سلیم (۱۳۹۴). طراحی مدل مفهومی براي توسعه نوآوري باز در پارك¬هاي علم و فناوري با استفاده از تحلیل عاملی. فصلنامه پژوهش¬هاي مدیریت عمومی. س ۸٫ ش ۲۷: ۷۱ ـ ۹۸٫
نبوی چاشمی، سیدعلی و منصوریان نظام آباد، رضا (۱۳۸۹)، بررسی رابطه بین سرمایه¬گذاری پر مخاطره با نوآوری صنعتی در صنایع كوچك و متوسط. اولین کنفرانس بین¬المللی مدیریت، نوآوری و کارآفرینی. شیراز. ۲۷ ـ ۲۸ بهمن: ۱ ـ ۱۱٫
هادوی¬نژاد، مصطفی؛ دانایی¬فر، حسن؛ آذر، عادل و خائف¬الهی، احمد (۱۳۸۹)، كاوش فرايند رفتارهاي منافقانه در ارتباطات بين فردي در سازمان با استفاده از نظریه داده بنیاد. فصلنامه اندیشه مدیریت راهبردی. س ۴٫ ش ۱: ۸۱ ـ ۱۳۰٫
Arcese G, Flammini S, Caludia-Lucchetti M, Martucci O. (2015). Evidence and Experience of Open Sustainability Innovation Practices in the Food Sector. Sustainability, 7: 8067-8090.
Arcese G, Flammini S, Martucci O. (2013). Dall’Innovazione Alla Startup—L’esperienza D’imprenditori Italiani in Italia e in California. McGraw-Hill: Milan, Italy.
Bellairs J. (2010). Open innovation gaining momentum in the food industry. Cereal Foods World, 55 (1): 4-6.
Brunswicker S, Vanhaverbeke W. (2014). Open Innovation in Small and Medium‐Sized Enterprises. Journal of Small Business Management.
Chesbrough H, Crowther AK. (2006). Beyond high tech: early adopters of open innovation in other industries. R&D Management, 36 (3): 229-236.
Chesbrough H, Garman A. (2009). How open innovation can help you cope in lean times. Harvard Business Review, 87 (12): 68-76.
Chesbrough HW. (2003). The era of open innovation. MIT Sloan Management Review, 44 (3): 35-41.
Chesbrough HW. (2006). Open Innovation: A New Paradigm for Understanding Industrial Innovation, New York, Oxford University Press: 1–۳۴٫
Crema M, Verbano C, Venturini K. (2014). Linking strategy with open innovation and performance in SMEs. Measuring Business Excellence, 18 (2):14 – ۲۷٫
Creswell JW. (2007). Qualitative inquiry & research design: Choosing among five approaches. London: sage publications.
Ettlinger N. (2017). Open innovation and its discontents, Geoforum, 80: 61–۷۱
Gassmann O, Enkel E, Chesbrough HW. (2010). The future of open innovation. R&D Management, 40 (3): 213-219.
Grimaldi M, Quinto I, Rippa P. (2013). Enabling Open Innovation in Small and Medium Enterprises: A Dynamic Capabilities Approach, Knowledge and Process Management, 20 (4): 199–۲۱۰٫
Hossain M. Kauranen I. (2016). Open innovation in SMEs: a systematic literature review. Journal of Strategy and Management, 9 (1): 58-73.
Huizingh EK. 2011. Open innovation: state of the art and future perspectives. Technovation, 31 (1): 2–۹٫
Kamalian A, Rashki M, Arbabi ML. (2011). Barriers to Innovation among Iranian SMEs. Asian Journal of Business Management, 3(2): 79-90.
Keupp MM, Gassmann O. (2009). Determinants and archetype users of open innovation. R&D Management, 39 (4): 331–۳۴۱٫
Khan RS, Grigor J, Winger R, Win A. (2013). Functional food product development dopportunities and challenges for food manufacturers. Trends in Food Science & Technology, 30 (1): 27-37.
Kvale, S. (1996). InterViews – An introduction to qualitative research interviewing. Thousand Oaks, CA: Sage Publications.
Lee S, Park G, Yoon B, Park J. (2010). Open innovation in SMEs – an intermediated network model. Research Policy, 39 (2): 290-300.
Lichtenthaler U. (2011). Open innovation: Past Research, Current Debates and Future Directions. Academy of Management Perspectives, 25 (1): 75–۹۳٫
Omta SWF, Fortuin FTJM, Dijkman NC. (2014). Open Innovation in the Food Industry: An Evidence Based Guide, ISBN 978-908-222-12-06, Netherlands: 1-58.
Pervan S, Al-Ansaari Y, Xu J. (2015). Environmental determinants of open innovation in Dubai SMEs. Industrial Marketing Management, 50: 60-68.
Popa S, Soto-Acosta P, Martinez-Conesa I. (2017). Antecedents, moderators, and outcomes of innovation climate and open innovation: An empirical study in SMEs. Technological Forecasting & Social Change, 118: 134-142.
Portilla AR. (2016). The unexpected implications of opening up innovation: A multi-perspective study of the role of Open Innovation practices in mature industries, Doctoral Thesis, School of Industrial Engineering and Management, Department of Industrial Economics and Management, Politecnico di Milano.
Saguy IS. (2011). Paradigm shifts in academia and the food industry required to meet innovation challenges. Trends in Food Science & Technology, 22 (9): 467-475.
Saguy S, Sirotinskaya V. (2014). Challenges in exploiting open innovation’s full potential in the food industry with a focus on small and medium enterprises (SMEs). Trends in Food Science & Technology, 38: 136-148.
Schroll A, Mild A. (2012). A critical review of empirical research on open innovation adoption. Journal Für Betriebswirtschaft, 62 (2): 85–۱۱۸٫
Spithoven A, VanhaverbekeW, Roijakkers N. (2013). Open innovation practices in SMEs and large enterprises. Small Business Economics, 41 (3): 537-562.
Stanisławski R, Lisowska R. (2015). The Relations between Innovation Openness (Open Innovation) and the Innovation Potential of SMEs, 2nd Global Conference on Business, Economics, Management, 23: 1521-1526.
Striukova L, Rayna T. (2015). University-industry knowledge exchange. European, Journal of Innovation Management, 18 (4): 471- 492.
Traitler H, Watzke HJ, Saguy IS. (2011). Reinventing R&D in an open innovation ecosystem. Journal of Food Science, 76 (2): 62-68.
West J, Salter A, Vanhaverbeke W, Chesbrough H. (2014). Open innovation: The next decade, Research Policy, 43: 805–۸۱۱٫
Won Park Y, Amano T, Moon G. (2012). Benchmarking open and cluster innovation: case of Korea. Benchmarking: An International Journal, 19 (4): 517-531.
Zhang J, Zeng J. 2009. An Open Innovation Model for Business Innovation of Chinese Telecom Operators. National Natural Science Foundation of China. International Conference on Management and Service Science, 20-22 Sept, China ,1-5.

(Visited 50 times, 1 visits today)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code