بازدید: 106

عنوان مقاله: ارائه دسته‌بندی جامع از عوامل کلیدی موثر در استقرار مدیریت دانش سازمانی  با استفاده از روش تحلیل مضمون

موضوع: مدیریت دانش

مولفین: روح اله رازینی و میلاد سینا

سال انتشار(میلادی): ۲۰۱۹

وضعیت: تمام متن

منبع: فصلنامه پژوهش های مدیریت دانش سازمانی، سال اول، شماره ۱، تابستان ۱۳۹۷ (آدرس فصلنامه: http://jkm.ihu.ac.ir)

تهیه و تنظیم: رسانه اجتماعی مدرسه مدیریت شهید بهشتی MGTschool.ir

چکیده:

در جهان امروز که تولید کالا‌ها و ارائه خدمات به شدت دانش‌مدار شده‌‌اند، دانش دارایی کلیدی برای کسب مزیت رقابتی به شمار می‌رود و مدیریت دانش سازمانی یکی از مهمترین عوامل موفقیت شرکت‌ها در شرایط رقابتی و عصر اطلاعات است. باید اذعان نمود که تبیین نظری از جایگاه مدیریت دانش، الزاماً به معنی توفیق مدیریت دانش نخواهد بود. اگرچه مدیریت دانش در نگاه اول مجموعه‌ای از ابزارها یا فرآیند مدیریتی روشن و مشخص است اما پیاده­سازی (استقرار) و استفاده اثربخش از آن مهم و پیچیده می­باشد که بکارگیری آن منجر به بهبود عملکرد و فرایندها می­شود. استفاده موثر از مدیریت دانش، مستلزم فهم و شناخت دقیق مباحث مربوط به فرایند مدیریت دانش و مهمترین مرحله این فرایند یعنی استقرار و پیاده‌سازی آن و شناخت مولفه‌های کلیدی جهت استقرار مدیریت دانش است. غالباً در پژوهش‌های مختلف صرفاً برخی از عوامل اصلی جهت استقرار مدیریت دانش، معرفی شده است و در برخی دیگر به برخی از زیر مولفه‌ها نیز اشاره شده است اما هیچ پژوهشی به معرفی جامعی از کلیه عوامل موثر در استقرار مدیریت دانش و زیر مولفه‌های مربوطه نپرداخته است. لذا در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل مضمون به کدگذاری عوامل اشاره شده (مضامین پایه) در پژوهش‌های مختلف در این حوزه پرداخته و پس از آن مقوله‌های اصلی (مضامین فراگیر) و زیرمولفه‌های هر یک (مضامین سازمان‌دهنده) استخراج و نگاشت نهایی مولفه­های موثر ترسیم گردیده است. تلاش محقق بر این بوده است که مولفه­های استخراجی از جامعیت کافی برخوردار باشد. یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که به منظور استقرار مدیریت دانش باید هفت عامل فرهنگ سازمانی، مدیریت منابع انسانی، ساختار و مولفه‌های سازمانی، فناوری اطلاعات، مولفه‌ها و فرایندهای مدیریت دانش، راهبردها و چشم‌اندازها و مولفه‌های محیطی و زیر مولفه‌های شناسایی شده هر یک را مورد توجه قرار داد و به کار بست.

کلمات کلیدی: دانش، مدیریت دانش، استقرار، عوامل کلیدی استقرار.

 مقدمه

در سال‌هاي اخیر مدیریت دانش به یک موضوع مهم و حیاتی تبدیل شده است. جوامع علمی و تجاري هر دو بر این باورند که سازمان‌ها با قدرت دانش می توانند برتري هاي بلند مدت خود را در عرصه‌هاي رقابتی حفظ کنند و دانشمندان در تحقیقات خود یافته‌اند که مدیریت دانش برخلاف مدیریت‌هاي دیگر زودگذر نیست بلکه اثرات ماندگاري دارد. شرایط و فضاي رقابتی سازمان‌ها بیش از پیش پیچیده و به سرعت در حال تغییر است. به گونه‌اي که سرعت تغییر در بیشتر سازمان‌ها به مراتب بیشتر از سرعت توان پاسخگویی و تطبیق آنهاست. تغییرات مستمر دانش نیز وضعیت عدم تعادل جدیدي را براي سازمان‌ها بوجود آورده است. در این میان تنها سازمان‌هایی می‌توانند به حیات خود ادامه دهند که بتوانند مزیت رقابتی خود را حفظ نمایند .به نظر اندیشمندان این عرصه حفظ مزیت رقابتی و بقاء سازمان به کمک مدیریت دانش امکانپذیر است بنحویکه بتوان به طور مستمر به خلق دانش هاي نو در سازمان پرداخت (بختیاری، ۱۳۸۸).

سازمان‌های کنونی، اهمیت‌ بیشتری جهت درک، انطباق‌پذیری و مدیریت تغییرات محیط پیرامون قـائل شـده و در کسب و به‌ کارگیری‌ دانش و اطلاعات روزآمد به منظور بهبود عملیات و ارائه خدمات و محصولات مطلوبتر به ارباب رجوعان‌ پیشی گرفته‌اند. چنین سازمان‌هایی نیازمند به کارگیری سبک جدیدی از مدیریت به نام «مدیریت دانش» می‌باشند. برخی‌ از‌ سازمان‌ها براین باورند کـه بـا تمرکز صرف بر افراد، فناوری و فنون می‌توان دانش را مدیریت کرد (قربانی، ۱۳۸۸).

اگرچه مدیریت دانش نیز در نگاه اول مجموعه‌ای از ابزارها یا فرآیند مدیریتی روشن و مشخص است، اما پیاده­سازی (استقرار) و استفاده اثربخش از آن مهم و پیچیده می­باشد که بکارگیری آن منجر به بهبود عملکرد و فرایندها می­شود. پیاده­سازی از جنس اجرا و عمل است و به دنبال کاربردی کردن نتایج روی کاغذ و به معنای عملیاتی کردن آن نتایج، اطمینان از نیل به موفقیت واقعی به­وسیله ارزیابی­های منسجم و اثربخش کردن تصمیم­ها و برنامه­هاست.

لذا با توجه به لزوم تبیین، استخراج، دسته‌بندی، ارائه و مدل‌سازی دانش سازمانی اعم از دانش صریح و ضمنی و اهمیت ویژه این به نظر می‌رسد که احصاء عوامل کلیدی استقرار مدیریت دانش می‌تواند راهکاری اساسی در نیل به موفقیت سازمان‌ها و شرکت‌‌های دانش‌مدار باشد. بنابراین ارائه و دسته‌بندی جامع از کلیه عوامل کلیدی در استقرار مدیریت دانش و شناخت زیر مولفه‌های هر یک می‌تواند به عنوان نسخه‌ای کامل جهت استقرار مدیریت دانش در سازمان‌ها استفاده گردد.

مبانی نظری پژوهش

تعریف مدیریت دانش

نویسندگان مختلف از دیدگاه‌های مختلف و با رویکردهای متفاوت و انگیزه‌های گوناگون، به تعریف مدیریت دانش پرداخته‌اند که برخی از این تعاریف به تفکیک در قالب جدول زیر ارائه می‌شود:

جدول ۱؛ تعاریف مختلف مدیریت دانش

ردیف تعریف ارائه دهنده
۱ مدیریت دانش، شامل همه‌ روش‌هایی است که سازمان، دارایی‌های دانش خود را اداره می‌کند که شامل چگونگی جمع‌آوری، ذخیره‌سازی، انتقال، بکار گیری، به روزسازی و ایجاد دانش است. روبیتز[۱] (۲۰۰۷)
۲ مديريت دانش اِعمال مديريت و زمينه‌سازي براي تبديل دانش در داخل سازمان از طريق گردآوري، اشتراك گذاري و استفاده از دانش به عنوان يك سرمايه انساني در راستاي دستيابي به اهداف سازمان می‌باشد. حسن زاده (۱۳۸۶)
۳ مديريت دانش فرآيندي است که طي آن سازمان به توليد ثروت و ارزش از دانش و يا سرمايه فکري خود مي‏پردازد نوناكا و تاكئوچي[۲] (۱۹۹۵)
۴ مديريت دانش طراحي هوشمندانه فرايندها، ابزارها، ساختار، و غيره با قصد افزايش، نوسازي، اشتراك يا بهبود استفاده از دانش است. سیمن[۳] (۱۹۹۹)
۵ مديريت دانش، فرآيند يا فعاليت ايجاد،‌ به دست آوردن،‌ تسخير،‌ تسهيم و به‌كار بردن دانش،‌ در هر جايي كه وجود داشته باشد، براي افزايش يادگيري و عملكرد در سازمان‌هاست سوان و پرستون[۴] (۱۹۹۹)
۶ مديريت دانش، تلاشي براي آشکار کردن دارايي پنهان در ذهن اعضاء و تبديل اين دارايي به دارايي سازماني است تا همه کارکنان سازمان به آن دسترسي داشته باشند. پروساک[۵] (۲۰۰۰)
۷ مديريت دانش، عمليات کشف، سازماندهي و خلاصه کردن دارايي اطلاعات است؛ به شکلي که معلومات کارکنان را بهبود بخشد. داونپورت[۶] (۱۹۹۸)
۹ مديريت دانش، فرايند خلق و تسهيم دانش به گونه اي است كه بتوان آن را به شيوه‌اي اثربخش در سازمان به كار برد هافمن[۷] و همكارانش (۲۰۰۵)
۱۰ مدیریت دانش فرايندي است كه به سازمان در جهت يافتن، انتخاب، توزيع و انتقال اطلاعات و تخصص مورد نياز براي فعاليت‌هايي از قبيل حل مساله، يادگيري پويا، برنامه‌ريزي راهبردي و تصميم‌گيري كمك مي‌كند. گوپتا و ديگران[۸] (۲۰۰۰)

 

ضرورت و اهمیت مدیریت دانش

امروزه دیگر همه گروه‌های کاری و علمی اذعان دارند که برای اینکه سازمان‌ها بتوانند در دنیای تجارت و رقابت، حضور مستمر و پایدار داشته باشند، باید حول محور علم و دانش فعالیت کنند. علی رغم اینکه دانش به عنوان منبعی برای بقای سازمان‌ها ضروری است و شرط موفقیت سازمان‌ها دستیابی به یک دانش و فهم عمیق در تمامی سطوح است اما باز هم بسیاری از سازمان‌ها هنوز به مدیریت دانش به طور جدی توجه نکرده‌اند. به گفته پیتر دراکر «راز موفقیت سازمانها در قرن ۲۱ همان مدیریت دانش است» (مرادزاده و همکاران، ۱۳۸۵).

پیتر دراکر در کتاب «جامعه پسا سرمایه‌داری» عنوان می‌کند که مهمترین منابع اقتصادی، دیگر سرمایه یا منابع طبیعی و نیروی کار نیستند بلکه این منبع اقتصادی بنیادی، دانش هست و خواهد بود (رضایی و همکاران، ۱۳۹۴).

در جهان امروز که تولید کالا‌ها و ارائه خدمات به شدت دانش‌مدار شده‌‌اند، دانش دارایی کلیدی برای کسب مزیت رقابتی به شمار می‌رود و مدیریت دانش سازمانی یکی از مهمترین عوامل موفقیت شرکتها در شرایط رقابتی و عصر اطلاعات است (پور ابراهیمی و همکاران، ۱۳۹۱).

صاحب‌نظران علم مدیریت، دانش را جایگزین نهایی توليد، ثروت و سرمایه پولی می‌دانند. دانش تنها منبعی در سازمان است كه در اثر استفاده، نه تنها از ارزش آن كاسته نشده، بلكه بر ارزش آن نيز افزوده می‌شود. این دانش در رویه‌ها، دستورالعمل‌ها، دیدگاه‌ها، اقدامات و تصميمات سازمانی مستقر و مستتر است و زمانی اهميت بيشتر می‌یابد كه به محصولات و خدمات ارزشمندي تبدیل شود (رضائیان و همکاران، ۱۳۹۰).

تاریخچه پیدایش مدیریت دانش

در سال ۱۹۷۹، يک حسابدار سوئدي به نام سيوبي[۹] که بعدها به عنوان يكي از بنيانگذاران علم مديريت دانش معرفي شد، با پرسشي بزرگ روبروگردید. وی زماني که مشغول ارزيابي ترازنامه مالي چند شرکت بزرگ سوئدي بود، متوجه اين نکته شد که بسياري از شرکت‌ها پس از انجام عمليات طولاني حسابداري، ارزشي در حد چند کرون سوئد نشان مي‌دادند در حالي که قيمت واقعي اين شرکت‌ها بسيار بيشتر از قيمتهايي بود که سرمايه حسابداري نشان مي‌داد. سيوبي متوجه شد که بخش اعظم اين اختلاف به سرمايه‌هاي دانشي درون سازمان بر مي‌گردد و برخاسته از توان دانشي اين سازمان در حل مسايل تخصصي شان است. اما نکته جالب وارد نشدن اين دارايي‌ها در ترازنامه‌هاي حسابداري بود، چرا که اساسا چيزي تحت عنوان مفهوم سرمايه‌هاي ناملموس وجود نداشت. فعاليت سيوبي و ديگر محققین باعث گرديد توجه سازمان‌ها به سرمايه‌هاي بس عظيم، يعني سرمايه‌اي که با وجود توليد، اکثريت ارزش افزوده کالا، کمتر تحت مديريت و سازماندهي و برنامه ريزي قرار مي‌گرفت، جلب شود. در جدول ۲ تاريخچه تکوين مديريت دانش ارائه شده است:

جدول ۲؛ سير تكامل مديريت دانش(آتشک و ماه‌زاده،۱۳۸۸)

رويداد طرح کننده سال
تراز نامه نامشهود[۱۰] سيوبي/کونراد ۱۹۸۶
ابداع مفهوم مديريت دانش کارل ويگ ۱۹۸۶
شروع تلا شهاي دروني براي اداره رسمي دانش شركت‌هاي مشاور مديريتي بزرگ ۱۹۸۹
يکي از نخستين‌ها براي تکميل مديريت دانش در استراتژي تجاری واتر هاوس ۱۹۸۹
يکي از نخستين مقالات منتشر شده در مورد مديريت دانش تحت عنوان «بازبيني تجاري هاروارد» نوناکا و تاکوچي ۱۹۹۱
اهميت سرمايه فکري تام استوارت ۱۹۹۱
يکي از نخستين کتابهای منتشر شده در مورد مديريت دانش تحت عنوان «اساس مديريت دانش» کارل ويک ۱۹۹۳
منبع دانش پيتر دراکر ۱۹۹۴
نخستين کنفرانس مديريت دانش شبکه ارتباطي دانش مديريت ۱۹۹۴
دانش به عنوان منبع بي پايان استنفورد پال رومر ۱۹۹۵
کتاب شرکت دانش آفرين نوناکا و تاکوچي ۱۹۹۵
کتاب سر چشمه‌هاي دانش لئونارد بارتون ۱۹۹۵

مزایا و اهداف مدیریت دانش

مزایای مدیریت دانش شامل استفاده مجدد از دانش موجود و اجتناب از تکرار هزینه‌ها برای حل مسائل تکراری است. مدیریت دانش دوره زمانی بیان مسئله تا شفاف‌سازی مسئله را کاهش می‌دهد، بازاریابی را تسریع کرده و سازمان را از طریق بازاریابی دقیق یا تشخیص نیازمندی‌های مشتری یاری می‌رساند (سهرابی و دارمی، ۱۳۸۸).

همچنین سازمان می‌تواند از دانش ذخیره شده برای برطرف نمودن طیفی از مشکلات از قبیل تولید محصول جدید، برنامه‌ریزی تبلیغات، رسیدگی به شکایات مشتری و … استفاده نماید. مدیریت دانش همچنین موجب افزایش کارایی داخلی، هماهنگی خدمات مشتریان و سودآوری کلی می‌شود. دانش سازمانی از طریق ارائه محیط بهبود یافته برای توسعه دانش جدید و استفاده از تجربه حل مسائل، ارزش آفرینی می‌کند (گوپتارا[۱۱]، ۱۹۹۹).

سازمان‌هاي موفق مزيت رقابتي را از طريق كاهش كنترل و افزايش يادگيري كه اين خود از طريق خلق و به اشتراك گذاشتن مستمر دانش جديد به دست می‌آيد، ايجاد مي‌كنند. از  فوايد مديريت دانش مي‌توان به بهبود تصميم گيري، انعطاف پذيري بيشتر، افزايش سود، كاهش بار كاري، افزايش بهره وري، ايجاد فرصت‌هاي جديد كسب و كار، كاهش هزينه‌ها، سهم بازار بيشتر و بهبود انگيزه كاركنان اشاره كرد (جعفري و همکاران، ۱۳۸۸).

پیاده‌سازی مدیریت دانش و اهمیت استقرار آن

امروزه نقش دانش محوری و بهره‌گیری از تجارب و دانش موجود در اذهان افراد، نقشی بنیادین در توسعه جوامع ایجاد می‌نماید. بنابراین برای ایجاد دانش و نوآوری بیشتر و در نتیجه افزایش قابلیتهای علمی، تکنولوژی، مدیریتی و تبدیل نمودن آنها به سازمان یادگیرنده با کارکنان دانش محور و استفاده بهینه از دانایی به عنوان بازوی اصلی توسعه، پیاده‌سازی مدیریت دانش امری اجتناب پذیر است (ربیعی و معالی، ۱۳۸۸). استقرار موفقیت‌آمیز مدیریت دانش منجر به توانایی سازمان در ایجاد جوی می‌شود که دانش در آن آزادانه جریان دارد. شاید بتوان به درستی ادعا کرد که مهمترین رکن مدیریت دانش، اجرا و پیاده‌سازی آن در سازمان باشد (گوپتا و دیگران[۱۲]، ۲۰۰۰).

سازمان‌ها برای پیشبرد اهداف خود و کنترل بهتر بر فرآیندهایشان نیازمند استفاده از ابزارهای مدیریتی هستند و مشروط به اثربخشی ابزارها، آن‌ها را مورد استفاده قرار می‌دهند. اگرچه قوت و قابلیت ذاتی هر ابزار شرط لازم برای اثربخشی آن است، اما چگونگی پیاده‌سازی آن‌ ابزار نیز، شرط کافی این اثربخشی محسوب می‌شود. به عبارت دیگر، «استفاده از ابزارها و تکنیک‌ها یک جزء حیاتی هر فرآیند موفق بهبود می‌باشد». برخی از ابزارها، خود در قالب چارچوب بیان می‌شوند و نیازی به تدوین دوباره چارچوب برای پیاده‌سازی آن‌ها در سازمان وجود ندارد. به عنوان مثال مدل اروپایی مدیریت کیفیت چارچوبی شامل توانمندسازها و معیارها می‌باشد که پیاده‌سازی آن نیازمند چارچوبی جدید نمی‌باشد. اما برخی دیگر از ابزارها چارچوبی به همراه خود نداشته و پیاده‌سازی آن‌ها مشروط به تدوین چارچوبی متناسب با شرایط آن ابزار و شرایط سازمان می‌باشد (رازینی و ابراهیمی، ۱۳۹۴). یکی از ابزارهایی که برای اجرا در سازمان نیازمند چارچوب می‌باشد، استقرار مدیریت دانش است.

باید اذعان نمود که تبیین نظری از جایگاه مدیریت دانش، الزاماً به معنی توفیق مدیریت دانش در این شرکت‌ها نخواهد بود. در دنیای پیچیده امروز برای انجام هر کاری نیاز به ابزار می‌باشد و مدیریت نیز از این قاعده مستثنی نیست و بخشی از چالش‌های عدم توفیق  ابزارها در گرو عدم استقرار و پیاده‌سازی است (میرسپاسی و دیگران، ۱۳۸۸).

روش‌شناسی پژوهش

در این پژوهش ابتدا با استفاده از روش کتابخانه‌ای، به بررسی پیشینه پژوهش پرداخته و مضامین پایه استخراج گردیده و سپس با استفاده از روش تحلیل مضمون، داده‌ها تجزیه و تحلیل می‌شوند.

روش تحلیل مضمون

تحليل مضمون، روشي براي شناخت، تحليل و گزارش الگوهاي موجود در داده‌هاي كيفي است. اين روش، فرايندي براي تحليل داده‌هاي متني است و داده‌هاي پراكنده و متنوع را به داده‌هایی غني و تفصيلي تبديل می‌کند. (براون و کلارک[۱۳]،  ۲۰۰۶). تحلیل مضمون­، رویکردی نظام­مند به تحلیل داده­های کیفی است که دربرگیرنده شناسایی مضامین یا الگوهای دارای معنی فرهنگی، کدگذاری و دسته­بندی داده­ها است که معمولاً متنی هستند و دسته‌بندی داده­ها بر اساس مضامین و تفسیر نتایج ساختار مضمون­بنیاد ایجاد شده در راستای یافتن مشابهت­ها، روابط، الگوهای غالب، برساخت­های نظری و اصول تبیینی است ( لاپادت[۱۴] ، ۲۰۱۰). هرچند روش‌های مختلفي براي تحليل مضمون وجود دارد كه هر يك از آن‌ها، فرايندهاي خاصي را دنبال می‌کند؛ اما کلیت فرايند تحليل مضمون، زماني شروع می‌شود كه تحليل‌گر به دنبال شناخت الگوهايي از معاني و موضوعات در داده‌ها باشد؛ البته ممكن است اين كار در طول جمع‌آوری داده‌ها اتفاق بيفتد. نقطه پايان اين فرآيند نيز تهيه گزارشي از محتوا و معاني الگوها و مضامين در داده‌ها است. فرایند تحلیل مضمون شامل سه مرحله‌ی اصلی است:

الف- تجزيه و توصيف متن؛

ب- تشريح و تفسير متن؛

ج- ادغام و يكپارچه كردن مجدد متن (عابدی جعفری و همکاران، ۱۷۶).

پیشینه پژوهش و تجزیه و تحلیل داده‌ها

در جدول شماره ۳ با مطالعه ادبیات نظری و تحقیقات پیشینی حول موضوع پژوهش، تمامی عوامل کلیدی استقرار مدیریت دانش در سازمان‌ها و شرکتهای مختلف که پژوهشگران مختلف در یافته‌های خود به آن رسیده بودند، گردآوری و احصاء شده است. این عوامل به عنوان مضامین پایه و هر یک از منابع به عنوان کدهای روش تحلیل مضمون محسوب می‌شوند.

جدول ۳؛ کلیه عوامل موثر بر استقرار مدیریت دانش (شناسایی مضامین پایه)

ردیف عنوان پژوهش نویسنده و سال انتشار   مضامین پایه
۱ عوامل موثر بر موفقيت استقرار مديريت دانش در موسسات آموزش عالي (مطالعه موردي: دانشگاه يزد) سعیدا اردکانی و کنجکاومنفرد (۱۳۹۰) فرهنگ
۲ فن‌آوري
۳ انگيزه (برنامه‌های انگیزشی)
۴ توانايي
۵ هماهنگي
۶ شناخت (آشنایی با مدیریت دانش)
۷ ارائه مدل مفهومی جهت استقرار مدیریت دانش در سازمانهای ایرانی؛ مطالعه موردی: شرکت پالایش نفت تهران ربیعی و معالی (۱۳۸۸) آموزش
۸ فرهنگ
۹ انگیزش
۱۰ تعهد نیروی انسانی
۱۱ ارائه مدل مفهومی جهت استقرار مدیریت دانش در سازمانهای ایرانی؛ مطالعه موردی: جهاد کشاورزی ربیعی و معالی (۱۳۸۸) میزان دانش ضمنی و آشکار
۱۲ فرهنگ به اشتراک گذاری دانش
۱۳ زیرساخت ICT
۱۴ آموزش کارکنان
۱۵ ساختار
۱۶ ارائه مدل مفهومی جهت استقرار مدیریت دانش در سازمانهای ایرانی؛ مطالعه موردی: بانک اقتصاد نوین ربیعی و معالی (۱۳۸۸) ساختار سازمانی
۱۷ فناوری اطلاعات
۱۸ منابع انسانی
۱۹ فرهنگ
۲۰ ارائه مدل مفهومی جهت استقرار مدیریت دانش در سازمانهای ایرانی؛ مطالعه موردی: نیروگاه سیکل ترکیبی گیلان ربیعی و معالی (۱۳۸۸) فرهنگ
۲۱ فناوری اطلاعات
۲۲ فرایند
۲۳ ساختار
۲۴ منابع انسانی
۲۵ ارائه مدل استقرار مدیریت دانش در صنایع کشور بر اساس فاکتورهای زمینه‌ای عطوفی نجف آبادی و بنی هاشمی (۱۳۹۲) حمايت مديريت
۲۶ حس تعلق سازماني
۲۷ مشاركت در تصمیم‌گيري
۲۸ سيستم‌هاي اطلاعاتي
۲۹ فرايندهاي كسب اطلاعات
۳۰ مديريت فناوري اطلاعات
۳۱ نظام پردازش دانش
۳۲ نظام تبادل
۳۳ تسهيم دانش
۳۴ بررسي عوامل موثر در استقرار موفقيت آميز مديريت دانش (مطالعه موردي: سازمان مخابرات استان خوزستان) نیسی و رنگباری (۱۳۸۸) راهبرد کسب و کار
۳۵ ساختار سازمان
۳۶ تيم مديريت دانش
۳۷ حسابرسي دانش
۳۸ نقشه دانش
۳۹ استقرار مديريت دانش در نيروهاي مسلح، ارائه مورد کاوي تطبيقي از صنايع هوافضاي کشورهاي ديگر محمدی فاتح و جوکار (۱۳۹۰) توسعه منابع انساني
۴۰ جهت گيري راهبردي دانايي محور
۴۱ زير ساخت سيستم هاي اطلاعاتي
۴۲ ارزيابي و انتقال دانش
۴۳ الگوگيري
۴۴ درگيري فردي
۴۵ فرهنگ مشارکتي
۴۶ شناسایی و اولویت‌بندی عوامل اساسی موفقیت در پیاده‌سازی مدیریت دانش در کسب وکارهای کوچک و متوسط؛ مطالعه موردی: شرکت‌های قطعه‌سازی فعال ایران خودرو طالبی و سلیمی ترکمانی (۱۳۹۰) مدیریت استراتژیک
۴۷ زیرساخت‌های سازمانی
۴۸ فرهنگ
۴۹ مدیریت منابع انسانی
۵۰ فرآیند
۵۱ اندازه‌گیری موفقیت مدیریت دانش
۵۲ منابع سازمانی
۵۳ الگوبرداری رقابتی
۵۴

عوامل ذکر شده در پیشینه مقاله « شناسایی و اولویت‌بندی عوامل اساسی موفقیت در پیاده‌سازی مدیریت دانش در کسب وکارهای کوچک و متوسط؛ مطالعه موردی: شرکت‌های قطعه‌سازی فعال ایران خودرو»

طالبی و سلیمی ترکمانی (۱۳۹۰) -پیشینه رهبری و حمایتهای رهبری
۵۵ فرهنگ
۵۶ فناوری اطلاعات
۵۷ اهداف و استراتژی
۵۸ سیستم ارزیابی
۵۹ زیرساختهای سازمانی
۶۰ فعالیتها و فرایندها
۶۱ مشوق‌های محرک
۶۲ منابع
۶۳ آموزش
۶۴ مدیریت منابع انسانی
۶۵ الگوبرداری
۶۶ تبیین و سنجش عوامل زمینه‌ای‌ برای استقرار مدیریت دانش: مطالعه موردی در شرکت ملی پخش فراورده‌های نفتی ایران -منطقه تهران طبرسا و اورمزدی (۱۳۸۷) مدیریت فناوری اطلاعات
۶۷ فرایندهای کسب اطلاعات
۶۸ سیستمهای اطلاعاتی
۶۹ پردازش دانش
۷۰ انتقال دانش
۷۱ تسهیم دانش
۷۲ حس تعلق سازمانی
۷۳ حمایت مدیریت
۷۴ مشارکت در تصمیم‌گیری‌ها
۷۵ بررسي تحليلي عوامل زمينه‌اي موثر براستقرار سيستم مديريت دانش در واحدهاي ستادي شركت ملي نفت ايران صلواتی و حق‌نظر (۱۳۸۸) تمركز
۷۶ رسميت
۷۷ پيچيدگي
۷۸ حمايت مالي
۷۹ سيستمهاي فرعي منابع انساني
۸۰ مديريت استراتژيك
۸۱ يادگيري
۸۲ مشاركت
۸۳ تيم هاي دانشي
۸۴ حمايت مديريت
۸۵ فرهنگ اعتماد
۸۶ فرهنگ
۸۷ نرم افزار
۸۸ سخت افزار
۸۹ مهارت
۹۰ دسترسي
۹۱ مروري بر مدلهاي پياده سازي مديريت دانش در سازمانها عباسی (۱۳۸۶) دانشكاران
۹۲ فرآيند مديريت دانش
۹۳ فناوري اطلاعات
۹۴ دانش سازماني
۹۵ عوامل ذکر شده در پیشینه مقاله «مديريت دانش، الزامات و چالش‌ها» محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم (۱۳۹۰)- پیشینه اعتماد و فرهنگ سازماني
۹۶ پشتيباني و تعهد مدير ارشد اجرايي(رهبری)
۹۷ درگيري، درك و آگاهي كاركنان
۹۸ آموزش و تحصيلات كاركنان
۹۹ اندازه‌گيري عملكرد
۱۰۰ بنچ ماركينگ
۱۰۱ ساختار دانش
۱۰۲ مديريت تغيير
۱۰۳ تسهيم دانش
۱۰۴ آمادگي سازمان براي مديريت دانش
۱۰۵ استراتژي
۱۰۶ رويكرد نظام مند به مديريت دانش
۱۰۷ معيارهاي دانش
۱۰۸ معماري دانش
۱۰۹ يادگيري مستمر
۱۱۰ خلق دانش
۱۱۱ انتصاب مدير ارشد دانش
۱۱۲ زيرساخت‌هاي سازماني
۱۱۳ اندوخته‌هاي دانش
۱۱۴ سيستم‌هاي مديريت دانش
۱۱۵ غني‌سازي شغل
۱۱۶ كار گروهي و اجتماعات كاري
۱۱۷ زيرساخت هاي IT
۱۱۸ همكاري و ارتباطات سازماني
۱۱۹ پشتيباني
۱۲۰ تنظيم مقررات
۱۲۱ يكپارچگي مديريت دانش با سيستم‌هاي جاري
۱۲۲ امنيت شغلي
۱۲۳ جو ريسك پذيري در سازمان
۱۲۴ مديريت منابع انساني و انگيزش
۱۲۵ ساختار سازماني منعطف و پويا
۱۲۶ مديريت دانش، الزامات و چالش‌ها محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم (۱۳۹۰) انتصاب مدير ارشد دانشي
۱۲۷ ايجاد تغيير فرهنگي
۱۲۸ ايجاد زيرساخت مديريت دانش
۱۲۹ ايجاد فرآيندهای مشاركتي
۱۳۰ مديريت موجودي دانش
۱۳۱ آموزش
۱۳۲ امکان‌سنجی استقرار سیستم مدیریت دانش در سازمان آموزش و پرورش استان اردبیل معمر حور و همکاران (۱۳۹۲) سیاست‌ها و راهبردهاي مدیریت دانش
۱۳۳ رهبري سازمانی
۱۳۴ منابع انسانی
۱۳۵ فناوري اطلاعات
۱۳۶ یادگیري سازمانی
۱۳۷ فرهنگ سازمانی
۱۳۸ امکان سنجی استقرار نظام مدیریت دانش در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی و ارائه مدل مناسب محمودی و همکاران (۱۳۹۲) فناوری اطلاعات
۱۳۹ ساختار سازمانی
۱۴۰ منابع انسانی
۱۴۱ فرهنگ سازمانی
۱۴۲ عوامل موثر بر استقرار مدیریت دانش در دانشگاه‌های آزاد اسلامی استان مازندران نیازآذری و عمویی (۱۳۸۶) فناوری اطلاعات
۱۴۳ یادگیری سازمانی
۱۴۴ نیروی انسانی
۱۴۵ فرهنگ سازمانی
۱۴۶ استقرار نظام مدیریت دانش و ارائه مدل کاربردی در شهرداری تهران ربيعي و خواجوي (۱۳۸۹) ساختار
۱۴۷ فرهنگ
۱۴۸ فناوری
۱۴۹ منابع انسانی
۱۵۰ فرایندهای دانشی
۱۵۱ رهبری
۱۵۲ ارائه مدلی برای ارزیابی مدیریت دانش سازمان‌های دانش‌بنیان مورد کاوی دانشگاه قم هوشمند و همکاران (۱۳۹۳) منابع انسانی
۱۵۳ فناوري اطلاعات
۱۵۴ آموزش
۱۵۵ فرهنگ
۱۵۶ شناسایی و اولویت بندی عوامل کلیدی زیر ساخت به منظور استقرار نظام مدیریت دانش در سازمان‌های پروژه محور؛ بررسی موردی پروژه‌های پیمانکاری هولدینگ معدنکاری توسعه فدک ایرانیان رحیمی قاضی کلایه و همکاران (۱۳۹۲) امکان‌سنجی
۱۵۷ اولویت‌ها
۱۵۸ نگرش مدیران ارشد
۱۵۹ شایستگی‌ها
۱۶۰ ارزش‌های سازمانی
۱۶۱ دستورالعمل دانش
۱۶۲ ساختار فیزیکی محیط کار
۱۶۳ رهبری
۱۶۴ فرهنگ
۱۶۵ مدیریت فرایند و داده‌ها
۱۶۶ طبقه‌بندی مشاغل
۱۶۷ مستندسازی دیجیتال
۱۶۸ شبکه‌های ارتباطی
۱۶۹ سرمایه منابع انسانی
۱۷۰ یادگیری
۱۷۱ آموزش
۱۷۲ حمایت سازمانی
۱۷۳ پاداش سازمانی
۱۷۴ استقرار مدیریت دانش در نیروهای مسلح، ارائه مورد کاوی تطبیقی از صنایع هوافضای کشورهای دیگر محمدی فاتح و جوکار (۱۳۹۰) توسعه منابع انسانی
۱۷۵ جهت‌گیری راهبردی دانایی محور
۱۷۶ زیر ساخت سیستم‌های اطلاعاتی
۱۷۷ ارزیابی و انتقال دانش
۱۷۸ الگوگیری
۱۷۹ درگیری فردی
۱۸۰ فرهنگ مشارکتی
۱۸۱ پروژه‌‌های موفق مدیریت دانش داونپورت و همکاران[۱۵] (۱۹۹۸) عملكرد اقتصادي يا ارزش آن صنعت
۱۸۲ زبان و هدف مشترك
۱۸۳ ساختار دانش انعطاف پذير و استاندارد
۱۸۴ كانال‌هاي چندگانه براي انتقال دانش
۱۸۵ فرهنگ منعطف
۱۸۶ زيرساخت سازماني و فني
۱۸۷ تغيير در اقدامات انگيزشي
۱۸۸ حمايت مديريت‌ارشد
۱۸۹ عوامل تعیین کننده موفقیت برنامه‌های مدیریت دانش خليفا و ليو[۱۶] (۲۰۰۳) استراتژي مديريت دانش
۱۹۰ رهبري دانش
۱۹۱ فرهنگ سازماني
۱۹۲ درگاه‌هاي دانش
۱۹۳ تكنولوژی اطلاعات
۱۹۴ ايجاد دانش
۱۹۵ انتقال دانش
۱۹۶ بكارگيري دانش
۱۹۷ حفظ دانش
۱۹۸ تعيين عوامل موثر بر موفقيت مديريت دانش با استفاده از ابزارهاي كيفي و كيفي (مطالعه موردی: صنعت خودرو بهمن) کرمی و همکاران (۲۰۱۵) فرهنگ کار تیمی
۱۹۹ فرهنگ درستکاری
۲۰۰ فرهنگ نشر دانش
۲۰۱ فرهنگ شرکت در انجام وظایف
۲۰۲ فرهنگ الگوپذیری
۲۰۳ فرهنگ سازمانی
۲۰۴ ساختار دانش استاندارد و منعطف
۲۰۵ وجود تیم ویژه مدیریت دانش
۲۰۶ دانش در محصول و خدمات
۲۰۷ بازخورگیری از کارکنان و مشتریان
۲۰۸ سازگاری سیستم و کاربر
۲۰۹ زیرساخت‌های فناوری اطلاعات
۲۱۰ نشر ابزارهای تکنولوژیکی
۲۱۱ همبستگی فناوری اطلاعات با مدیریت دانش
۲۱۲ شبکه‌های توزیع منابع اطلاعاتی
۲۱۳ هم راستایی با استراتژی‌های سازمانی
۲۱۴ حمایت از مدیران ارشد
۲۱۵ تخصیص بودجه مناسب
۲۱۶ افزایش مهارت‌های کارکنان
۲۱۷ استراتژی مدیریت دانش
۲۱۸ آموزش کارکنان
۲۱۹ تخصیص پاداش‌های مالی و غیر مالی
۲۲۰ استفاده از بخش آموزش ویژه
۲۲۱ فرصت‌های پیشرفت
۲۲۲ ارزیابی سمت و سوی دانش افراد
۲۲۳ پاداش بر اساس صلاحیت‌های دانشی افراد
۲۲۴ ارتقا بر اساس صلاحیت‌های دانشی افراد
۲۲۵ مرور انتقادی عوامل مختلف موثر در پیاده‌سازی موفق پروژه‌های مدیریت دانش در سازمان‌ها آسیدو[۱۷] (۲۰۱۵) آموزش
۲۲۶ توانمندسازی
۲۲۷ انگیزه
۲۲۸ جذابیت
۲۲۹ مولفه‌های تکنولوژیکی
۲۳۰ انس کارکنان با تکنولوژی
۲۳۱ رویه‌های استفاده
۲۳۲ قدرت بازیابی اطلاعات
۲۳۳ مدیریت اسناد
۲۳۴ برنامه‌ها و نرم افزارها
۲۳۵ مدیریت دانش پروژه‌ها
۲۳۶ شناسایی و اولویت‌بندی سازه‌های موثر در آمادگی پیاده‌سازی مديريت دانش با استفاده از روش تحليل سلسله مراتبی فازی (AHP) صادقی و مقیمی (۲۰۱۳) زیر مولفه‌های تسهیل شوندگی
۲۳۷ یادگیرنده
۲۳۸ همکاری و به اشتراک‌گذاری تجارب
۲۳۹ منابع مالی
۲۴۰ تکنولوژی
۲۴۱ حمایت کننده
۲۴۲ جذابیت
۲۴۳ تعهد
۲۴۴ مدیریت استراتژیک دانش
۲۴۵ ارزیابی نتایج
۲۴۶ انگیزه
۲۴۷ بهبود
۲۴۸ تعهد
۲۴۹ ساختار دانشی
۲۵۰ سیستم پاداش
۲۵۱ کانال‌های ارتباطی
۲۵۲ بهبود نسبت به رقبا
۲۵۳ تعامل با سایر سازمان‌ها
۲۵۴ استراتژی پیاده‌سازی مدیریت دانش: نقش منابع انسانی مدیریت سلیمان و اسپونر[۱۸] (۲۰۰۰) خلق دانش
۲۵۵ سرقت دانش
۲۵۶ دانش نادرست
۲۵۷ تصحیح دانش
۲۵۸ توزیع دانش از طریق زنجیره ارزش
۲۵۹ درخواست انتشار و دانش ادراک شده برای استفاده از آن
۲۶۰ تبدیل دانش ضمنی به دانش آشکار
۲۶۱ استفاده از دانش در تصحیح فرایندها
۲۶۲ استفاده از دانش در فرهنگ
۲۶۳ استفاده از دانش در عمل
۲۶۴ یک مطالعه موردی در مورد پیاده‌سازی استراتژی مدیریت دانش به منظور ایجاد نوآوری فورکادل[۱۹] و گوادامیلاس[۲۰] (۲۰۰۲) فرهنگ کار تیمی
۲۶۵ سبک رهبری در سازمان
۲۶۶ ابزار مدیریت دانش
۲۶۷ ساختار سازمانی
۲۶۸ استراتژی مدیریت دانش
۲۶۹ قابلیت‌های نوآوری در سازمان و کارکنان
۲۷۰ مروری بر چارچوب‌های استقرار مدیریت دانش وانگ[۲۱] و آسپینوال[۲۲] (۲۰۰۴)- پیشینه روحیه همکاری در سازمان
۲۷۱ چشم انداز مرتبط با مدیریت دانش
۲۷۲ تشکیل تیم‌های مختلف در سازمان بر اساس نیازهای سازمانی
۲۷۳ تجزیه و تحلیل نیازهای مدیریت دانش
۲۷۴ تشخیص و جمع‌آوری دانش
۲۷۵ تکنولوژی دانش در سازمان
۲۷۶ نگهداری تکنولوژی
۲۷۷ آموزش کارکنان
۲۷۸ عملیاتی کردن دانش در سازمان
۲۷۹ سیستم آنلاین مدیریت دانش
۲۸۰ ارزیابی‌های دوره‌ای بهره‌وری در سازمان
۲۸۱ تدوین استراتژی‌های دانش در سازمان
۲۸۲ تدوین نقشه دانش در سازمان
۲۸۳ توزیع دانش در سازمان
۲۸۴ راهنمای مدیریت دانش
۲۸۵ مدیریت دانش محور در سازمان
۲۸۶ مروری بر چارچوب‌های استقرار مدیریت دانش وانگ و آسپینوال (۲۰۰۴)- مقوله‌های اصلی وجود ساختار آشکار برای سازماندهی وظایف
۲۸۷ توزیع دانش مورد نیاز برای هر یک از بخش‌های مورد نیاز
۲۸۸ دارا بودن فرایندهای کاری مبتنی بر مدیریت دانش
۲۸۹ شناسایی عوامل موثر بر عملکرد مدیریت دانش
۲۹۰ فراهم کردن یک دیدگاه متعادل بین تکنولوژی و چشم اندازها
۲۹۱ پیاده‌سازی مدیریت دانش چان[۲۳]، پولارد[۲۴] (۲۰۰۱) تسهیم فناوری
۲۹۲ تعاملات میان رقبا
۲۹۳ تعاملات میان کارکنان
۲۹۴ یکپارچگی استراتژی
۲۹۵ عوامل کلیدی پیاده‌سازی مدیریت دانش لو و لی[۲۵] (۲۰۱۳) جو و فضای اخلاقی
۲۹۶ تعهد
۲۹۷ رضایتمندی
۲۹۸ درستکاری
۲۹۹ عملکرد مدیریت دانش
۳۰۰ بررسی مولفه‌های ضروری برای استقرار مدیریت دانش راهبردی در شرکت‌های خدماتی فرزین و همکاران (۲۰۱۴) همراستایی بین اهداف، ماموریتها و سایر اسناد بالادستی با یکدیگر
۳۰۱ ارائه اطلاعات
۳۰۲ به اشتراک‌گذاری دانش
۳۰۳ همکاری
۳۰۴ هنجارهای قانونی
۳۰۵ اندازه سازمان
۳۰۶ تمایل کارکنان
۳۰۷ مسئولیت اجتماعی شرکت
۳۰۸ مشارکت جامعه در تصمیم‌گیری‌های شرکت
۳۰۹ اعتماد سازمانی
۳۱۰ مشارکت هیئت مدیره در سازمانها
۳۱۱ رهبری کاریزماتیک
۳۱۲ تعهد سازمانی
۳۱۳ هنجارهای اجتماعی و تاثیر فاکتورهای جامعه
۳۱۴ فرهنگ سازمانی
۳۱۵ رضایت شغلی
۳۱۶ غنی‌سازی شغلی
۳۱۷ رقابت محور بودن فعالیت‌های سازمانی
۳۱۸ رفتار شهروندی سازمانی
۳۱۹ برنامه راهبردی رسمی
۳۲۰ سطح بالای ارتباطات در سازمان
۳۲۱ رقابت درون سازمانی در سازمان
۳۲۲ رقابت برون سازمانی در سازمان
۳۲۳ دستورکار دانشی[۲۶]  اسکریم [۲۷]و آمیدون[۲۸] (۱۹۹۷) احساس نیاز کسب وکار به اجرای مدیریت دانش
۳۲۴ وجود چشم انداز و نقشه دانش
۳۲۵ مدیریت و راهبری دانش
۳۲۶ فرهنگ ایجاد و تشریک دانش
۳۲۷ یادگیری مستمر
۳۲۸ زیر ساخت تکنولوژیک مناسب
۳۲۹ استقرار فرایندهای سیستماتیک دانش سازمانی
۳۳۰ بررسی عواملی که مدیریت دانش در سازمان‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد هالساپل[۲۹] و جوشی[۳۰] (۲۰۰۰) رقابت
۳۳۱ بازارها
۳۳۲ سرعت و محدودیت زمان
۳۳۳ فشارهای اقتصادی و دولتی
۳۳۴ دانش و اطلاعات
۳۳۵ افراد
۳۳۶ منابع مالی و غیر مالی
۳۳۷ هماهنگی
۳۳۸ کنترل
۳۳۹ حمایت
۳۴۰ راهبری
۳۴۱ عوامل کلیدی موفقیت برای استقرار مدیریت دانش در شرکت‌های کوچک و متوسط وانگ[۳۱] (۲۰۰۵) حمایت مدیریت ارشد
۳۴۲ فرهنگ سازمانی
۳۴۳ فناوری اطلاعات
۳۴۴ اهداف و استراتژی سازمان
۳۴۵ ارزیابی عملکرد
۳۴۶ زیرساخت‌های سازمانی
۳۴۷ فعالیت‌ها و فرآیندهای سازمانی
۳۴۸ مشوقها
۳۴۹ منابع
۳۵۰ آموزش
۳۵۱ مدیریت منابع انسانی
۳۵۲ تعالی در مدیریت دانش: مطالعه‌ای تجربی به منظور شناسایی عوامل کلیدی و سنجه‌های عملکردی[۳۲] چريدس و دیگران[۳۳] (۲۰۰۳) راهبرد
۳۵۳ مديريت منابع انساني
۳۵۴ فناوري اطلاعات
۳۵۵ بازاريابي
۳۵۶ كيفيت
۳۵۷ عناصر کلیدی موفقیت استراتژی مدیریت دانش یک سازمان (۱۹۹۹) لیبوویتز[۳۴] حمایت مدیریت عالی از استراتژی مدیریت دانش
۳۵۸ زیرساخت مدیریت دانش
۳۵۹ آنتولوژی (گونه شناسی) دانش و مخازن دانش
۳۶۰ سیستمها و ابزارهای مدیریت دانش
۳۶۱ مشوق‌های محرک تشریک دانش
۳۶۲ فرهنگ حمایتی
۳۶۳ عوامل کلیدی در اتخاذ سیستم مدیریت دانش در صنعت دارویی هونگ و همكاران[۳۵] (۲۰۰۵) راهبرد محك زني و ساختار دانشي اثربخش
۳۶۴ فرهنگ سازماني
۳۶۵ زيرساخت سيستم اطلاعاتي
۳۶۶ درگيري و آموزش كارمندان
۳۶۷ رهبري و تعهد قوي مديريت ارشد
۳۶۸ محيط يادگيري و قلمرو كنترل منابع
۳۶۹ ارزيابي از آموزش حرفه‌اي
۳۷۰ كار تيمي
۳۷۱ «عوامل کلیدی موفقیت سیستم مدیریت دانش: تحلیلی چندموردی[۳۶]» اخوان و همکاران (۲۰۰۶) تعاملات و ارتباطات
۳۷۲ امنیت شغلی
۳۷۳ فضای رسیک‌پذیری سازمان
۳۷۴ مدیریت منابع انسانی
۳۷۵ کار تیمی
۳۷۶ تشریک دانش
۳۷۷ آمادگی شرکتها جهت پذیرش مدیریت دانش
۳۷۸ داشتن نگرش سیستماتیک به مدیریت دانش
۳۷۹ معماران مدیریت دانش
۳۸۰ ابزارهای تکنولوژیک و پایگاه داده برای تحقیقات دانش
۳۸۱ مستندسازی
۳۸۲ مخازن دانش
۳۸۳ ارزیابی عملکرد
۳۸۴ الگوبرداری
۳۸۵ مدیران‌ارشد
۳۸۶ چرا پروژه‌های مدیریت دانش شکست خورده است؟ (تجزیه و تحلیل چند مورد) چوا و لام[۳۷] (۲۰۰۵) تکنولوژي
۳۸۷ فرهنگ
۳۸۸ درون مایه و محتوا
۳۸۹ مدیریت پروژه
۳۹۰ عوامل ذکر شده در پیشینه مقاله « چرا پروژه‌های مدیریت دانش شکست خورده است؟ (تجزیه و تحلیل چند مورد)» داونپورت و همکاران (۱۹۹۸) زیرساخت فناوري
۳۹۱ زیرساخت سازمانی
۳۹۲ دانش تسهیم شده
۳۹۳ فرهنگ دانش دوست
۳۹۴ کارمندان برانگیخته
۳۹۵ تعهد و حمایت مدیریت ارشد
۳۹۶ ریان و پریبتوک (۲۰۰۱) فرهنگ سازمانی باز
۳۹۷ رهبري و مدیریت ارشد
۳۹۸ مشارکت و درگیر بودن کارکنان
۳۹۹ کار تیمی
۴۰۰ زیرساخت سیستم هاي اطلاعات
۴۰۱ موفت و همکاران (۲۰۰۳) فرهنگ سازمانی موافق
۴۰۲ تعهد مدیریت ارشد
۴۰۳ مشارکت و درگیري کارکنان
۴۰۴ آموزش کارکنان
۴۰۵ کار تیمی قابل اعتماد
۴۰۶ تفویض اختیار به کارکنان
۴۰۷ کونلی و کلووی (۲۰۰۳) حمایت مدیریت
۴۰۸ کنش متقابل اجتماعى
۴۰۹ فنآوري
۴۱۰ یه و همکاران (۲۰۰۶) رهبري و راهبرد
۴۱۱ فرهنگ
۴۱۲ افراد
۴۱۳ فنآوري اطلاعات
۴۱۴ میگدادی و همکاران (۲۰۰۹) فرهنگ
۴۱۵ حمایت و پشتیبانی مدیران ارشد
۴۱۶ آموزش
۴۱۷ استراتژي
۴۱۸ فناوري اطلاعات
۴۱۹ مدیریت منابع انسانی

پس از استخراج جدول اولیه شامل کلیه مضامین پایه شناسایی شده حاصل از پیشینه پژوهش (۴۱۹ مضمون)، به استخراج مضامین سازمان‌دهنده می‌پردازیم.

 

مضامین سازمان‌دهنده مستخرج از مضامین پایه

جدول زیر، مضامین سازمان‌دهنده را همراه با منابع مشترک (کدهای تکراری) نمایش می‌دهد:

جدول۴: مضامین سازمان دهنده

ردیف مضمون سازمان‌دهنده منابع مشترک (کدهای تکرار)
۱ فرهنگ سعیدا اردکانی و کنجکاومنفرد (۱۳۹۰)؛ ربیعی و معالی (۱۳۸۸)؛ طالبی و سلیمی ترکمانی (۱۳۹۰)؛ صلواتی و حق‌نظر (۱۳۸۸)؛ معمر حور، ستاري، کاظم پور، سلامت آذر و علیپور (۱۳۹۲)؛ محمودی و افتخار زاده و محمدی(۱۳۹۲) ؛ نیازآذری و عمویی (۱۳۸۶)؛ ربيعي و خواجوي (۱۳۸۹)؛ هوشمند، میرافضل و رضایی نور (۱۳۹۳)؛ رحیمی قاضی کلایه، امیرافشاری و رمضانی (۱۳۹۱)؛ محمد خليفه و وانيسا ليو (۲۰۰۳)؛ کرمی و همکاران (۲۰۱۵)؛ وانگ و اسپینوال (۲۰۰۵)؛ هونگ و همکاران (۲۰۰۵)؛ چوا و لام (۲۰۱۰)؛ یه و همکاران (۲۰۰۶)؛ میگدادی و همکاران (۲۰۰۹)؛ موفت و همکاران (۲۰۰۳)؛ فرزین و همکاران (۲۰۱۴)؛ ریان و پریبتوک (۲۰۰۱).
۲ تعهد نیروی انسانی ربیعی و معالی (۱۳۸۸)؛ صادقی و مقیمی (۲۰۱۳)؛ لو و لی (۲۰۱۳)؛ فرزین و همکاران (۲۰۱۴).
۳ حمايت مديريت عطوفی نجف آبادی و بنی هاشمی (۱۳۹۲)؛ طالبی و سلیمی ترکمانی (۱۳۹۰)؛ طبرسا و اورمزدی (۱۳۸۷)؛ صلواتی و حق‌نظر (۱۳۸۸)؛ داونپورت و همکاران (۱۹۹۸)؛ کرمی و همکاران (۲۰۱۵)؛ صادقی و مقیمی (۲۰۱۳)؛ هالساپل و جوشی (۲۰۰۰)؛ وانگ و اسپینوال (۲۰۰۵)؛ لیبوویتز (۱۹۹۹)؛ داونپورت و همکاران (۱۹۹۸)؛ کونلی و کلووی(۲۰۰۳)؛ میگدادی و همکاران (۲۰۰۹)؛ محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم (۱۳۸۹)؛ موفت و همکاران (۲۰۰۳)؛ همچنین ن.ک. رحیمی قاضی کلایه، امیرافشاری و رمضانی (۱۳۹۱).
۴ حس تعلق سازماني طبرسا و اورمزدی (۱۳۸۷)؛ عطوفی نجف آبادی و بنی هاشمی (۱۳۹۲).
۵ فرهنگ مشارکتي عطوفی نجف آبادی و بنی هاشمی (۱۳۹۲)؛ محمدی فاتح و جوکار (۱۳۹۰)؛ طبرسا و اورمزدی (۱۳۸۷)؛ محمدی فاتح و جوکار (۱۳۹۰)؛ فرزین و همکاران (۲۰۱۴)؛ ریان و پریبتوک (۲۰۰۱)؛ موفت و همکاران (۲۰۰۳)؛ محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم (۱۳۸۹)؛ صلواتی و حق‌نظر (۱۳۸۸)؛ ربیعی و معالی (۱۳۸۸)؛ کرمی و همکاران (۲۰۱۵)؛ وانگ و آسپینوال (۲۰۰۴)؛ صادقی و مقیمی (۲۰۱۳)؛ اسکریم و آمیدون (۱۹۹۷)؛ هونگ و همکاران (۲۰۰۹).
۶ فرهنگ الگوبرداری طالبی و سلیمی ترکمانی (۱۳۹۰)؛ محمدی فاتح و جوکار (۱۳۹۰)؛ محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم (۱۳۸۹)؛ محمدی فاتح و جوکار (۱۳۹۰)؛ کرمی و همکاران (۲۰۱۵)؛ اخوان، جعفری و فتحیان (۲۰۰۶).
۷ فرهنگ اعتماد صلواتی و حق‌نظر (۱۳۸۸)؛ محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم (۱۳۸۹)؛ فرزین و همکاران (۲۰۱۴).
۸ یادگیري سازمانی معمر حور، ستاري، کاظم پور، سلامت آذر و علیپور (۱۳۹۲)؛ نیازآذری و عمویی (۱۳۸۶)؛ رحیمی قاضی کلایه، امیرافشاری و رمضانی (۱۳۹۱؛ صادقی و مقیمی (۲۰۱۳)؛ اسکریم و آمیدون (۱۹۹۷)؛ محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم (۱۳۸۹)؛ صلواتی و حق‌نظر (۱۳۸۸).
۹ فرهنگ کار تیمی کرمی و همکاران (۲۰۱۵)؛ فورکادل و گادامیلاس (۲۰۰۲)؛ اخوان، جعفری و فتحیان (۲۰۰۶)؛ ریان و پریبتوک (۲۰۰۱)؛ موفت و همکاران (۲۰۰۳)؛ هونگ و همکاران (۲۰۱۲)؛ محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم (۱۳۸۹).
۱۰ تعاملات میان کارکنان چان، پولارد و پوریوث (۲۰۰۱)؛ اخوان، جعفری و فتحیان (۲۰۰۶)؛ فرزین و همکاران (۲۰۱۴)؛ کونلی و کلووی(۲۰۰۳).
۱۱ سایر ویژگی‌های فرهنگی برای مثال فرهنگ دانش دوست (داونپورت و همکاران، ۱۹۹۸)؛ فضای رسیک‌پذیری سازمان (اخوان، جعفری و فتحیان، ۲۰۰۶)؛ احساس نیاز کسب وکار به اجرای مدیریت دانش (اسکریم و آمیدون ،۱۹۹۷)؛ رقابت درون سازمانی در سازمان (فرزین و همکاران،۲۰۱۴)؛ رفتار شهروندی سازمانی (فرزین و همکاران، ۲۰۱۴)؛ جو و فضای اخلاقی، درستکاری و رضایتمندی (لو و لی، ۲۰۱۳)؛ فرهنگ درستکاری (کرمی و همکاران، ۲۰۱۵)؛ جو ريسك پذيري در سازمان (محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم، ۱۳۸۹)؛ ارزش‌های سازمانی (رحیمی قاضی کلایه، امیرافشاری و رمضانی،۱۳۹۱)؛ فرهنگ منعطف (داونپورت و همکاران، ۱۹۹۸)؛ زبان و هدف مشترك (داونپورت و همکاران، ۱۹۹۸).
۱۲ فناوري سعیدا اردکانی و کنجکاومنفرد (۱۳۹۰)؛ ربيعي و خواجوي (۱۳۸۹)؛ کونلی و کلووی(۲۰۰۳)؛ صادقی و مقیمی (۲۰۱۳)؛ چوا و لام (۲۰۱۰)؛ آسیدو (۲۰۱۵)؛ وانگ و آسپینوال (۲۰۰۴).
۱۳ زیرساخت فناوري ربیعی و معالی (۱۳۸۸)؛ طالبی و سلیمی ترکمانی (۱۳۹۰)؛ کرمی و همکاران (۲۰۱۵)؛ وانگ و اسپینوال (۲۰۰۵)؛ داونپورت و همکاران (۱۹۹۸)؛ ریان و پریبتوک (۲۰۰۱)؛ لیبوویتز (۱۹۹۹)؛ محمدی فاتح و جوکار (۱۳۹۰)؛ اسکریم و آمیدون (۱۹۹۷)؛ محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم (۱۳۸۹)؛ هونگ و همکاران (۲۰۰۷).
۱۴ فناوری اطلاعات ربیعی و معالی (۱۳۸۸)؛ طالبی و سلیمی ترکمانی (۱۳۹۰)؛ نیازآذری و عمویی (۱۳۸۶)؛ محمودی و افتخار زاده و محمدی(۱۳۹۲)؛ عباسی (۱۳۸۶)؛ معمر حور، ستاري، کاظم پور، سلامت آذر و علیپور (۱۳۹۲)؛ هوشمند، میرافضل و رضایی نور (۱۳۹۳)؛ وانگ و اسپینوال (۲۰۰۵)؛ چريدس، لانگباتوم و مورفی (۲۰۰۳)؛ میگدادی و همکاران (۲۰۰۹)؛ یه و همکاران (۲۰۰۶)؛ محمد خليفه و وانيسا ليو (۲۰۰۳).
۱۵ مديريت فناوري اطلاعات عطوفی نجف آبادی و بنی هاشمی (۱۳۹۲)؛طبرسا و اورمزدی (۱۳۸۷).
۱۶ سيستم‌هاي اطلاعاتي و

ابزارهای فناورانه

کرمی و همکاران (۲۰۱۵)؛ اخوان، جعفری و فتحیان (۲۰۰۶)؛ فورکادل و گادامیلاس (۲۰۰۲)؛ نیز ن.ک. آسیدو (۲۰۱۵)، صلواتی و حق‌نظر (۱۳۸۸)؛ محمد خليفه و وانيسا ليو (۲۰۰۳)؛ لیبوویتز (۱۹۹۹)؛ ن.ک. رحیمی قاضی کلایه، امیرافشاری و رمضانی (۱۳۹۱)؛ وانگ و آسپینوال (۲۰۰۴)؛ عطوفی نجف آبادی و بنی هاشمی (۱۳۹۲)؛ طبرسا و اورمزدی (۱۳۸۷).
۱۷ شبکه‌های توزیع

منابع اطلاعاتی

رحیمی قاضی کلایه، امیرافشاری و رمضانی (۱۳۹۱)؛ صادقی و مقیمی (۲۰۱۳)؛ کرمی و همکاران (۲۰۱۵).
۱۸ سایر زیر مولفه‌های

فناوری اطلاعات

نگهداری تکنولوژی (وانگ و آسپینوال، ۲۰۰۴)؛ قدرت بازیابی اطلاعات (آسیدو، ۲۰۱۵)؛ سازگاری سیستم و کاربر و همچنین همبستگی فناوری اطلاعات با مدیریت دانش (کرمی و همکاران، ۲۰۱۵).
۱۹ سرمایه

منابع انسانی

ربیعی و معالی (۱۳۸۸)؛ معمر حور، ستاري، کاظم پور، سلامت آذر و علیپور (۱۳۹۲)؛ محمودی و افتخار زاده و محمدی(۱۳۹۲)؛ نیازآذری و عمویی (۱۳۸۶)؛ ربيعي و خواجوي (۱۳۸۹)؛ هوشمند، میرافضل و رضایی نور (۱۳۹۳)؛ یه و همکاران (۲۰۰۶)؛ رحیمی قاضی کلایه، امیرافشاری و رمضانی (۱۳۹۱)؛ ن.ک. عباسی (۱۳۸۶)؛ هالساپل و جوشی (۲۰۰۰)؛ اخوان، جعفری و فتحیان(۲۰۰۶).
۲۰ مدیریت

منابع انسانی

طالبی و سلیمی ترکمانی (۱۳۹۰)؛ وانگ و اسپینوال (۲۰۰۵)؛ اخوان، جعفری و فتحیان (۲۰۰۶)؛ محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم (۱۳۸۹)؛ میگدادی و همکاران (۲۰۰۹)؛ چريدس، لانگباتوم و مورفی (۲۰۰۳)؛ صلواتی و حق‌نظر (۱۳۸۸).
۲۱ آموزش و

توانمندسازی کارکنان

ربیعی و معالی (۱۳۸۸)؛ هوشمند، میرافضل و رضایی نور (۱۳۹۳)؛ طالبی و سلیمی ترکمانی (۱۳۹۰)؛ محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم (۱۳۸۹)؛ رحیمی قاضی کلایه، امیرافشاری و رمضانی (۱۳۹۱)؛ کرمی و همکاران (۲۰۱۵)؛ آسیدو (۲۰۱۵)؛ وانگ و اسپینوال (۲۰۰۵)؛ هونگ و همکاران (۲۰۱۲)؛ میگدادی و همکاران (۲۰۰۹)؛ موفت و همکاران (۲۰۰۳)؛ آسیدو (۲۰۱۵)؛ کرمی و همکاران (۲۰۱۵)؛ سعیدا اردکانی و کنجکاومنفرد (۱۳۹۰).
۲۲ انگيزش

(برنامه‌های انگیزشی)

سعیدا اردکانی و کنجکاومنفرد (۱۳۹۰)؛ ربیعی و معالی (۱۳۸۸)؛ آسیدو (۲۰۱۵)؛ صادقی و مقیمی (۲۰۱۳)؛ محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم (۱۳۸۹)؛ داونپورت و همکاران (۱۹۹۸)؛ طالبی و سلیمی ترکمانی (۱۳۹۰)؛ وانگ و اسپینوال (۲۰۰۵)؛ لیبوویتز (۱۹۹۹)؛ بطور خاص پاداش (رحیمی قاضی کلایه، امیرافشاری و رمضانی، ۱۳۹۱؛ کرمی و همکاران، ۲۰۱۵ و صادقی و مقیمی، ۲۰۱۳).
۲۳ ارزیابی عملكرد محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم (۱۳۸۹)؛ وانگ و اسپینوال (۲۰۰۵)؛ اخوان، جعفری و فتحیان(۲۰۰۶)؛ طالبی و سلیمی ترکمانی (۱۳۹۰)؛ هونگ و همکاران (۲۰۱۲)؛ کرمی و همکاران (۲۰۱۵).
۲۴ شایستگی‌ها رحیمی قاضی کلایه، امیرافشاری و رمضانی (۱۳۹۱)؛ انس کارکنان با تکنولوژی (آسیدو، ۲۰۱۵)؛ توانايي (سعیدا اردکانی و کنجکاومنفرد،۱۳۹۰)؛ مهارت (صلواتی و حق‌نظر، ۱۳۸۸)؛ تمایل کارکنان (فرزین و همکاران، ۲۰۱۴).
۲۵ وجود تیم ویژه

مدیریت دانش

صلواتی و حق‌نظر (۱۳۸۸)؛ کرمی و همکاران (۲۰۱۵)؛ نیسی و رنگباری (۱۳۸۸).
۲۶ ویژگی‌های

شغلی

امنيت شغلي (اخوان، جعفری و فتحیان،۲۰۰۶؛ محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم، ۱۳۸۹)، فرصت‌های پیشرفت و ارتقا (کرمی و همکاران، ۲۰۱۵؛ محمدی فاتح و جوکار، ۱۳۹۰؛ صادقی و مقیمی، ۲۰۱۳)، رضایت شغلی (فرزین و همکاران، ۲۰۱۴) و غنی‌سازی شغلی (محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم، ۱۳۸۹؛ فرزین و همکاران، ۲۰۱۴).
۲۷ ساختار سازمانی ربیعی و معالی (۱۳۸۸)؛ نیسی و رنگباری (۱۳۸۸)؛ محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم (۱۳۸۹)؛ محمودی و افتخار زاده و محمدی(۱۳۹۲)؛ ربيعي و خواجوي (۱۳۸۹)؛ فورکادل و گادامیلاس (۲۰۰۲)؛ وانگ و آسپینوال (۲۰۰۴).
۲۸ اهداف و استراتژی نیسی و رنگباری (۱۳۸۸)؛ محمدی فاتح و جوکار (۱۳۹۰)؛  فرزین و همکاران (۲۰۱۴)؛ یه و همکاران (۲۰۰۶)؛ چريدس، لانگباتوم و مورفی (۲۰۰۳)؛ طالبی و سلیمی ترکمانی (۱۳۹۰)؛ محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم (۱۳۸۹)؛ وانگ و اسپینوال (۲۰۰۵)؛ میگدادی و همکاران (۲۰۰۹)؛ همچنین ن.ک. چان پولارد و پوریوث (۲۰۰۱)؛ کرمی و همکاران (۲۰۱۵)؛ فرزین و همکاران (۲۰۱۴)؛ اسکریم و آمیدون (۱۹۹۷) و به طور خاص استراتژی مدیریت دانش (فورکادل و گادامیلاس، ۲۰۰۲؛ کرمی و همکاران، ۲۰۱۵؛ صادقی و مقیمی، ۲۰۱۳؛ وانگ و آسپینوال، ۲۰۰۴؛ معمر حور، ستاري، کاظم پور، سلامت آذر و علیپور، ۱۳۹۲؛ محمد خليفه و وانيسا ليو، ۲۰۰۳) و مدیریت استراتژیک (صلواتی و حق‌نظر، ۱۳۸۸؛ طالبی و سلیمی ترکمانی، ۱۳۹۰).
۲۹ منابع سازمانی طالبی و سلیمی ترکمانی (۱۳۹۰)؛ کرمی و همکاران (۲۰۱۵)؛ صادقی و مقیمی (۲۰۱۳)؛ هالساپل و جوشی (۲۰۰۰)؛ وانگ و اسپینوال (۲۰۰۵)؛ صلواتی و حق‌نظر (۱۳۸۸).
۳۰ رهبري معمر حور، ستاري، کاظم پور، سلامت آذر و علیپور (۱۳۹۲)؛ ربيعي و خواجوي (۱۳۸۹)؛ رحیمی قاضی کلایه، امیرافشاری و رمضانی (۱۳۹۱)؛ محمد خليفه و وانيسا ليو (۲۰۰۳)؛ فورکادل و گادامیلاس (۲۰۰۲)؛ فرزین و همکاران (۲۰۱۴)؛ یه و همکاران (۲۰۰۶)؛ ریان و پریبتوک (۲۰۰۱)؛ اسکریم و آمیدون (۱۹۹۷)؛ هالساپل و جوشی (۲۰۰۰)؛ همچنین به طور خاص انتصاب مدير ارشد دانشي (محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم، ۱۳۸۹؛ چوا و لام، ۲۰۱۰).
۳۱ ارزیابی صادقی و مقیمی (۲۰۱۳)؛ وانگ و آسپینوال (۲۰۰۴)؛ طالبی و سلیمی ترکمانی (۱۳۹۰)؛ هونگ و همکاران (۲۰۰۵)؛ ن.ک. کرمی و همکاران (۲۰۱۵).
۳۲ هماهنگی و کنترل هالساپل و جوشی (۲۰۰۰)؛ سعیدا اردکانی و کنجکاومنفرد (۱۳۹۰).
۳۳ فعالیت‌ها و

فرآیندهای سازمانی

وانگ و اسپینوال (۲۰۰۵)؛ رحیمی قاضی کلایه، امیرافشاری و رمضانی (۱۳۹۱)؛ محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم (۱۳۸۹)؛ ربیعی و معالی (۱۳۸۸)؛ طالبی و سلیمی ترکمانی (۱۳۹۰)؛ فرزین و همکاران (۲۰۱۴)؛ آسیدو (۲۰۱۵).
۳۴ قابلیت‌ها و

ویژگی‌های سازمانی

آمادگی شرکتها جهت پذیرش مدیریت دانش (اخوان، جعفری و فتحیان، ۲۰۰۶؛ محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم، ۱۳۸۹)؛ مدیریت دانش محور در سازمان (وانگ و آسپینوال، ۲۰۰۴)؛ يكپارچگي مديريت دانش با سيستم‌هاي جاري (محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم، ۱۳۸۹)؛ قابلیت‌های نوآوری در سازمان و کارکنان (فورکادل و گادامیلاس، ۲۰۰۲)؛ عملكرد اقتصادي يا ارزش آن صنعت (داونپورت و همکاران، ۱۹۹۸)؛ امکان‌سنجی و  اولویت‌های سازمان (رحیمی قاضی کلایه، امیرافشاری و رمضانی، ۱۳۹۱)؛ سرعت و محدودیت زمان (هالساپل و جوشی، ۲۰۰۰).
۳۵ مولفه‌های ساختاری اندازه سازمان (فرزین و همکاران،۲۰۱۴)؛ تمركز (صلواتی و حق‌نظر، ۱۳۸۸؛ موفت و همکاران، ۲۰۰۳)؛ رسمیت (صلواتی و حق‌نظر، ۱۳۸۸؛ محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم، ۱۳۸۹؛ فرزین و همکاران،۲۰۱۴؛ پيچيدگي (صلواتی و حق‌نظر، ۱۳۸۸).
۳۶ تعامل با رقبا و سایر سازمان‌ها هالساپل و جوشی (۲۰۰۰)؛ چان، پولارد و پوریوث (۲۰۰۱)؛صادقی و مقیمی (۲۰۱۳).
۳۷ فشارهای محیطی مسئولیت اجتماعی شرکت (فرزین و همکاران، ۲۰۱۴)، فشارهای اقتصادی و دولتی (هالساپل و جوشی، ۲۰۰۰)
۳۸ بازاريابي چريدس، لانگباتوم و مورفی (۲۰۰۳)؛ هالساپل و جوشی (۲۰۰۰)
۳۹ شناخت دانش ساختار دانش (هونگ و همکاران، ۲۰۰۶؛ محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم، ۱۳۸۹؛ صادقی و مقیمی، ۲۰۱۳؛ همچنین ن.ک. ربیعی و معالی، ۱۳۸۸؛ کرمی و همکاران، ۲۰۱۵)؛ نقشه دانش (وانگ و آسپینوال، ۲۰۰۴؛ اسکریم و آمیدون، ۱۹۹۷؛ نیسی و رنگباری ۱۳۸۸)؛ مخازن دانش (ن.ک. چوا و لام، ۲۰۱۰؛ اخوان، جعفری و فتحیان، ۲۰۰۶؛  لیبوویتز، ۱۹۹۹؛ هالساپل و جوشی، ۲۰۰۰؛ محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم، ۱۳۸۹)
۴۰ تشخیص، جمع‌آوری و

 مستندسازی دانش

وانگ و آسپینوال (۲۰۰۴)؛ محمد خليفه و وانيسا ليو (۲۰۰۳)؛اخوان، جعفری و فتحیان (۲۰۰۶)؛ سلیمان و اسپونر (۲۰۰۰).
۴۱ خلق دانش محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم، ۱۳۸۹؛ محمد خليفه و وانيسا ليو،۲۰۰۳؛ سلیمان و اسپونر،۲۰۰۰).
۴۲ پردازش دانش طبرسا و اورمزدی (۱۳۸۷)؛ عطوفی نجف آبادی و بنی هاشمی (۱۳۹۲).
۴۳ انتقال دانش محمد خليفه و وانيسا ليو (۲۰۰۳)؛ طبرسا و اورمزدی (۱۳۸۷)؛ محمدی فاتح و جوکار (۱۳۹۰).
۴۴ تسهيم دانش طبرسا و اورمزدی (۱۳۸۷)؛ عطوفی نجف آبادی و بنی هاشمی (۱۳۹۲)؛ محمدی مقدم، سادات هاشمی و محمدی مقدم (۱۳۸۹)؛ سلیمان و اسپونر (۲۰۰۰)؛ داونپورت و همکاران (۱۹۹۸)؛ اخوان، جعفری و فتحیان(۲۰۰۶)؛ وانگ و آسپینوال (۲۰۰۴)؛ چان، پولارد و پوریوث (۲۰۰۱)؛ عطوفی نجف آبادی و بنی هاشمی (۱۳۹۲).
۴۵ ارزيابي دانش محمدی فاتح و جوکار (۱۳۹۰).
۴۶ بكارگيري دانش سلیمان و اسپونر (۲۰۰۰)؛ محمد خليفه و وانيسا ليو (۲۰۰۳)؛ وانگ و آسپینوال (۲۰۰۴).
۴۷ دستورالعمل مدیریت دانش وانگ و آسپینوال (۲۰۰۴)؛ رحیمی قاضی کلایه، امیرافشاری و رمضانی (۱۳۹۱).

 

 

مضامین فراگیر

پس از استخراج مضامین سازمان‌دهنده (۴۷ مضمون)، مضامین فراگیر را به دست می‌آوریم. جدول زیر نمایانگر مضامین سازمان‌دهنده و مضامین فراگیر است. بدین طریق که مضامین سازمان دهنده توصیف‌گر، مضامین سازمان‌دهنده هستند.

جدول ۵: مضامین فراگیر و سازمان‌دهنده

ردیف مضامین فراگیر مضامین سازمان‌دهنده
۱ فرهنگ سازمانی فرهنگ به اشتراک گذاری دانش، حس تعلق سازماني، فرهنگ الگوگيري، فرهنگ مشارکتي، فرهنگ کار تیمی، فرهنگ درستکاری، اعتماد سازمانی، جو ريسك پذيري در سازمان، حمايت مديريت، تعهد سازمانی، نگرش مدیران ارشد، زبان و هدف مشترك، فرهنگ منعطف، جو و فضای اخلاقی، فرهنگ دانش دوست
۲ مدیریت منابع انسانی برنامه‌های انگیزشی اعم از پاداش‌های مالی و غیر مالی، تحصيلات كاركنان، وجود تیم ویژه مدیریت دانش، سبک رهبری در سازمان، انتصاب مدير ارشد دانش، امنيت شغلي، طبقه‌بندی مشاغل، بازخورگیری از کارکنان و مشتریان، آموزش و افزایش مهارت‌های کارکنان، ارزیابی سمت و سوی دانش افراد، پاداش بر اساس صلاحیت‌های دانشی افراد، ارتقا بر اساس صلاحیت‌های دانشی افراد، غنی‌سازی شغلی، کارمندان برانگیخته، تفویض اختیار به کارکنان
۳ ساختار و مولفه‌های سازمانی زیرساخت‌های سازمانی، تمركز، رسميت، پيچيدگي، اندازه سازمان، مشاركت در تصمیم‌گيري، آمادگي سازمان براي مديريت دانش، تنظيم مقررات، ساختار سازماني منعطف و پويا، یادگیري سازمانی، قابلیت‌های نوآوری در سازمان و کارکنان، مسئولیت اجتماعی شرکت، رقابت محور بودن فعالیت‌های سازمانی، عملكرد اقتصادي يا ارزش آن صنعت، همكاري و ارتباطات سازماني، ساختار فیزیکی محیط کار، تخصیص بودجه مناسب، منابع مالی و غیر مالی
۴ فناوری اطلاعات زیرساخت های ICT، سيستم‌هاي اطلاعاتي، زير ساخت سيستم هاي اطلاعاتي، فرايندهاي كسب اطلاعات، ايجاد زيرساخت مديريت دانش، مستندسازی دیجیتال، شبکه‌های ارتباطی، كانال‌هاي چندگانه براي انتقال دانش، سازگاری سیستم و کاربر، نگهداری تکنولوژی، انس کارکنان با تکنولوژی، قدرت بازیابی اطلاعات، سیستم آنلاین مدیریت دانش
۵ مولفه‌ها و فرایندهای مدیریت دانش میزان دانش ضمنی و آشکار، نظام پردازش دانش، تسهيم دانش، حسابرسي دانش، تدوین نقشه دانش در سازمان، ارزيابي و انتقال دانش، داشتن نگرش سیستماتیک به مدیریت دانش، راهنمای مدیریت دانش، اندازه‌گیری موفقیت مدیریت دانش، خلق دانش، بكارگيري دانش، حفظ دانش، ساختار دانش انعطاف پذير و استاندارد، تبدیل دانش ضمنی به دانش آشکار، تجزیه و تحلیل نیازهای مدیریت دانش، تشخیص و جمع‌آوری دانش، توزیع دانش مورد نیاز برای هر یک از بخش‌های مورد نیاز، دارا بودن فرایندهای کاری مبتنی بر مدیریت دانش، يكپارچگي مديريت‌دانش با سيستم‌هاي جاري
۶ راهبردها و چشم‌اندازها ارزش‌های سازمانی، سیاست‌ها و راهبردهاي مدیریت دانش، جهت‌گیری راهبردی دانایی محور، چشم انداز مرتبط با مدیریت دانش، تدوین استراتژی‌های دانش در سازمان، همراستایی بین اهداف، ماموریتها و سایر اسناد بالادستی با یکدیگر، اهداف و استراتژی سازمان
۷ مولفه‌های محیطی بهبود نسبت به رقبا، تعامل با سایر سازمان‌ها، تعاملات میان رقبا، هنجارهای قانونی، رقابت برون سازمانی، فشارهای اقتصادی و دولتی

 

شکل ۱؛ نگاشت عوامل نهایی موثر بر استقرار مدیریت دانش

 

نتیجه‌گیری:

اهمیت مدیریت دانش به حدی است که امروزه شماری از سازمان‌ها دانش خود را اندازه‌گیری کرده و شاخصی برای درجه‌بندی شرکت‌ها در گزارش‌های خود منعکس می‌کنند. آگاهی از دانش موجود در هر سازمانی و نحوه مدیریت این دانش به منظور بکارگیری آن در فعالیت‌‌های مربوطه از اهمیت خاصی برخوردار است. بر این اساس مدیریت دانش با استفاده از ذخایر پنهان و آشکار دانش و ایجاد فرهنگ مبتنی بر دانش در سازمان‌های مختلف می‌تواند یک ابزار و شیوه موفق در جهت هر چه کاراتر نمودن آن‌ها به شمار آید. شناخت جامع عوامل کلیدی استقرار مدیریت دانش و زیر مولفه‌های مربوطه (مضامین فراگیر و سازمان‌دهنده) و توجه به این عوامل می‌تواند در موفقیت و رشد سازمان کمک شایانی نماید.

در این پژوهش ضمن بیان چیستی و چرایی مدیریت دانش و اهمیت، ضرورت و جایگاه آن در سازمان، عوامل کلیدی موثر بر استقرار مدیریت دانش را احصا نموده‌ایم. بدین منظور پس از بررسی و مطالعه پژوهش‌های مختلف مرتبط با عوامل کلیدی تاثیرگذار بر استقرار مدیریت دانش، با استفاده از روش تحلیل مضمون به کدگذاری باز ادبیات نظری در این حوزه پرداخته و پس از آن مقوله‌های اصلی (مولفه‌های کلیدی موثر) را شناسایی و زیرمولفه‌های هرکدام را استخراج نموده‌ایم.

 یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که به منظور استقرار مدیریت دانش باید هفت عامل فرهنگ سازمانی، مدیریت منابع انسانی، ساختار و مولفه‌های سازمانی، فناوری اطلاعات، مولفه‌ها و فرایندهای مدیریت دانش، راهبردها و چشم‌اندازها و مولفه‌های محیطی و زیر مولفه‌های شناسایی شده هر یک را مورد توجه قرار داد و به کار بست.

بر اساس نتایج این پژوهش، دانش در صورتي مي‌تواند به طور مؤثر در سازمان خلق و تسهيم شود كه مورد حمايت فرهنگ سازمان قرار گيرد و بحث تغییر فرهنگ یکی از مهمترین جنبه‌های هر نظام مديريت دانش به شمار مي رود.

مدیریت منابع انسانی و مدیریت دانش ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند و تاکنون نیز بسیاری از طرح‌های مدیریت دانش به علت بی‌توجهی به منابع انسانی با شکست روبه رو شده‌اندو با توجه به ماهیت اجتماعی مدیریت دانش، موفقیت چنین سیستمی بدون در نظر گرفتن موارد مرتبط با نیروی انسانی، تقریباً غیر ممکن خواهد بود.

ساختار و مولفه‌های سازمانی می‌تواند مشوق یا مانع موفقیت مدیریت دانش باشد. پرداختن به مدیریت دانش بدون ساختار مناسب و حمایتی امکان پذیر نیست. میزان تمرکز، رسمیت، چگونگی جریان اطلاعات بین واحدها، وضعیت اسناد و مدارك محرمانه سازمان و… عوامل ساختاري مهمی هستند که وضعیت و ویژگی آنها به طور مستقیم بر خلق، انتقال، ذخیره‌سازي و به کارگیري دانش در سازمان تأثیر می‌گذارد.

فناوري اطلاعات از مهمترین عواملی است که در سازمان بر کمیت و کیفیت مدیریت دانش اثرگذاراست و وجود پایگاه‌هاي دانش، گروه‌افزارها، سیستم‌هاي پست الکترونیک و سایر ابزارها کمک می‌کنند تا دانش موجود در سازمان به صورت ساختار یافته در کل سازمان انتشار یابد.

استقرار مدیریت دانش بدون توجه به مولفه‌ها و فرآیندهای مدیریت دانش امکان پذیر نیست. مدیریت دانش به صورت یک فرآیند دارای آغاز و پایان مشخص دیده شده است. فرآیند مدیریت دانش با خلق و کسب دانش آغاز می­شود و با عملکرد پایان می­یابد. هر یک از مراحل فرایند مدیریت دانش در استقرار و پیاده‌سازی آن تاثیرگذار است و یک سازمان باید به هر یک از این مراحل توجه ویژه

پرداختن به مدیریت دانش بدون توجه به راهبردها و چشم‌اندازهای مدیریت دانش از یک طرف و راهبردها و چشم‌اندازهای سازمان از طرفی دیگر، امکان‌پذیر نیست. وجود یک راهبرد منسجم برای شفاف نمودن فلسفه مدیریت دانش و اهداف سازمان، سازمان را در تبدیل شدن به یک سازمان دانش محور هدایت می‌کند.

مولفه‌های محیطی از این حیث در استقرار مدیریت دانش مهم هستند که تحول در هر نظامي مستلزم شناخت عوامل محيطي موثر بر آن است. پیاده‌سازی مدیریت دانش نیز از این قاعده مستثنی نیست. عدم قاطعیت محیطی یک متغیر مهم در مدیریت دانش است.

نوآوری این پژوهش در مقایسه با سایر پژوهش‌ها این است که غالباً در پژوهش‌های مختلف صرفاً برخی از عوامل اصلی جهت استقرار مدیریت دانش، معرفی شده است و در برخی دیگر به برخی از زیر مولفه‌ها نیز اشاره شده است اما هیچ پژوهشی به معرفی جامعی از کلیه عوامل موثر در استقرار مدیریت دانش و زیر مولفه‌های مربوطه نپرداخته است اما در این پژوهش سعی شده است که مولفه­های استخراجی از جامعیت کافی برخوردار باشد.

 

منابع:

  1. آتشك، محمد، ماه‌زاده، پریسا، ۱۳۸۸، روش‌شناسي فرايند مدل‌هاي استقرار مديريت دانش به منظور ارائه روشي تلفيقي، دومین همايش مديريت دانش و علوم اطلاعات: پيوندها و برهم كنش‌ها، صص ۴۱۹-۴۴۷٫
  2. الهیاری فرد، نجف، عباسی، رسول،۱۳۹۰، بررسی الگوی مناسب ساختار سازمانی شرکت‌های دانش‌بنیان، فصلنامه تخصصی پارک‌ها و مراکز رشد، دورة هشتم، شمارة ۲۹، صص ۴۷- ۵۴٫
  3. بختیاری, حسین، ۱۳۸۸، ضرورت و اهمیت مدیریت دانش در عصر اطلاعات، انتشارات بوم سازه، اولین کنفرانس مدیریت اجرایی، تهران.
  4. پورابراهيمي، عليرضا، ميرزنده دل، مرجان، طلوعي اشلقي، عباس، ۱۳۹۱، مديريت دانش در پارك‌هاي علم و فناوري، ماهنامه وب، سال سيزدهم، شماره ۱۴۴٫
  5. تقدسی، روناک، شعبانیان، مهرداد، تقدسی، مرضیه، ۱۳۹۴، بلوغ مدیریت دانش در شرکتهای دانش‌بنیان (مطالعه موردی: شرکتهای دانش‌بنیان در استان همدان)، هشتمین کنفرانس ملی و دومین کنفرانس بین‌المللی مدیریت دانش، تهران.
  6. جعفري مصطفي, اخوان پيمان, مرتضايي اشرف، ۱۳۸۸، مقایسه مدل‌های مدیریت دانش و ارائه یك مدل تركیبی، مدیریت فردا، دوره ۸، شماره ۲۱، صص ۱۵-۲۴٫
  7. حسن زاده، محمد، ۱۳۸۶، مديريت دانش، مفاهيم و زير ساخت‌ها، نشر كتابدار، تهران.
  8. رازینی, روح الله و کریم ابراهیمی، ۱۳۹۴، نقد و بررسی چارچوب‌های پیاده‌سازی کنترل فرآیند آماری (SPC) و ارائه الگوی ترکیبی برای سازمان‌های ایرانی، دومین کنفرانس بین‌المللی ابزار و تکنیک‌های مدیریت، تهران.
  9. ربیعی، علی، خواجوی، زینب، ۱۳۸۹، استقرار نظام مدیریت دانش و ارائه مدل کاربردی در شهرداری تهران، فصلنامه تخصصی رشد فناوری، دوره ۶، شماره ۲۴، صص ۲۲-۲۹٫
  10. ربیعی، علی، معالی، مهناز، ۱۳۸۸، ارائه مدل مفهومی جهت استقرار مدیریت دانش در سازمان‌های ایرانی (مطالعه موردی: شرکت پالایش نفت تهران و فراتحلیل در چند سازمان ایرانی)، مدیریت منابع انسانی در صنعت نفت سال سوم زمستان، شماره ۹٫
  11. رحیمی قاضی کلایه، امیر، امیرافشاری، مهدی، رمضانی، علی، ۱۳۹۲، شناسایی و اولویت بندی عوامل کلیدی زیر ساخت به منظور استقرار نظام مدیریت دانش در سازمان‌های پروژه محور؛ بررسی موردی پروژه‌های پیمانکاری هولدینگ معدنکاری توسعه فدک ایرانیان، مطالعات كمي در مديريت، دوره ۴، شماره ۱، صص ۴۱-۶۰٫
  12. رضایی، صادق، مصدقی نیک، فاطمه، زرانی، ساسان، ۱۳۹۴، نقش ICT در ارتباط با مدیریت دانش در دانشگاه علوم انتظامی امین، فصلنامه مطالعات مدیریت انتظامي، سال دهم، شمارة اول.
  13. رضاييان، علي، احمدوند، علي‌محمد، تولايي، روح اله، ۱۳۸۸، بررسي الگوهاي راهبرد مديريت دانش و راهبرد دانش در سازمان‌ها، توسعه سازمانی پلیس،شماره۶، صص ۳۳-۶۴٫
  14. سعيدا اردكاني سعيد، كنجكاومنفرد، اميررضا، ۱۳۹۰، عوامل موثر بر موفقيت استقرار مديريت دانش در موسسات آموزش عالي (مطالعه موردي: دانشگاه يزد)، كاوش‌هاي مديريت بازرگاني، دوره ۳، شماره ۵، صص ۱۳۶-۱۵۸٫
  15. سوزنچی کاشانی، ابراهیم، زینالو، مهدی، ۱۳۹۴، فصلنامه علمی-پژوهشی سیاست علم و فناوری، سال هفتم، شماره ۳، صص ۲۳-۳۸٫
  16. سهرابی، بابک، دارمی، هادی، ۱۳۸۸، مدیریت دانش: راهکارهای مشکلات جوامع یادگیرنده برخط، دومین همایش آموزش الکترونیک، تهران.
  17. صلواتي، عادل، حق نظر، فرشته، ۱۳۸۸، بررسي تحليلي عوامل زمينه اي موثر براستقرار سيستم مديريت دانش در واحدهاي ستادي شركت ملي نفت ايران، مديريت بهره وري (فراسوي مديريت)، دوره ۳، شماره ۱۰، صص ۷۷-۱۰۴٫
  18. طالبی، کامبیز، سلیمی ترکمانی، مهدی، ۱۳۹۰، شناسایی و اولویت‌بندی عوامل اساسی موفقیت در پیاده‌سازی مدیریت دانش در کسب وکارهای کوچک و متوسط؛ (مطالعه موردی: شرکت‌های قطعه‌سازی فعال ایران خودرو)، نشریه کار و جامعه، شماره ۱۳۴٫
  19. طبرسا، غلامعلی، اورمزدی، نوشین، ۱۳۸۷، تبیین و سنجش عوامل زمینه‌ای‌ برای استقرار مدیریت دانش: مطالعه موردی در شرکت ملی پخش فراورده‌های نفتی ایران -منطقه تهران، چشم انداز مدیریت، شماره ۲۶٫
  20. عابدی جعفری، حسن، تسلیمی، محمدسعید، فقیهی، ابوالحسن و شیخ زاده، محمد (۱۳۹۰). تحلیل مضمون و شبکه مضامین: روشی ساده و کارآمد برای تبیین الگوهای موجود در داده های کیفی. فصلنامه اندیشه مدیریت راهبردی، صص ۱۵۱-۱۹۸٫
  21. عباسی, زهره، ۱۳۸۶، مروری بر مدل‌های پیاده‌سازی مدیریت دانش در سازمان‌ها، اولین کنفرانس ملی مدیریت دانش، تهران، موسسه اطلاع‌رسانی نفت، گاز و پتروشیمی، موسسه تحقیقات و آموزش مدیریت.
  22. عطوفی نجف آبادی، مریم، بنی هاشمی، سیدعلی، ۱۳۹۲، ارائه مدل استقرار مدیریت دانش در صنایع کشور بر اساس فاکتورهای زمینه‌ای، فصلنامه علمی-پژوهشی مدیریت دولتی، دوره ۵، شماره ۲، صص ۵۵-۷۲٫
  23. قربانی، صابر، ۱۳۸۸، چیستی مدیریت دانش، ماهنامه کار و جامعه، شماره ۱۱۶ و ۱۱۷، صص ۴۸-۵۶
  24. محمدی فاتح، اصغر، جوکار، علی، ۱۳۹۰، استقرار مديريت دانش در نيروهاي مسلح، ارائه مورد کاوي تطبيقي از صنايع هوافضاي کشورهاي ديگر، فصلنامه علمی-پژوهشی مدیریت نظامی، دوره ۱۱، شماره ۴۴، صص ۱۲۳-۱۵۸٫
  25. محمدي فاتح، اصغر، جوكار، علي، ۱۳۹۰، استقرار مدیریت دانش در نیروهای مسلح، ارائه مورد کاوی تطبیقی از صنایع هوافضای کشورهای دیگر، مديريت نظامی، دوره ۱۱، شماره ۴۴، صص ۱۲۳-۱۵۷٫
  26. محمودی، امیر حسین؛ افتخارزاده، سید فرهاد، محمدی، بتول، ۱۳۹۲، امکان سنجی استقرار نظام مدیریت دانش در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی و ارائه مدل مناسب، فصلنامه علمی-پژوهشی تحقیقات مدیریت آموزشی دوره ۴، شماره ۱۶، صص ۱۵-۳۸٫
  27. مرادزاده، محمد، کریمی، بنیامین، به آذین، فرید، ده عامل موفقیت مدیریت دانش در سازمان‌ها، ماهنامه تدبیر، سال هجدهم، شماره ۱۶۹، ۱۳۸۵
  28. معمر حور، جمال، ستاری، صدرالدین، کاظم پور، اسماعیل، سلامت آذر، رحیم، علی پور، عادل، ۱۳۹۲، امکان‌سنجی استقرار سیستم مدیریت دانش در سازمان آموزش و پرورش استان اردبیل، فصلنامه علمی-پژوهشی نوآوری‌های مدیریت آموزشی، دوره ۸، شماره ۳، صص ۸۹-۱۰۲٫
  29. میرسپاسی، ناصر، متقی، محمدحسین، سلاجقه، سنجر، ۱۳۸۸، بررسی میزان عوامل مرتبط با کندی تسری نظام مدیریت کیفیت جامع در پیکره بخش دولتی ایران، مجله پژوهش­های مدیریت، شماره ۸۱٫
  30. نیازآذری، کیومرث، عمویی، فتانه، ۱۳۸۶، عوامل موثر بر استقرار مدیریت دانش در دانشگاه‌های آزاد اسلامی استان مازندران، فصلنامه پژوهش در برنامه‌ریزی درسی (دانش و پژوهش در علوم تربيتي-برنامه ريزي درسي)، دوره ۲۱، شماره ۱۴، صص ۹۳-۱۰۶٫
  31. نيسي، عبدالحسين، رنگباري خيني، محمود، ۱۳۸۸، بررسي عوامل موثر در استقرار موفقيت آميز مديريت دانش (مطالعه موردي: سازمان مخابرات استان خوزستان)، چشم‌انداز مديريت بازرگاني (چشم‌انداز مديريت (پيام مديريت))، دروه ۹، شماره ۳۳، صص ۱۲۵-۱۴۲٫
  32. هاشمی، صدیقه سادات، محمدی مقدم، یوسف، محمدی مقدم، الهام، ۱۳۹۰، مديريت دانش، الزامات و چالش‌ها، توسعه مديريت منابع انساني و پشتيباني، دوره ۶، شماره ۱۹، صص ۱۰۱-۱۳۰٫
  33. هوشمند، هانیه، میرافضل، سمیه، رضایی نور، جلال، ۱۳۹۳، ارائه مدلی برای ارزیابی مدیریت دانش سازمان‌های دانش‌بنیان مورد کاوی دانشگاه قم، فصلنامه تخصصی رشد فناوری، ۱۳۹۳، دوره ۱۰، شماره ۳۸، صص ۶۵-۷۷٫
  1. Akhavan P, Jafari, M., Fathian M. (2006). Critical success factors of knowledge management systems: A multi-case analysis, Eur. Bus. Rev, 18(2), pp. 97-113.
  2. Asiedu E. (2015), A Critical Review on the Various Factors that Influence Successful Implementation of Knowledge Management Projects within Organizations, International Journal of Economics & Management Sciences, vol. 4, issue 7, pp. 1-5.
  3. Braun, V., & Clarke, V. (2006). Using thematic analysis in psychology. Qualitative research in psychology, 3(2), pp. 77-101.
  4. Brown, J. D., & Eisenhardt, K. (1997). The art of continuous change: Linking complexity theory and time pace-evolution in relentlessly shifting organizations. Administrative Science Quarterly, pp. 1-34.
  5. Burk, Mike.( 1999), Knowledge Management: Everyone Benefits by Sharing Information.
  6. Chan P, Pollard D. (2001), Implementing Knowledge Management, Journal of Business & Economics Research, Vol 2, No 5.
  7. Chourides, P., Longbottom, D., Murphy, W. (2003). “Excellence in knowledge Management: an Empirical Study to Identify Critical Factors and Performance Measures”, Measuring Business Excellence”, Vol. 7 No.2, pp. 29-45.
  8. Chua A, Lam W. (2005), Why KM projects fail: a multi‐case analysis, Journal of Knowledge Management, vol. 9, issue 3, pp. 6-17.
  9. Davenport, T. H. and prusak, L. (2000), Working Knowledge, How Organization Manage What They Know, Boston, Harvard Business School Press.
  10. Davenport, T.H., De Long, D.W., Beers, M.C, 1998, “Successful Knowledge Management Projects”, Sloan Management Review, 39(2), pp. 43-57.
  11. Farzin M, Kahreh M, Hesan M, Khalouei A. (2014), A Survey of Critical Success Factors for Strategic Knowledge Management Implementation: Applications for Service Sector, Procedia, Social and Behavioral Sciences, vol, pp. 595-599.

[۱] . Rubitz

[۲] . Nonaka & Takeuchi

[۳] . Seemann

[۴] . Swan & Preston

[۵] . Prusak

[۶]. Tom Davenport

[۷]. Hoffman

[۸] . Gupta et ,al

[۹] . Sievby

[۱۰] . The intangible balance sheet

[۱۱] . Guptara

[۱۲]. Gupta et ,al

[۱۳] Braun & Clarke

[۱۴] Lapadat

[۱۵] . Danvenport et al.

[۱۶] . Mohamed Khalifa & Vanessa Liu

[۱۷] . Asiedu

[۱۸] . Soliman and Spooner

[۱۹] . Forcadell

[۲۰] . Guadamillas

[۲۱] Wong

[۲۲] Aspinwall

[۲۳] Chan

[۲۴] Pollard

[۲۵] Luo & Lee

[۲۶] The knowledge agenda

[۲۷] Skryme

[۲۸] Amidon

[۲۹] Holsapple

[۳۰] Joshi

[۳۱] Wong

[۳۲] Performance Measures

[۳۳] Chourides, Longbottom & Murphy

[۳۴] Liebowitz

[۳۵] Hung Et Al

[۳۶] multi-case analysis

[۳۷] Chua & Lam

(Visited 89 times, 7 visits today)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code