بازدید: 5

عنوان مقاله: مروری بر عناصر سازنده سیستم های ارزیابی عملکرد تجاری سازی دانش و تحقیقات دانشگاهی در چارچوب مفهومی مدیریت دانش
مولف: علیرضا مرادی، کاندیدای دکتری تخصصی مدیریت منابع انسانی، دانشگاه تهران (aalirezam60@yahoo.com)
موضوع: مدیریت دانش
سال انتشار(میلادی): ۲۰۱۷
وضعیت: تمام متن
منبع: نهمین کنفرانس بین المللی مدیریت دانش

چکیده: در اقتصادِ دانش محور، بویژه در صنایع جدید که رشد سریعی دارند، مدیریت دانش تأثیری مهم تر و مستقیم تری بر نوآوری دارد .تراکم و کیفیتِ این رابطه از نظرِ رقابت، رشد، ایجاد شغل و کیفیت زندگی، نقش فزاینده ای بر سرمایه گذاری در تحقیق می گذارد. در این میان، تدارک یک سیستم ارزیابی عملکرد منسجم به منظور پایش کارآیی و اثربخشی عملکرد مدیریت و تجاری سازی دانش میتواند نقش کلیدی و سازنده ای را در خط مشی گذاری تصمیم گیران و تصمیم سازان عرصه مدیریت دانش و همچنین سرمایه گزاران ایفاء نماید. در این مقاله سعی شده با کالبدشکافی ماهوی و شکلی در راستای شناسایی عناصر سازنده مدلهای ارزیابی مستخرج از تحقیقات قبلی در خارج از کشور و ایران، علاوه بر اینکه میخواهیم زاویه دید متفاوتی از منظر دانشگاه ها، سازمان های متولی امر تجاری سازی دانش و همچنین دولتها داشته باشیم؛ مروری نیز برنتایج تحقیقات انجام شده در سنوات گذشته مد نظر خواننده قرار گیرد.


مقدمه
دانشگاه ها به طور روزافزونی با افزایش تجاری سازی تحقیقات جدید و کاهش فعالیت های قدیمی نظیر تدریس و تحقیقات مواجه شدند .گسترش تجاری سازی دانش دروازه ای جدید به خصوصی سازی مشترکات علمی و پیشرفت های علمی منجر شده است )چانگ و همکاران،( ۲۰۰۷٫ مطالعه تجاری سازی دانش و تکنولوژی و ابعاد آن بسیار مهم است چرا که چنین تحلیل هایی فراهم کننده مدارک مهمی جهت تصمیم گیری کاراتر بیشتر مدیران و سیاستگذاران می باشد .درحقیقت موضوع تجاری سازی دانش به عنوان یک فیلد جدید در حال حرکت به سمت جلو بوده و مورد توجه محققین قرار گرفته شده است)روتامل و همکاران، ۲۰۰۷ (. در اقتصادِ دانش محور، بویژه در صنایع جدید که رشد سریعی دارند، دانش تأثیری مهم تر و مستقیم تری بر نوآوری دارد .تراکم و کیفیتِ این رابطه از نظرِ رقابت، رشد، ایجاد شغل و کیفیت زندگی، نقش فزاینده ای بر سرمایه گذاری در تحقیق می گذارد .این رابطه همچنین بر توانایی کشورها در جذب یا حفظِ نیروی کار لایق هم نقش تعیین کننده ای دارد .عواملی مانندِ جهانی سازی، به همراه عوامل دیگر به عنوان جزیی از روندِ کلی به سوی توسعه سریع بازار دانش، رابطه صنعت و دانشگاه را دچار تغییرات اساسی کرده است .در حال حاضر در بیشتر کشورها تمرکز سیاست گذاری ها به سمتِ نقش رابطه صنعت و دانشگاه در تقویتِ کارآفرینی در صنایع جدید و سریع الرشد معطوف شده است.
دولت و دانشگاه علیرغم توجه مشترک شان به کارآفرینی دانشگاهی، از برخی جهات فاقدِ اطلاعات و ابزار خاص برای پایشِ کارآفرینی دانشگاهی، ارزیابی بازدهی آن و تحلیلِ روندها و یادگیری از تحقیق ها برای اقدامات سیاست گذاری برتر می باشند  .سیاست گذاران توجه زیادی به بهره ی حاصل از حقوق دارایی معنوی نشان می دهند. از آنجا که بسیاری کشورها اخیرا اصلاحاتی را برای انتقال فناوری صورت داده و در زیرساخت های دانشگاهی سرمایه گذاری کرده اند، سیاست گذاران می خواهند بدانند چه موقع این ابتکارات در زمینه ی انتقال فناوری جدید کافی خواهد بود. علاوه بر این، تواناییِ پیش بینیِ بازده های مالیِ یک دارایی مالی خاص می تواند ابزار مفیدی برای دانشگاه و دولت به شمار آید.
در خصوص ویژگیهای سیستم ارزیابی عملکرد مناسب تجاری سازی دانش و تحقیقات دانشگاهی می توان به موارد زیر اشاره کرد علاوه بر این که نگاه سیستمی به ارزیابی عملکرد مبتنی بر کیفیت جامع است. عمده ترین کارکرد نگرش سیستمی در ادبیات مدیریت، آموختن نگاه کل گرایانه و جامع به پدیده های پیرامون بوده که در ارزیابی عملکرد نیز مورد استفاده قرار گرفته است، زیرا نگاه به ارزیابی به عنوان یک سیستم، از زمینه هایی است که بهبود و کارآمدی آن را میسر می سازد و از دیدِ دانشگاه، سیستم ارزیابی عملکردِ تجاری سازی دانش و تحقیقات دانشگاهی می تواند ایشان را در توسعه ی فعالیت هایی مانند آنچه در زیر آمده پشتیبانی کند:
۱-    تحلیلِ داده های بدست آمده برای توسعه ی سیاست های دانشگاه، استراتژی ها و  ابتکاراتِ مرتبط با تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی.
۲-    برنامه ریزیِ میان مدت، کوتاه مدت و بلندمدت، همچنین تعیین اهداف، بررسی  روندها و تحلیل نتایج.
۳-    ایجادِ اولویت های مشترک و تعیین معیارها با سهامدارانِ خارجی؛ سیاست گذاران، نهادهای حمایت کننده مالی و…
عملکرد کارآفرینی دانشگاهی یا در معنای خاص تر عملکرد تجاری سازی تحقیقات در دانشگاه ها تنها از طریق برگشت اقتصادی به دانشگاه ها ارزیابی نمی شود بلکه از مزایای اقتصادی و اجتماعی گسترده مانند نشر دانش یا ایجاد شغل نیز کنترل می شود .با نگاهی گذرا به ذی نفعان تجاری سازی دانش و تحقیقات دانشگاهی که در هنگام اجرای سیستم های ارزیابی و نظارت از فعالیت های کارآفرینی باید مدنظر قرار گیرند می توان به گستردگی مساله مورد نظر پی برد این ذی نفعان عبارتند از :در سطح ملی سیاستگذاران به دنبال رشد و مزیت های اقتصادی برای جامعه هستند و از این طریق به ارزیابی و کنترل این فرآیند می پردازند، در سطح سازمانی مدیران ارشد و کارمندان به دنبال سود و سهم بازار برای سازمان خود هستند و با در نظر گرفتن کلیه عواملی که منجر به حاشیه سود بالاتر شود به ارزیابی می پردازند، در سطح سرمایه گذاران با تاکید بر شاخص سرمایه این فرآیند را ارزیابی می نمایند، مشتریان نیز در صورت دسترسی به تولیدات و محصولات جدید به ارزیابی می پردازند و محققین تحقیق و توسعه  )مخترعین(  با توجه به درآمدهای حاصل از مجوزدهی و پتنت فرآیند تجاری سازی  تحقیقات دانشگاهی را ارزیابی و کنترل می نمایند )یداللهی فارسی و همکاران، ۱۳۹۰).

خروجی تحقیقات صورت گرفته پیرامون عناصر تشکیل دهنده سیستم ارزیابی عملکرد و تجاری سازی دانش و تحقیقات 
عوامل زیادی می تواند نگرش دانشگاه ها را در مورد جنبه های سودمند پژوهش ها و تلاش برای همکاری با شرکت های خصوصی به صورت فعال تغییر دهد .یکی از آنها جستجوی منابع بیشتر برای تأمین بودجه های پژوهشی در پی کاهش بودجه های دولتی است .
همچنین تغییرات در سیاست های دولتی در این زمینه نیز بسیار مهم است که در نتیجه منجر به افزایش مشارکت صنایع به روش های گوناگون شده است .این سیاست ها بازه گسترده ای را، از تقویت همکاری و مکانیزم های انتقال به درون یا بیرون از دانشگاه، تا تأمین بودجه های دولتی وابسته به مشارکت صنعت، در برمی گیرد.
افزایش تجاری سازی دانش باعث افزایش موضوعات خط مشی گذاری و مدیریتی شده است و این مقوله موجب شروع تغییراتی در دانشگاه ها، شرکت ها و جامعه شده است .برای دانشگاه ها و موسسات تحقیقاتی، گرایش به سمت تجاری شدن منعکس کننده فشاری اجتماعی برای افزایش سود اجتماعی )برای مثال افزایش شغل یا خلق ارزش(که با سرمایه گذاری عمومی که در امر تحقیق شده و همچنین تلاشی در جهت رشد دانشگاه ها همسو است )مارکمن و همکاران، ۲۰۰۸).
در گزارش انجمن دانشگاه ها و کالج های کانادا بطور خاصی بر تجاری سازی دانش و تحقیقات دانشگاهی متمرکز شده است و برای افزایش تجاری سازی تحقیقات توسط دولت چارچوبی ارائه می نماید که در آن بودجه تحقیقات فدرال مشخص شده است .این انجمن تعهد کرده است که دانشگاه های کانادا عملکرد تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی را سه برابر می نمایند. با توجه به تعهد به سه برابر کردن مقدار تجاری سازی تحقیقات، معیار های خاص توسط موسسات تجاری سازی تحقیقات و بررسی آماری کانادا از تجاری سازی دانشگاه ها اشاره شده اند .این موارد شامل درآمد ها و هزینه های مرتبط با مالکیت معنوی، شرکت های دانشگاهی)سهامی که در این شرکت ها دارند(، افشای اختراعات ، کاربردهای پتنت ها، پتنت هایی که اهدا شده اند، مجوز های جدید و درآمدها از مالکیت معنوی هستند .جزئیات بودجه های تحقیقات که توسط آمار موسسات تحصیلات عالی گزارش شده است، خط مشی هایی برای تملک مالکیت معنوی دانشگاه، قراردادها و مشاوره ها ارائه می دهند اما خروجی های چنین خط مشی هایی پوشش داده نمی شوند  )رید، ۲۰۰۳ ). براساس تعداد رو به افزایش مکانیزم های حمایتی تجاری سازی تحقیقات در دانشگاه، منطقی به نظر می رسد که هریک از آنها را بخشی از یک نظام کامل ببینیم.
در همین راستا کلارک مطرح می نماید که بررسی های او بر روی دانشگاه های کارآفرین نشان می دهند که در دانشگاه کارآفرین ارزش های سازمانی و ساختارها و رویه ها باید در قالب یک سیستم و با هم در نظرگرفته شوند .و برای ایجاد یک سیستم تجاری سازی باید عناصر مختلفی شامل انگیزش و آموزش به بنگاه ها تا حمایت از پروژه های تجاری سازی ازجمله مراکز نوآوری، انکوباتورها، دفاتر اهدا پتنت )حق امتیاز(، بودجه های سرمایه اولیه، مراکز ثبت اختراع و صندوق های سرمایه گذاری برای شکل گیری شرکتها باهم در نظر گرفته شود .وی با اشاره به ذی نفعان تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی خود دانشگاه، موسسات دولتی، سازمان های غیر دولتی، شرکت های خصوصی از آنها به عنوان بازیگران مختلفی که به تنهایی یا به صورت مشارکتی درگیر تجاری سازی دانش هستند و برای افزایش عملکرد تجاری سازی تحقیقات تلاش می نمایند نام می برد و آنها را نیز در این موضوع دخیل دانسته و مشارکت آنها را ضروری می داند.
بر طبق گزارش یونیکو (۲۰۰۸)، یکی از هدفهای اصلی تشخیص معیارهای اندازه گیری موفقیت و اثربخشی انتقال دانش در دورنمای اقتصادی وسیع است، همچنین تحلیلی متعادل در مورد این که دانشگاه ها چه چیزی را در فعالیتهای انتقال دانش باید اندازه گیری نمایند آمده است .و سوال مهمی را مطرح می نمایند که معیارهای ما چه چیزی را باید اندازه گیری کنند؟خود فعالیت های انتقال دانش را یا تأثیرات اقتصادی آنها را؟ .و در پاسخ به این سوال مهم با در نظر گرفتن اجماع بین خبرگان و ذی نفعان تجاری سازی دانش و تحقیقات دانشگاهی، ارزیابی دانشگاه ها را بر روی سنجش فعالیتهای انتقال دانش که انجام می دهند متمرکز می کند و معیارهای کمی و کیفی برای این سنجش را مطرح می نماید.
لوئیس و همکاران (۱۹۸۹) به بررسی رفتار و میزان علاقه اعضای هیأت علمی علوم زیستی به درگیر شدن در جنبه های مختلف انتقال تکنولوژی مثل تجاری سازی تحلیل کرده اند .آنها دریافتند که مهمترین شاخص در دخیل شدن در تجاری سازی تکنولوژی، هنجار های گروه های منطقه ای است و سیاست های دانشگاه و انواع متفاوت ساختار های سازمانی تأثیر اندکی بر این فعالیت دارند.
پاویت (۱۹۹۸) نتیجه گیری می نماید که پتنت های اجرایی برای دانشگاه تنها سهم کوچکی از تحقیقات دانشگاهی برای تغییرات تکنولوژی را فراهم می نمایند و تمرکز بر ارجاعات پتنت را به عنوان معیاری برای ارزیابی مفیدتر می داند.
آگراوال (۲۰۰۱)  مرور جامعی بر ادبیات انتقال دانش بین دانشگاه و صنعت دارد .وی بر اساس یافته های تحقیقاتش به وجود مسئله ای اشاره می نماید :طبیعت توده ای از معیارهای موجود، منحصر و خاص بودن مسیر را در حالت ابهام قرار می دهد .ما معتقد نیستیم که معیار ها نامناسب هستند بلکه باید آنها به صورت درستی تفسیر شوند، به خصوص این که هر معیار باید در پرتو مسئله مطرح شده مورد بررسی قرار گیرد.
دی گریگوریو و شین (۲۰۰۳) دریافتند که دانشگاه های مشهورتر فعالیت های دانشگاهی بزرگ تری به نسبت دانشگاه های دیگر دارند .همچنین نشان دادن که تاثیر اعتبارات مخاطره آمیز دانشگاهی قابل چشم پوشی است.
لاکت و همکاران (۲۰۰۳) دریافتند که درآمد کل تحقیق در ایجاد شرکت های دانشگاهی تاثیر مهمی دارد .همچنین نشان دادند که قابلیت های توسعه کسب و کار مهم است، و میزان اهمیت آن برای شرکت های دانشگاهی که از سرمایه گذاری خارجی استفاده می کنند بیشتر از شرکت های دانشگاهی است که سرمایه خارجی جذب نمی کنند.
لاکت و همکاران (۲۰۰۵) نشان دادندکه مجوزدهی برای استراتژی های نقدی یا دفاتر انتقال فناوری ارتباط بسیار کمی با پیدایش سرمایه مخاطره آمیز دارد، مجوزدهی برای استراتژیِ سود رابطه مثبتی با تشکیلِ شرکت دارد و تحقیق هایی که حمایت مالی می شوند ارتباط منفی با شکل گیریِ سرمایه مخاطره آمیز دارند.
مارکمن و همکاران (۲۰۰۵) در تحقیق خود نشان دادن که ساختار دفاتر انتقال فناوری ارتباط مثبتی با انتقال فناوری جدید با کمکِ شکل گیری سرمایه مخاطره آمیز دارد.
کارلسون (۲۰۰۷) شاخص های ارائه شده برای مقایسه کشور های ایالات متحده آمریکا، سوئد، فنلاند، انگلستان، کشورهای اروپایی و انگلستان را ارائه نموده است که عبارتند از :
هزینه های تحقیق و توسعه عمومی (درصدی ازتولید خالص ملی)
تعداد پتنت های کاربردی در کشورهای عضو در طبقه پتنت های تکنولوژی های پیشرفته( به ازای جمعیت در هرمیلیون)
پتنت های کاربردی تکنولوژی های پیشرفته سازمان پتنت اروپایی در هر میلیون جمعیت،
درصدی از اشتراک پتنت های کاربردی سازمان پتنت اروپایی،
نرخ رشد به درصد پتنت های کاربردی،
سرمایه گذاری مخاطره پذیر بیو تکنولوژی در هر یک میلیون واحد از رشد ناخالص ملی.
موسسه دی ای اس دانمارک (۲۰۰۸) آشکار سازی اختراعات بدست آمده، زمینه های تقاضا برای پتنت، پتنت های صادر شده، مجوزها انتخاب ها و واگذاری های اجرا شده، سبد کلی مجوزهای صادر شده، شرکت های دانش بنیان شکل داده شده، کارمندان دفاتر انتقال تکنولوژی، هزینه های تجاری سازی، درآمد حاصل از مجوزها را به عنوان معیارهای تجاری سازی دانش و تحقیقات دانشگاهی ارائه داده اند.
موسسه C.U.R.I.E در کشور فرانسه سال شروع به کار دفتر انتقال دانش، سطح کارکنان دفاتر انتقال تکنولوژی، هزینه و بودجه تجاری سازی، مخارج تحقیقات، کارمندان تحقیقاتی، توافق نامه های تحقیقاتی، ارزش خالص قراردادها، اختراعات آشکار شده، تقاضا برای پتنت، پتنت های فعال در حال حاضر، مخارج مجوزها، مجوز برای شرکت های دانشگاهی، مجوز برای شرکتهای کوچک، مجوز برای شرکتهای بزرگ، مجوز برای سازمانهای غیر تجاری، مجوز برای نرم افزار، مجوز های فعال در حال حاضر، مجوزهای فعال در حال حاضر که به درآمدزایی رسیده اند، شرکت های دانشگاهی، شرکت های دانش بنیان فعال در حال حاضر، شرکت های دانش بنیان فعال با کیفیت استاندارد های سازمان انتقال دانش ، تعداد کارمندان در شرکت های دانش بنیان فعال در حال حاضر، درآمد بدست آمده از مجوزها، درآمد مجوزهای حاصل از پتنت، درآمد مجوزهای حاصل از نرم افزارها، در آمد مجوزهای حاصل از سایر دارایی های فکری را به عنوان معیار ارائه نموده اند.
یداللهی فارسی و همکاران (۱۳۹۰) به طراحی سیستم ارزیابی عملکرد تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی مطالعه موردی پردیس دانشکده های فنی دانشگاه تهران پرداختند. آنها بیان می دارند که مجموعه ای از معیارهای گسترده پیرامون تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی وجود دارد و این نشان از اهمیت تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی و ارزیابی آن در کشورهای مختلف دارد .برای مثال در کشور استرالیا موسساتی به صورت فعال در حال ارزیابی و بررسی تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی هستند و نتایج تحقیقات خود را به طور منظم در اختیار سیاست گذاران و مدیران دانشگاهی و محقیق قرار می دهند .همچنین در هر یک از کشورهای اروپایی موسسه ای برای بررسی و ارزیابی عملکرد تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی وجود دارد .از طرفی رشد چشم گیر تحقیقات و مقالات مرتبط با معیارهای مرتبط با تجاری سازی تحقیقات نیز کاملاً مشهود است و هر یک از محققین قسمتی از معیارهای تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی را مورد بررسی قرار داده اند برای
مثال لوئیس و همکاران (۲۰۰۰) میزان علاقه اعضای هیئت علمی علوم زیستی به درگیر شدن در جنبه های مختلف انتقال تکنولوژی مثل تجاری سازی را تحلیل کرده اند و جنبه های فردی و ویژگی های فردی را مورد بررسی قرار داده اند و تاکید می نمایند که هنجاری گروه های منطقه ای می تواند تاثیر بسیاری بر تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی و شکل و ساختار دانشگاه را بی اهمیت می داند و در مقابل بسیاری از محققان عوامل سازمانی را بسیار مهم می شمارند و عوامل فردی را ناچیز می شمارند برای مثال مارکمن و همکاران (۲۰۰۵) اهمیت موضوع ساختار سازمانی را بررسی نموده اند و به این نتیجه رسیدند که دانشگاه به جذاب ترین ترکیب های مرحله تکنولوژی و استراتژی لیسانس دهی برای ایجاد ریسک جدید  )به عبارت دیگر تکنولوژی در مراحل اولیه اش به همراه لیسانس دادن برای کسب سرمایه(  اهمیت چندانی نمی دهد و احتمال به کارگرفتن آن را هم پایین می آورد، و علت این امر این است که دانشگاه ها و TTO  ها به حداکثر کردن نقدینگی در کوتاه مدت توجه دارند و از ریسک های مالی و قانونی به شدت اجتناب میکنند.
تجاری سازی دانش و تحقیقات دانشگاهی و بررسی آن از ابعاد مختلف می تواند نشانگر پیچیدگی فرآیند و زمینه های شکل گیری تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی باشد در نتیجه معیارهای  ) ارزیابی تجاری سازی تحقیقات نیز پیچیدگی خاصی دارند. برای مثال نیکولا و بیرلی (۲۰۰۳) و موستر و همکاران (۲۰۰۶) در زمینه شبکه های اجتماعی کارآفرینان دانشگاهی و محققین دانشگاهی به تحقیق پرداخته اند ولی ارزیابی این شبکه ها را به صورت دقیق مشخص ننموده اند و تنها بر اهمیت شبکه های اجتماعی شکل دهنده و چگونگی تشکیل این شبکه ها تمرکز کرده اند .حال آنکه همانطور که در گزارش سال ۲۰۰۹ موسسه WG نیز صحبت شده، تعداد زیاد معیارها می تواند منجر به از هم پاشیدگی سیستم ارزیابی شود به طوری که این موسسه تعداد معیارهای پیشنهادی اولیه خود را که بیش از ۴۰ معیار است را به ۱۴ معیار کاهش می دهد. با بررسی دقیق تر معیارهای ارائه شده می توان به این نتیجه رسید که همواره یک جمع بندی کامل از معیارهای تحقیقاتی توسط یک محقق یا موسسه ارائه نشده است و از تمامی جنبه ها برای ارزیابی عملکرد تجاری سازی دانش و تحقیقات دانشگاهی پوشانده نشده است و فقدان یک سیستم ارزیابی عملکرد تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی مناسب کاملا قابل لمس است.
برای مثال جف (۲۰۰۰) در تحقیق خود به طبقه بندی معیارهای ارزیابی عملکرد در سه دسته بندی ورودی، نتایج، خروجی ها )اثرات یا دستاورد ها(  اقدام کرده است که بسیاری از معیارها در قالب این ۳ گروه در نظر گرفته نشده است.
همه محققین و موسسات با توجه به شرایط مختلف پیش روی تحقیق، معیارهایی را انتخاب و در حیطه تحقیق خود بررسی نموده اند یا به اندازه گیری آنها پرداخته اند به همین دلیل هر یک از معیارها بنابر حیطه تحقیق دارای اهمیت و اولویت است و برای مثال برخی از دانشمندان بر حسب تاریخچه ارزشی سیستم ارزشی آکادمیک  )روبرت،( ۱۹۹۱ و عمق فنی نهاد  )فان و سیگل، ۲۰۰۶ ) به انتخاب معیارها پرداخته اند برخی شرایط فرهنگی )کلارک، ۱۹۹۸ ) را در نظر گرفته و معیارهای مرتبط را بررسی نموده اند.
البته محققین بسیاری هم به بررسی جامع معیارها پرداخته اند و همواره تنها به یک طبقه بندی اشاره نموده اند یا پیشنهاداتی را برای استفاده مناسب از معیارها ارائه نداده اند و تقریبا هیچ کدام از آنها یک سیستم ارزیابی عملکرد جامع برای ارزیابی تجاری سازی دانش و تحقیقات دانشگاهی ارائه نداده اند.

(Visited 5 times, 1 visits today)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code